[ad_1]
به گزارش دانشجو
طی بیشتر از یک دهه قبل آثار بسیاری با این فضا و محتوا انتشار شد؛ آثاری که توانست در برهههایی به اختصاصی در سالهای پایانی دهه 80 و اغاز دهه 90 نظر تعداد بسیاری از اهالی کتاب و علاقهمندان به حوزه ادبیات را جلب کند. خاطرهنویسی زنان توانست با آمیخته شدن با عناصر داستانی و در عین حال نگه داری سندیت روایتها، دریچه جدیدی به روی ادبیات دفاع مقدس و به تبع، مخاطبان کتاب بگشاید.
هرچند این روزها خاطرهنویسی دفاع مقدس کم و بیش با یک متد و شیوه شبیه نوشته و انتشار میشود و نیازمند خلاقیت و نوآوری مجدد است، اما هم چنان توانسته مخاطبان پر و پاقرص خود را نگه داری کند.
عاشقانه فخری و احمد
کتاب «پاییز آمد»، نوشته گلستان جعفریان، از جمله این آثار است که به زندگی یک زوج زنجانی و فراز و فرودهای این خانواده در دهه 60 میپردازد. جعفریان که پیش از این نیز با انتشار کردن آثاری چون «روزهای بیآینه» و «همه سیزده سالگیام» ثابت کرده که فارغ از سلسله روایتها، به عکس العمل انسانها در روبه رو با یک بحران مهم در زندگیشان دقت دارد، در کتاب تازه خود نیز کوشیده در کنار روایتی عاشقانه از این زوج، فارغ از کلیشههای مرسوم، داستان زندگی فخرالسادات موسوی را در گذر از شیرینیها و رنجهای زندگی گفتن کند. مطمئناً نوشتن از زندگی او که در شهر مذهبی چون زنجان زندگی میکند، با این رویکرد، چالشهایی برای نویسنده و راوی به همراه داشته است.
گلستان جعفریان، نویسنده این تاثییر، در او مباحثه با خبرنگار فرهنگی تسنیم، درمورد وجه مشترک «پاییز آمد» با آثار قبلی او- «روزهای بیآینه» و «همه سیزده سالگیام»- او گفت: برای من همیشه نوع روبه رو انسانها با موقعیتهای گوناگون و مشکلاتها همانند اسارت و جنگ مهم است. تا قبل از «پاییز آمد» تمرکزم روی انسان و جنگ، پیچیدگی جنگ می بود و این که یک آدم در روبه رو با آن چه از خودش مشخص می کند. در «پاییز آمد»، انتخاب و قیمت و اهمیت آن نقل است و من فکر میکنم که این جدای از دغدغههای قبلی نیست.
فخرالسادات، راوی کتاب «پاییز آمد»، در این تاثییر دست به انتخاب میزند، او علیرغم مخالفت خانواده با ازدواجش، زندگی با شهید احمد یوسفی را انتخاب میکند. خانواده خانم موسوی علت مخالفت خود را نظامی بودن شهید یوسفی و شرایط جنگی سرزمین اظهار میکنند.
از دل جنگ تا زندگی امروز؛ قصهای که شما را به دهه 60 میبرد
خود شهید یوسفی در زمان خواستگاری، به خانم موسوی شرایط کار او را توضیح میدهد و میگوید که من یا شهید میشوم یا در خوشبینانهترین حالت، علیل خواهم شد. با این حال، فخری با احمد ازدواج میکند. ازدواج او با احمد، تبدیل تحول روحیهاش میشود. او قبل از ازدواج، دختر مقتدر است که اسلحههای گوناگون و سلاح جنگی را میشناسد. اما سپس از ازدواج و به خصوص سپس از بچهدار شدن، او 180 درجه تحول میکند، شکننده میشود و مدام به از دست دادن همسرش فکر میکند. بیم از دست دادن همسر در برههای تبدیل به کابوسهای شبانه فخری میشود.
