[ad_1]
به گزارش دانشجو
به نقل از دانشجو، حجت الاسلام والمسلمین حبیب الله بابایی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، امروز هشتم مرداد ماه در نشست علمی «الهیات تعزیت» با اشاره به نوع سوگواری اظهار داشت: نظر بنده این است که منظور از تعزیت در الهیات تعزیت، سوگواری است ولی به گمان زیادً سوگواری فردی نیست بلکه سوگواری با سویههای اجتماعی است. در این نوع هم دو نوع سوگواری داریم و به گمان زیادً در نگاه به یهودیت و مسیحیت و اسلام، امروز این دو سویه کمابیش قابل مشاهده است.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی نوع دیگر تقسیم بندی سوگواری را این گونه تشریح کرد: سوگواریهایی که جنبه این جهانی دارد همانند آنچه در هیروشیما و هولوکاست و کاجرای یازده سپتامبر نقل میشود یا آنچه سیاهان آمریکا از سختیهای خود در بردهداری قبل یاد میکنند و به نوعی دچار تعزیت اجتماعی هستندو در روبه رو آن سوگواری دینی وجود دارد که نمونه آن عزاداریهایی است که در ادیان ابراهیمی وجود دارد از جمله عزاداری برای امام حسین (ع).
او به سوگواری وجودی و سلبی نیز اشاره کرد و گفت: وقتی سوگواری به علت داشتن و وقتی به علت نداشتن و فقدان است. در چشم به راه مسیحیت این که حضرت مسیح (ع) بالای صلیب رفت برای به دست آوردن چیزی و در راستای مقصد وجودی می بود، همانند پاککردن گناهان امت و هدایت مسیحایی است. اما هنگامی بردههای آفریقا مصیبت تحمیلی را توانایی کردند ناشی از فقدان و نداشتن است.
بابایی به نقش معنادهی در سوگواری اشاره کرد و او گفت: بعضی اوقات تعزیت فقدان و تهی شدن از معنی تشکیل میکند و بعضی اوقات تبدیل خشونت اجتماعی میشود. تعزیتهایی که برای مرگهای عادی رخ میدهد با تعزیت برای شهید و شهدا جنس متغیری دارد. وقتی که نوشته خون در راه خدا وجود دارد، تعزیت معطوف به آن خون مقدس هم با آن تعزیتی که در قالب مرگ یک انسان بزرگ حتی رخ دهد متفاوت میشود.
این محقق دینی با باور به این که در خون، تعزیت از جنس حماسه و معرفت است خاطرنشان کرد: خواسته از تعزیت یا ماهیت تعزیت، ماهیت ذکر است. چنانکه در قرآن میفرماید: «فَإِذَا قَضَیْتُمْ مَنَاسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ آبَاءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْرا»
او در ادامه گفت: یاد کردن مراتبی دارد؛ معمولی، متوسط و زیاد عمیق. جایی که ما در حقیقت مصائب محبوب خود را ذکر میکنیم اشد ذکر است چون ربط هستیشناسی با آن اتفاق تشکیل میکند و انسان را عمیقاً دچار آن حقیقت وجودی میکند تا این که یک یاد بسیط و ساده داشته باشیم.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی یاد عشقی، معنوی و وجودی نقل است یاد سازنده است، تصریح گرد: این نوع یاد کردن انسان را به مسیر انسانیت سوق میدهد.
بابایی با اشاره به خطبههای آیتالله عیسی قاسم در نماز جمعه اظهار داشت: ایشان درمورد حضاره الذکر و حضاره النسیان سخن او گفت، به این معنی که برخی تمدنها ذکرپایه می باشند و انسان خود، مرگ، خدا، آخرت و دیگران را یاد میکند و برخی تمدنها هم نسیانپایه یعنی جستوجو فراموشی خدا و خود و دنیا و آخرت و دیگران است و در حالت فراموشی یک زندگی اکنونی و این جهانی تعریف و تبیین میشود.
او با اشاره به مطرح تعزیت از منظر منبع های الهیاتی او گفت: در این ضورت تعزیت ابعاد اخلاقی، فقهی و کلامی اشکار میکند. برای مثالً اگر فردی به عمق آیه «وَتَوَلَّىٰ عَنْهُمْ وَقَالَ یَا أَسَفَىٰ عَلَىٰ یُوسُفَ وَابْیَضَّتْ عَیْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِیمٌ» را فهمیدن کند و بخواهد آن را تبیین کند که چرا یک پیامبر در فراق فرزندش دچار این چنین حزنی میشود، این چه فرمی از عزا را تبیین میکند؟ در برابر عزاداری که برای انتقام و کفرگویی و جزع و فزع و ناله است.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی این چنین به فهمیدن تعزیت انسانی در نسبت با فعل خداوند اشاره کرد و او گفت: یورگن مولتمان در کتاب «خدای به صلیب رفته» تلاش کرده است انسان مسیحی را در بین امید از یکسو و مصیبت از نظر دیگر تعریف کند؛ او که در جنگ جهانی دوم زنده بوده است و مصائب ناشی از بمبارانهای این جنگ را دیده است، این سوال را نقل میکند که خداوند کجاست و آیا تماشاگر این حوادث است یا با ما سوگواری میکند یا این که در جریان مصائب ما نیست.
