نقش طوفان الاقصی در همگرایی جهان اسلام روایت شود_دانشجو

[ad_1] به گزارش دانشجو

به نقل از دانشجو، نقش طوفان الاقصی و وجود موفق جمهوری اسلامی در این حادثه، در همگرایی جهان اسلام موضوعی است که باید بر آن پافشاری شود. در کنار این اتفاقات مهم، نوشته روایت‌گری بحثی است که جهت تحکیم عرصه‌های توفیقات جامعه اسلامی می‌شود.

حجت الاسلام و المسلمین محمدعلی میرزایی، عضو هیئت علمی و رئیس اندیشکده جامعةالمصطفی العالمیة، طی یادداشتی به بازدید رویدادهای تازه در منطقه و آینده مقاومت و اهمیت روایت‌گری و پرداخت به طوفان الاقصی اشاره کرده است.

آیا می‌شد جلوی این شهادت‌ها را گرفت؟

به‌طور طبیعی باید به علت شهادت سرداران بزرگ جهان اسلام، و به اختصاصی شهادت عالم جلیل‌القدر، عارف ربانی، پارسا و حکیم فرزانه جبهه مقاومت، دقت کنیم. سید حسن را باید “حکیم مقاومت” و “حکیم جبهه مقاومت” نامید. من از نزدیک با ایشان ربط داشتم، با او می‌نشستم و سخن بگویید‌هایش را می‌شنیدم. هنگامی به این مکالمات فکر می‌کنم، می‌بینم ایشان زیاد متفاوت بودند؛ با حکمت و ظرفیت بسیار‌ای که داشتند. شهادت این سرداران و این چنین ایشان را باید به حضرت امام زمان (علیه‌السلام) و امت اسلامی تسلیت او گفت.

نمی‌توانیم فقطً با دادن شعارها و تحسین شهیدان کار را به آخر برسانیم. اگر مدام شهادت‌ها را به پیروزی‌ها پیوند دهیم، کی می‌توان سوال کرد: آیا می‌شد جلوی این شهادت‌ها را گرفت؟ نمی‌توانیم تنها یک جنبه از تکریم را مورد دقت قرار دهیم و قضیه را به آخر برسانیم. این که از شهادت شهدا تشکر کنیم و مسئولیت‌های تمدنی و جهانی خود را فراموش کنیم، درست نیست. ما باید خود را محاسبه کنیم و بپرسیم آیا امکان جلوگیری از این فاجعه تاریخی وجود داشت یا خیر. این‌ها مسائل مهمی می باشند که نباید از آن‌ها غافل شویم.

من تصمیم ندارم سخن خود را با تلخی اغاز کنم، اما باید بگویم که در روایت‌گری تمدنی ما با مشکلاتی روبه رو شده‌ایم. قسمت اول سخنم درمورد روایت تمدنی طوفان الاقصی است. می‌خواهم بگویم که روایت‌گری ما درست و دقیق نیست، چرا که بعضی اوقات نفسانیت انسان‌ها بدون این که فهمید شوند، داخل روایتشان می‌شود. برخی افراد، بدون دقت، همه ناکامی‌ها و لغزش‌های خود را به این نسبت خواهند داد که “اینجا خدا نخواست” یا “مشکلات از این‌جاست.” اما من باید در برابر ظرفیت‌های جهان اسلام پاسخگو باشم.

در جهان اسلام، خارج از جمهوری اسلامی، من در قرن تازه هیچ ظرفیت انسانی و تمدنی بالاتر از سید حسن ندیدم. اگر بخواهیم اوج ظرفیت‌های تمدن‌سازی در جهان معاصر را نام ببریم، سپس از حضرت آقا و در ایران، باید سید حسن را ذکر کنیم. از دست دادن این چنین شخصیتی قضیه‌ای بزرگ است.

 

 

آخرین اخبار ورزشی ,فرهنگ وهنر ,تکنولوژی و اقتصادی را در وب سایت خبری دانشجو بخوانید.

الزام دقت به روایت و روایتگری قوی

مشکل فرد دیگر که داریم، در روایت‌گری است. جمهوری اسلامی در بزرگترین اتفاق تمدنی سال‌های تازه، دارای روایت و روایتگری قوی نیست. ما باید روایتی را نقل کنیم که عقلانیت جهانی آن را فهمیدن کرده و بپذیرد. اگر فقطً به دادن شعارها بپردازیم، این به درد خودمان می‌خورد، اما برای روایت یک حادثه تمدنی، کافی نیست. ما نیاز به تحلیلگران قوی داریم، افرادی که بتوانند بدون شعارزدگی و با رویکردی درست و منطقی مسائل را تحلیل کنند.

متأسفانه، در این عرصه ضعف داشته‌ایم و زخم بزرگی در اینجا وجود دارد که باید به آن دقت کنیم و برای آن راه حلی اشکار کنیم.

روایت طوفان الاقصی به گفتن ابرروایت تمدنی

یکی از ابرروایت‌های تمدنی، “روایت طوفان الاقصی” است. یقین باشید علت آن این است که طوفان الاقصی یک بازی تمدنی را به هم زد. اسرائیل خود یک پروژه تمدنی می بود، اما ذات این حرکت اسرائیل ضدتمدنی است؛ ذات آن ویرانگری تمدنی است. یقیناً هنگامی از تمدن سخن بگویید می‌کنیم، منظور ما تمدن به معنی مثبت آن نیست که رفتارهای انسانی و ارزشی داشته باشد. به طور خاص، منظور من تمدن غرب است که رفتارهایش را انسانی و اخلاقی نمی‌دانم.