جعفریان با مطرح این سوال که چرا در راوی ناظر این چنین تغییری هستیم، در ادامه گفت: این نتیجه قرار گرفتن آدمها در شرایط سخت است. حرکت فخرالسادات در این چالشی که در آن قرار می گیرد، پیچیده است. او بعد از مدتی، تصمیم میگیرد که نگرانیهایش را کنترل کند و خودش نهیب میزند که این انتخاب تو بوده است، تو مردی میخواستی که زندگی یک خطی نداشته باشی و با آن رشد کنی.
او با گفتن این که درونیات فخری در این برهه از زندگی متلاطم است، افزود: در این بین، همسرش احمد به کمکش میآید و به او میگوید که به از دست دادن من فکر نکن، تمرکزت را روی زمان حال بگذار و از این لحظات با هم بودن لذت ببر.
نویسنده کتاب «پاییز آمد» با گفتن این که رسیدن به این روایت و گفتن این قسمت از زندگی از زبان راوی، زمانبر می بود و به سختی به آن رسیدیم، پافشاری کرد: به نظرم این دغدغهها و چالشهای درونی فخری، خود مثالای از نوع روبه رو انسان با بحران و جنگ است.
جعفریان در جواب به سؤالی مبنی بر این که زنجان شهر مذهبی و سنتی است، چطور راوی حاضر شده است به گفتن قسمتهای خصوصی از زندگی خود بپردازد و آیا این قضیه برای شما چالش بوده یا خیر، او گفت: پرداختن به این قسمت از زندگی او سخت می بود. هم خانم موسوی و هم فرزند ایشان میانها گفتند که دیگر کتابهای خاطرات همسران شهدا که انتشار شده، به این موضوعات نپرداختهاند. اما من دوست داشتم که کتاب به این سمت پیش برود. نجابت زیاد بسیاری در رابطه بین این دو وجود داشت.
خاطرهنویسی جنگ و چالشهای نهان آن
او با پافشاری بر این که در گفتن زندگی خصوصی شهدا و روابط آنها نیاز نیست که پردهدری کنیم، اضافه کرد: اصلاً قرار نیست با پرداختن به این قسمت از زندگی آنها، به سمت پردهدری حرکت کنیم. نجابتی که بین فخری و احمد هست، جهت میشود که رابطه آنها کمکم قوت بگیرد و به یک مهر واقعی تبدیل شود. همین جهت میشود که جنس از دست دادن برای فخری سخت شود. اگر به این مسائل نمیپرداختیم، نمیتوانستیم بزرگی درد از دست دادن برای فخری را به عکس بکشیم.

او با گفتن این که برای آوردن هر کدام از این قسمتها در کتاب چالش داشتیم و پذیرفتن آن از طرف راوی سخت می بود، در ادامه گفت: کار تا جایی پیش رفت که فرزند شهید بعد از انتشار کردن کتاب، با من تماس گرفت و او گفت مادرم نمیخواهد که کتاب دیگر توزیع شود. اما الآن راوی به این نتیجه رسیده است که درست همین است و باید این مسائل حرف های شود. امام جمعه زنجان نیز بعد از خواندن کتاب حرف های می بود که من جز نجابت از شما چیزی ندیدم.
