[ad_1]
کال آو دیوتی مسیر پر فراز و نشیبی را تا اینجا طی کرده است. از یک شوتر نظامی با محوریت جنگ جهانی دوم تا همانندساز جنگهای مدرن. این که چطور اکتیویژن موفق شده تا از ۱۸ سال پیش اراعه سالانه این مجموعه را بدون توقف ادامه دهد، یک پیروزی تجاری روی کاغذ است که امسال با مدرن وارفر ۳ یک ناکامی بین هواداران مجموعه محسوب میبشود. با بازدید ویجیاتو همراه باشید.
Call of Duty Modern Warfare III
-
امتیاز کاربران
-
امتیاز متاکریتیک
۵۵
- ژانر
شوتر اول شخص -
تاریخ انتشار کردن
آبان ۱۴۰۲ - پلتفرمها
ایکس باکس سری ایکسایکسباکس وانپلی استیشن ۵پلیاستیشن ۴پیسی - ناشر بازی
اکتیویژن - سازنده
اینفینیتی داخل - درجه سنی بازی
مناسب برای ۱۷ سال به بالا
مدرن وارفر ۳ از هر جهت یک ناامیدی بزرگ نسبت به نامی در حد و اندازه «کال آو دیوتی» است. نامی که از اغاز دهه ۲۰۰۰ نقش ناجی اکتیویژن را بازی کرده و اکنون عامل بدنامی آن شده است. بعد از توانایی مدرن وارفر ۲ که سال قبل آن را بازدید کردم، انتظارات برای ادامه این ریبوت بالاتر از همیشه می بود. به شخصه اصلا فکر نمیکردم که مدرن وارفر ۳، کال آو دیوتی بعدی باشد که اراعه میبشود، چرا که همیشه و حتی در دوران قدیم کال آو دیوتی، کال آو دیوتی مدام بین استودیوهای سازنده آن یعنی اینفینیتی داخل و تریآرک جا به جا میشد. این بار با مدرن وارفر ۳، این چرخش سازندهها اتفاق افتاده، اما نتیجه آشی بینمک و بعضی اوقات اوقات شور است.
قسمت بینمک ماجرا، قطعا کمپین داستانی بازی است که بار آن روی دوش استودیوی نوپاتر اکتیویژن یعنی اسلجهمر بوده است. اسلجهمری که وقتی با نسخههای Advanced Warfare یک پرش رو به جلو داشت و بعدا با نسخههای WW2 این مجموعه را به روزهای خاطرهانگیز جنگ جهانی دوم برگرداند. مدرن وارفر ۳ نه تنها هیچکدام از این کارها را انجام نمیدهد، بلکه فقط نام بزرگترین زیرمجموعه نام کال آو دیوتی یعنی مدرن وارفر را خراب میکند.
مدرن وارفر ۳ درست همانند مدرن وارفر ۲ که سال قبل انتشار شده می بود، تلاش میکند تا با المان نوستالژی بازی کند تا خاطرات مدرن وارفر ۳ مهم را تکرار کند. هر چند که به طور کلی، ریبوتهای مدرن وارفر از نظر داستانی شباهت چندان مستقیمی به بازیهای مهم ندارند و فقط همه انها از یک سری نام و بچه اتفاقات ریز و درشت برای نوستالژی منفعت گیری میکنند اما نتیجه در مدرن وارفر ۲۰۱۹ و مدرن وارفر ۲ قابل تحسین می بود. مدرن وارفر ۳ اما مسیر را کاملا کج میکند تا نه تنها ارتباطی به بازیهای قبلی نداشته باشد، بلکه از روی لجبازی یک بازی ۷۰ دلاری زیاد کم قیمت از آب در آمده است.
داستان بازی قطعا پایینترین نقطه مدرن وارفر ۳ تازه است. بازی به گفتن یک دنباله مستقیم (direct sequel) خستهتر از آن است که بخواهد قصه دلنشین جدیدی را روایت کند. این کمپین داستانی در خوشبینانهترین حالت، نتیجه یک سوءتفاهم بزرگ در تیم روایی و گیم دیزاین بازی و در بدبینانهترین حالت، یک کلاهبرداری بزرگ در قالب یک کمپین ۴-۵ ساعته است.
افتتاحیه کُند و بیرمق بازی اصلا اثری که باید داشته باشد را ندارد. بازی تلاش میکند تا با منفعت گیری از نوستالژی، یک تاثییر شگفت و غریب را روی مخاطب بگذارد، اما مخاطب از همان اول میتواند گمان بزند که زندانیای که به جستوجو آزاد کردنش افتاده، فردی نیست جز آدمبد روس داستانهای مدرن وارفر؛ ولادمیر ماکاروف.
رقابت بین ماکاروف و پرایس، حتی نزدیک به سهگانه مهم مدرن وارفر نمیبشود. یکی از دلایل این اتفاق، حس هول هولکی بودن کمپین بازی است. نه فقط در پروسه ساخت، که بعدا با گزارش بلومبرگ اشکار شد که اسلجهمر کمتر از یک سال و نیم برای ساخت این بازی زمان داشته، بلکه ریتم مرحله های مهم به نحوه خجالتآوری مشکلدار است. ریتمی که علتمیبشود تا ماکاروف قصه، نه تنها آدمبد قبلیاش نباشد، بلکه شخصیتهای دیگر هم که در دو بازی قبلی تا حد زیاد خوبی پخته و پرداخته شده بودند، اینجا حیف شوند.
زمان زمان بازی
داستان مهم: ۵ ساعت
۱۰۰ درصد: ۱۰ ساعت


