[ad_1]
به گزارش دانشجو
به نقل از دانشجو، بدون شک امام حسین (ع) از همه حوادثی که در سفر پر خطر کربلا پیش خواهد آمد، آگاه است و چندین دفعه این معنی را گفتن فرموده که در سرزمین کربلا به شهادت خواهد رسید. از آن جمله در رؤیای صادقهای که در کنار قبر جدش رسول خدا (ص) میبیند که پیامبر (ص) به او فرمود: «حبیبی یا حسین، کانی اراک عن قریب مرملاً بدمائک، مذبوحاً بارض کرب و بلا من عصابة من امتی» عزیزم حسین جان، گویا به زودی تو را در خون خود غوطهور میبینم که گروهی از امت من تو را در سرزمین کربلا ذبح خواهند کرد.
این چنین در ملاقاتی که ام سلمه در اغاز خروج آن حضرت از مدینه داشت، بعد از شرفیابی اراعه میدارد: «پسرم با مسافرت به سوی عراق مرا غمگین مکن، چون از جدت رسول خدا (ص) شنیدم که میفرمود: پسرم حسین در سرزمین عراق در جایی که به آن کربلا حرف های میشود کشته خواهد شد.»
اصغر عسکری، استاد دانشگاه و پژوهشگر دینی، به بازدید دلایل این نوشته پرداخته که چرا با وجود نهی برخی افراد، امام حسین (ع) زنان و کودکان خانواده خود را همراه برد تا در اتفاق خونین عاشورای سال 61 هجری ناظر وقایع هولناک و دردناک آن روز باشند؟
ترکیب سوالبرانگیز کاروان عاشورا
با دقت به این که امام حسین (ع) میداند که در این مسافرت به شهادت خواهد رسید و از این مسافرت به سلامت بر نخواهد گشت، جای این سوال باقی است که چرا امام حسین (ع) عمل به بردن زنان، دختران، کودکان و حتی طفل شیرخواره میکند؟ و حال آنکه اگر در جایی جنگی رخ دهد اول تلاش میکنند زنان دختران اطفال و سالخوردگان و همه افرادی که قوت جنگیدن و یا دفاع از خود را ندارند از صحنه درگیری و جنگ خارج کنند. اما بر خلاف عرف جاری، امام حسین (ع) در کاروان خویش زنان، دختران، کودکان و پیرمردانی دارد که توان دفاعی ندارند.
در کل ترکیب کاروان امام حسین (ع) سوال برانگیز است که چرا امام حسین (ع) با این ترکیب کاروان از مدینه خارج میشود و در این سفر پر مخاطره قدم میگذارد؟!
تا آنجا که عدهای از خیرخواهان بعد از این که از منصرف کردن امام (ع) نومید شدند، از آن حضرت خواستند که دست کم اهل بیت و فرزندان را با خود نبرد، چون خطر این سفر برای همه حتی برای افراد عادی قابل پیشبینی می بود، و تقریباً میتوان او گفت همه افرادی که آمدند و مصلحتاندیشی کردند، حرکت دادن اهل بیت را کاری بر خلاف مصلحت دانستند.
اما امام حسین (ع) در یک برنامهریزی حساب شده، یک رسالت و یک مأموریت بزرگ را مدیریت میفرماید و اهل بیت و ترکیب کاروان فلسفهای خاص دارد. چون آنها یک مأموریت و رسالت اختصاصیای دارند که باید در این سفر باشند و آن را انجام بدهند تا این قیام به اهدافی که دارد برسد و به خوبی از آن منفعتبرداری شود.
آنچه از این ترکیب کاروان و به همراه داشتن زنان و فرزندان و کودکان به ذهن میرسد، چند چیز است:
اول – از بین بردن توهم جنگطلبی امام حسین (ع)
امام حسین (ع) درصدد اثبات این معنی است که سر جنگ با فردی ندارد. آنها از امام بیعت میخواهند و امام آنها را قبول نمیکند و با یزید بیعت نمیکند.