چرا «پاییز آمد» نسل تازه را شیفته خود کرده است؟
قسمت دیگر سخن بگوییدهای جعفریان به پذیرفتن این کتاب از سوی نسل تازه تعلق داشت. او در جواب به این سوال که ما ناظر یک شکاف نسلی هستیم و سبک زندگی نوجوانان و جوانان با آدمهای دهه 60 کاملاً متفاوت است، مطالعه کتابهایی از جنس «پاییز آمد» چه جذابیتی برای این نسل خواهد داشت، او گفت: اتفاقاً نگاهم این می بود که بچههای دهههای 70 و 80 این کتاب را بخوانند. زیاد از آنها که محجبه هم نبودند، بعد از خواندن این عاشقانه میانها گفتند که انگار روایت روزهای زندگی خانواده آنهاست. در کتاب چالشهای مختلفی ذکر میشود، فخری دختری است که پدرش ارتشی است و در جشنهای شاهنشاهی شرکت میکند، او در انتخاب حجاب و پوشش مختار است. همین الآن هم زندگی او به روز است. مادرش تمایلات فیمنیستی دارد، اما سنتگراست. دوست دارد دخترانش تحصیل کنند، لباس خوب بپوشند و از طلا و جواهرات منفعت گیری کنند. به همین علت است که خانواده ناموافق ازدواج فخری با یک پاسدار می باشند.
ضربان قلب زندگی فخری
او با گفتن این که فخری در آن برهه از زندگی معقتد است نباید زندگی یکخطی داشته باشد و دوست دارد ضربان قلب متغیری داشته باشد، در ادامه گفت: از این جهت این دغدغه را داشتم که با روایت زندگی این زوج، ذهن نسل تازه را هم به فکر و تأمل وادارم. و از نظر دیگر، آنها را با فرهنگ دهه 60 آشنا کنم. در آن دهه، دختر و پسر در اغاز ازدواج یک سیکلی را طی میکردند تا شیرینی عشق در دل هر دو جوانه بزند و ریشه بدواند. این قضیه زیاد سریع بین آنها اتفاق نمیافتاد. برای مثالً در زندگی فخری و احمد سیکلی طی شده تا این دو دست یکدیگر را بگیرند.
سطرهای نانوشته جنگ
قسمت دیگر سخن بگوییدهای جعفریان به لزوم نگاه واقعگرایانه به زندگی زنان در دهه 60 تعلق داشت؛ نگاهی که فارغ از کلیشههای مرسوم و جدای از نگاه شعارزدگی، زندگی دهه 60 و آدمهای آن دوره را به عکس بکشد. او در اینباره او گفت: این دست از آثار زیاد کم می باشند. بعد از گذشت 30 سال، پرداختن به زندگی زنان در جنگ تحمیلی از این منظر خود یک چالش برای نویسنده و راوی است. زنی همانند فخرالسادات که خود کتاب میخواند در ابتدا در روبه رو این نگاه مقاومت میکند و مضطرب است که این روایتها، شهر من را علیه من میشوراند.
این نویسنده در ادامه گفت: خواستدهندگان این کتابها نیز زیاد با پرداختن به زندگی زنان از این منظر موافق نیستند. یک نگاهی داخل ادبیات جنگ شده که به خلافهایی که یک شهید کرده یا پرده دری که داشته، میپردازد و در صفحات سپس میگوید که شهید شده است، اصلاً داخل این قضیه نمیشوند که او چه شد که این تحول را در سبک زندگی داشت. چه سیر و سلوکی را طی کرد؟
او با پافشاری بر این که پرداختن به زندگی اجتماعی آدمهای دهه 60 با نگاهی واقعگرایانه، جایش در کتابهای امروز خالی است، او گفت: من هم در این کتاب و هم در کتاب «روزهای بیآینه» با راویان بر سر پرداختن به این مسائل چالش داشتم. به همین خاطر نوشتن این آثار سه یا چهار سال زمان برده است.
ادبیات جنگ از جمله شاخههای ادبی پر طرفدار در دنیاست، برگ برندهای است که آن را «گنج» توصیف میکنند. با این حال، تسلط نگاه تبلیغاتی بدون در نظر گرفتن اقتضائات زمان، جهت شده تا صدای این آثار کمتر به گوش جهانیان برسد. از این منظر، «پاییز آمد» زمان مغتنمی است برای مخاطب ایرانی و غیر ایرانی تا با فضای دهه 60 بدون روتوش و با نگاهی واقعگرایانه آشنا شوند.
انتهای مطلب/
دسته بندی مطالب
[ad_2]منبع