او این چنین ابراز نظر کرد: باید در الهیات تعزیت سنتهای الهی و کارکردهای الهیاتی تعزیتی را ببینیم و این که آیا اساساً تعزیت یک سلوک عارفانه است و میتواند در پرورش روحی و معنوی جامعه و همدلی بین انسانها و انسجام اجتماعی کارکرد مثبت داشته باشد؟
بابایی تصریح کرد: در مسائل الهیات تعزیت چند قضیه زیاد مهم است یعنی اگر فردی بخواهد با چارچوب نظری سراغ الهیات تعزیت در ادیان برود باید این مسائل را به طور جداگانه مطالعه و استنطاق کند که اگر او گفت و گو از مظلومیت است، در الهیات مسیحیت و یهودیت و اسلام چه جایگاه و تعریفی دارند؟ قضیه مشروعیت و مظلومیت قضیه مهمی است؛ یکی از اندیشمندان غربی جستوجو این بوده است که یهودیت را از منظر تمدنی بازخوانی کند چون معتقد است تا یهودیت تبدیل به تمدن نشود یهودیت، باقی نخواهد ماند.
او در این باره گفت: آنها باور دارند که باید نقاط مظلومیت یهودیت را آشنا کنیم تا برای اکنون خودمان مشروعیت درست کنیم لذا الان سوگواریهای سکولار و سنتی دارند و جستوجو فعالسازی عنصر مشروعیت از طریق مظلومیت می باشند از این رو بر هولوکاست تمرکز میکنند؛ در مسائل غزه هم از ابتدا جستوجو تشکیل این مظلومیت بودند که برای تجاوزات بی رحمانه آنها نتوانستهاند موفق شوند.
این محقق با اشاره به مقوله مرگآکاهی در الهیات تعزیت، او گفت: یکی از اندیشمندان غربی در تحلیل مرگ در دنیای مدرن، میگوید که هر مقدار مدرنیته بر زندگی بشر سایه افکنده است مرگ بهداشتیتر و در عین حال غیرانسانیتر شده است و راهی برای سوگواری در برابر این نوع مرگها هم اراعه نمیشود؛ فردی که به الهیات تعزیت فکر میکند نمیتواند نسبت به مرگ و گونههای آن و مرگ اخلاقی و غیراخلاقی و … فکر نکند؛ اگر فردی فرهنگ مرگ را جدی بگیرد، فرهنگ تعزیت را هم جدی خواهد گرفت.
او خاطرنشان کرد: اساساً وقتی میتوانیم سبک زندگی را درست فهمیدن کنیم که سبک مردن را درست بفهمیم؛ اگر جامعهای سبک مردن را نفهمد، سبک زندگی را هم نخواهد پذیرفت؛ لذا برخی از تمدنپژوهان اعتقاد دارند که شما برای وزن کردن یک تمدن نباید فقطً زندهها را وزن کنید بلکه باید مردهها و نوع مردنها را هم وزن کنید لذا در ادبیات غربی برایشان مهم است که در بین مردگانشان فردی همانند سقراط و مسیح و … را دارند و در ادبیات ما افرادی چون حلاج و شهدا و کربلا را داریم.
او با اشاره به فرموده امام خمینی (ره) مبنی بر این که گریه بر امام حسین (ع) تعزیت و فریاد علیه ظلم است، گفت: یعنی گریه بر قبل فریاد علیه ظلم آینده و حال است. به این علت تعزیت قبل میتواند در کنترل رنجهای امروز مؤثر باشد و صبوری تازه برای عزاهای تازه انسان معاصر به دست آورد.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی این چنین به ربط بین عزا و هویت اجتماعی اشاره کرد وو او گفت: آیا تعزیت فقطً هویت دینی دارد یا هویت دنیوی هم دارد؟ آیا هویت ملی و بومی درست میکند یا هویت بینالمللی و تمدنی تشکیل میکند؟؛ در یهودیت، تعزیت هویت دنیوی درست میکند؛ در مسیحیت یک تعزیت دینی برای خلق هویت دینی اجرا میشود و در اسلام، تعزیتی دینی است که توأمان هویت دینی و دنیوی تشکیل میکند؛ در مسیحیت ایوبشناسی وجود دارد ولی این قبیل تعزیتها اگر هم رخ دهد، زیاد تر در فضای الهیاتی منهای جامعه و فرهنگ رخ میدهد و بر محور شهدا اتفاق نمیافتد؛ در یهودیت جنبش مکابیها در برابر هلنیسم و یونانی سازی را داریم ولی الان به آن توجهی ندارند ولی هولوکاست را هر ساله برای مشروعیت دنیوی خودشان گرامی میدارند.
او با گفتن این که در مسیحیت نیز مقتلخوانی وجود دارد و لباس سیاه میپوشند و سمفونی غمگین هم دارند ولی تبدیل گریه نمیشود، خاطرنشان کرد: یقیناً سه روز سپس هم عید پاک را جشن میگیرند. یعنی این عزا ماندگاری ندارد برخلاف ما که یک یا چند دهه در ماه محرم و ماه صفر عزاداری میکنیم.
بابایی در آخر تصریح کرد: عزا و مقتلخوانی در کشورهای سنی و شیعه پررنگ است و این تعزیتها علتایجاد معنی، معنویت و وحدت اجتماعی، حماسه و مقاومت در این کشورها شده است.
انتهای مطلب/
دسته بندی مطالب
[ad_2]منبع