حتی در روز تاسوعا که دشمن تصمیم دعوا داشت، آن حضرت برادرش حضرت اباالفضل عباس(ع) را فرستاد و یک شب را برای دعا و نماز و قرآن و ذکر و مناجات با خدا مهلت گرفت و فردای آن روز، یعنی در روز عاشورا هم امام (ع) آغازگر جنگ نبوده است. صبر کرد تا آنها دعوا کردند و امام و اصحابش دفاع کردند که دفاع یک حکم واجب شرعی و ملزوم عقلی است.
دوم – اثبات مظلومیت
معلوم است که امام حسین (ع) مظلوم است و مورد ظلم و ستم پسر معاویه قرار گرفته است، اما باید برای اثبات این مظلومیت در تاریخ سند داشته باشد.
شهادت عبدالله بن الحسن و قاسم بن الحسن علیهم السلام و دیگر شهدای کم سن و سال و اسارت و ستمهای روا داشته شده بر زنان و کودکان بیدفاع، سندهای زنده و گویایی بر مظلومیت سیدالشهدا (ع) است.
سوم – به همراه داشتن خبرنگاران صادق، یقین و هوشمند
امام حسین (ع) با یک آیندهنگری هوشمندانه و کاری حکیمانه، با خود خبرنگارانی صادق، فهمیده و هوشمند را به کربلا برد تا همه صحنهها را از نزدیک احتیاط کرده و به دیگران منتقل کنند و اجازه ندهند که افراد ظالم و ستمگر دستگاه بنیامیه، ماجرای کربلا را به سود خود مصادره و مسخ کنند و هر نوعی که خواستند به خبر دیگران برسانند.
اگر امام سجاد (ع) و حضرت زینب (س) و سایرین همراه امام حسین (ع) نبودند، چه فردی میخواست حوادث روز عاشورا را برای مردم نقل کند؟ آیا باید از شمر، خولی، عمر سعد و امثال اینها حوادث را گرفت و به خبر مردم رساند؟! آنها تا چه حد ممکن می بود راست بگویند؟ و مردم و تاریخ چطور ممکن می بود به اخبار آنها مطمعن کنند؟
چهارم – راه اندازی یک سازمان تبلیغات قوی و کارآمد
امام حسین (ع) با آیندهنگری که دارد و میداند که سپس از شهادت خود و یارانش در کربلا، اهل بیتش را به اسارت میبرند، در اغاز حرکت از مدینه به خیرخواهانی که میانها گفتند «حال که خود میروی، اهل بیت را با خود نبر» آن حضرت در جواب میفرمود: «ان الله قد شاء ان یراهن سبایا؛ مشیت الهی بر این تعلق گرفته که اهل بیت مرا اسیر ببیند.»
آن خیرخواهان ظاهر قضیه را میدیدند، ولی امام حسین (ع) با آیندهنگری و دید عمیقی که از قضایا دارد، با خود سخنورانی کارآمد، توانا و مسئلهسنج و زبانهایی گویا با خود میبرد که در کربلا باشند، حوادث را از نزدیک لمس کنند و سپس به افکار عمومی منتقل کنند.
اگر حضرت زینب (س) نبوده است، چه فردی میخواست در کوفه غرق در نشاط و سرور، آن انقلاب را تشکیل کند؟ و مردم خفته را بیدار و تبلیغات سوء دستگاه بنیامیه را خنثی کند؟
اگر حضرت زینب (س) در مجلس یزید در شام نبوده است، چه فردی میخواست پسر ابوسفیان را آنطور تحقیر کند؟ و چه فردی میتوانست آن انقلاب را در شام تشکیل کند که یزید ناچار به عذرخواهی شود و اظهار پشیمانی کند تا آنجا که دستور دهد برای امام حسین (ع) مجلس عزاداری بر پا کنند؟!
نقشی که اسرا و اهل بیت امام حسین (ع) سپس از شهادت سیدالشهدا اجرا کردند و همانند یک سازمان تبلیغاتی قوی، آن هم به طور اسیر در کوفه و شام و در بین راه انجام دادند، نشان داد که بردن اهل بیت و ترکیب کاروان چه کاری حکیمانه و مدبرانهای می بود.
انتهای مطلب/
دسته بندی مطالب
[ad_2]منبع