بازی از سبک جدیدی از مرحله های رونمایی میکند که در نگاه اول، تکهای جداشده از ماموریتهای وارزون در بین داستان می باشند. این مرحله های نه یکی دو تا، بلکه از همان مرحله دوم معارفه خواهد شد و کاملا حس یک نان اضافه را روی ساندویچی دارند که خودش هم به تنهایی آنقدر پربار نیست، چه برسد به این که بخواهد یک چیز اضافه هم همراهش سرو بشود. این مرحله های به کلمه Open Combat، ترکیبی از قصهگویی (که تقریبا وجود ندارد) با یک نقشه سندباکس نسبتا متوسط می باشند که به شما اجازه خواهند داد تا مسیر خودتان را برای پیشروی انتخاب کنید.

در نگاه اول، این مدل از گیم دیزاین دلنشین است، اما نه هنگامی که اسلحههایتان را از داخل جعبههای وارزون انتخاب کنید یا وسط یک مرحله داستانی، با چتر نجات روی دشمنها فرو بیایید. از طرف دیگر، تعدد این مرحله های آنقدر زیاد است که رمق داستان مهم را به طور کلی میگیرد و حتی ریتم آن را بدتر از قبل نمود میدهد. خود مرحله های داستانی هم تعریف بسیاری ندارند. از یک مرحله هواپیماربایی که در واقع همان مرحله No Russian معروف از MW2 است که به نحوه خجالتآوری فقط در حد یک کاتسین مختصر درست شده، تا مرحله های دیگر که از نظر داستانی، چیزی برای اراعه ندارند. در نهایت همه اینها با یک آخربندی ضعیف و غیراصولی، کاری میکنند تا MW3 تازه، فقط یک بازی به شدت فراموششدنی از کال آو دیوتی باشد که حتی با استانداردهای تازه این سری هم قابل تراز نیست.
قسمت چندنفره بازی اما کار آشپز شور ماجراست. اینفینیتی داخل برای این قسمت، به شیوه خودش کار را جلو برده است و ۱۶ نقشه کلاسیک MW2 را به نوعی ریمستر کرده است. توانایی مجدد قسمت چندنفره در این مپها خاطرهانگیز و یادآور روزهای خوب قسمت چندنفره در سالهای ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ است. هر چند که این مپها هیچ کدام با استاندارد امروز بینقص نیستند. از آن جایی که بازی سیستم حرکتی خود را تحول داده تا اپراتورهای بازی مقداری کندتر از قبل شوند، انتظار میرود که بازی حالتی تاکتیکیتر اشکار کند. با این وجود، قسمت چندنفره MW3 پر از نقاط کور و محلهای اسپاونی است که علتمیبشود تا زیاد از بازیکنان از آن سوءاستفاده کنند.

قسمت زامبی بازی تلاش میکند تا رویکردی تازه و نوآورانهتر نسبت به مودهای دیگر بازی داشته باشد. تریآرک که قبلا با سری بلک آپس قسمت زامبی را به یکی از قسمتهای دوستداشتنی کال آو دیوتی تبدیل کرده می بود، اکنون فرمول جدیدی را با ترکیب المانهای وارزون و مود DMZ ساخته است؛ یک توانایی زامبی نیمه اپن ورلد. در این قسمت اکنون به جای این که با یک خانه یا ساختمان کوچک روبرو باشید که در و پنجرهاش نیاز به محکمکاری دارند، یک اسکواد سه نفره خواهید می بود که باید از دست زامبیها فرار کند و قرار است زیاد تر یک توانایی اضطرابتر از قسمت زامبی همیشگی باشد. این تغییرات قسمت زامبی علتشده تا آن حس اسبق را از آن نگیرید و لذت بردن یا نبردن از آن را سلیقهای میکند.
بازی Call of Duty Modern Warfare III با منفعت گیری از نسخهای که ناشر بازی، اکتیویژن در اختیار ویجیاتو قرار داده روی PS5 بازدید شده است.
خلاصه بگم که …
کال آو دیوتی مدرن وارفر ۳ از هر لحاظ یک عقبگرد بزرگ است. نه فقط نسبت به بازیهای کلاسیک، بلکه بازی حتی نسبت به استانداردهای ریبوتهای تازه مدرن وارفر هم زیاد ضعیفتر و بدون نوآوری ظاهر میبشود که حس یک محصول ناقص را القا میکند.


میخرمش
تنها علت برای خرید MW3 قسمت چندنفره با ۱۶ مپ کلاسیک MW2 است که آنها هم بینقص نیستند و یقیناً قسمت زامبی که با تغییرات متعدد، ما را به آینده قسمت زامبی در بازیهای تریآرک مقداری امیدوارتر میکند.
نمیخرمش
قسمت داستانی این بازی به گمان زیاد بدترین و یقیناً مختصرترین قسمت داستانی کل تاریخ این مجموعه با ۴ ساعت گیمپلی است. تغییرات قسمت چندنفره چندان دوستداشتنی نیستند و یقیناً در نهایت بازی نه حس یک محصول ۷۰ دلاری، بلکه حس یک محتوای دانلودی اضافه را میدهد.

-
امتیاز ویجیاتو۵۰ - امتیاز کاربران
- امتیاز متاکریتیک۵۵
منبع