طوفان الاقصی همانند آن آرپیچی‌ای است که رزمندگان در جنگ به بدنه تانک می‌زدند؛ آرپیچی کوچکی که برجک تانک را می‌کند و 60 متر آن‌طرف‌تر پرت می‌کرد. طوفان الاقصی این چنین تأثیری داشت؛ از نظر جغرافیایی و تعداد نیروها احتمالا کوچک به نظر برسد، اما همانند آرپیچی‌ای که ساختار به ظاهر عظیم و قوی تمدن غربی را فروپاشید، عمل کرد.

مسئله مهم این است که روایت این حادثه بازیچه نیست؛ بلکه یک حرکت بزرگ است. انسان نمی‌تواند اسرائیل را بدون شناختن تاریخ تغیرات آن در 70-80 سال قبل و حتی قبل از آن فهمیدن کند. آمریکا و اسرائیل قسمت‌های مهمی از جریان استعماری جهان می باشند، همانطور که نبی در کتاب “المسألة الیهودیه” 60 سال پیش اشاره کرده می بود که اسرائیل خط مقدم استعمار است. او این نوشته را 20 سال قبل از انقلاب ما حرف های می بود. به این علت، طوفان الاقصی قضیه‌ای کلیدی در این تاریخ است و باید به گفتن یک ابرروایت تمدنی برداشت شود.

راوی این حادثه باید عقل تمدن‌محور داشته باشد. ما در چالش روایت‌گری طوفان الاقصی هستیم و متأسفانه تلویزیون‌های ایران پر از شعارها و خبرهای پراکنده و نامرتب‌اند. نتوانسته‌ایم بینشی انسانی، اسلامی و تمدنی تشکیل کنیم که عمق و پیوستگی داشته باشد.

اگر روایت درست انجام نشود، تاریخ محو خواهد شد. روایت‌گری درست زیاد مهم است. خدا رحمت کند سید حسن را که در سخنرانی آخرش او گفت: “ضربه‌ای که ما خوردیم بی‌سابقه می بود.” این سخنان در اوج عقلانیت، صداقت و شفافیت می بود، و او رهبری خواستنی برای جهان عرب و اسلام است. این چنین روایتی به تحلیلگر و راوی پشتیبانی می‌کند تا قضیه را به درستی تحلیل کند. شعار دادن و زدن و کوبیدن یا نزدن و نکوبیدن هر دو نادرست‌اند؛ باید روایت درست شکل بگیرد تا فرمانده بتواند درست تصمیم بگیرد.

طوفان الاقصی یک ابتلای تمدنی است

مسئله دوم این است که طوفان الاقصی یک ابتلای تمدنی است. این حادثه نتیجه هزار سال کنشگری مسلمانان است. اگر انقلاب اسلامی نبوده است، طوفان الاقصی رخ نمی‌داد؛ همان گونه که طوفان انتقام از خون حاج قاسم نشأت گرفت. نمی‌خواهم بگویم فقطً برای این می بود، اما اگر امام و انقلاب نبوده است، عرصه‌ها فراهم نمی‌شد و انسان‌هایی که بتوانند این چنین حرکتی را انجام بدهند، پرورش نمی‌شدند. طوفان الاقصی امت اسلامی را در بوته آزمون قرار داد و به ما نشان داد که با شعارها چه مقدار می‌توانیم کار کنیم.

الان یک سال است که هواپیماهای اسرائیلی به فلسطین دعوا می‌کنند. هرچند دسترسی مستقیم به فلسطین نداریم، اما حالت لبنان نیز فاجعه‌بار است و حملات اسرائیل به آن سرزمین ادامه دارد. اینها نشان‌دهنده چالشی است که ما با آن روبه رو هستیم.

حالت واقعاً فاجعه‌بار است. ما نه زمان داریم، نه برنامه، و نه حتی منبع های کافی برای پوشش دادن تخریب‌های اسرائیل. یقیناً از جنبه‌های حماسه‌سازی و تاریخ‌سازی که در این وقایع رخ می‌دهد هم نباید غافل شد، اما هنگامی به حقیقت شرایط می‌نگریم، می‌بینیم در برابر وجود 24 ساعته پهپادها و هواپیماهای نظامی اسرائیل در لبنان عملاً هیچ واکنشی نشان نمی‌دهیم. این قضیه زیاد مهم است. احتمالا دلایل مختلفی همانند دخالت‌های روسیه، یا محدودیت‌های لجستیکی در کار باشد، اما مسئله مهم این است که ما در برابر نیروی هوایی اسرائیل در لبنان منفعل هستیم و این ضعف ما را مشخص می کند.

هنگامی می‌گویم این شرایط یک “ابتلا” است، منظورم آزمونی نیست که قرآن به آن اشاره می‌کند؛ آن مفهوم زیاد تر به فتنه نزدیک است. اما در اینجا، ابتلا یعنی قرار گرفتن امت در شرایطی سخت که آنها را وادار می‌کند تا بفهمند چه مقدار توانایی دارند و کجا ضعف دارند. این ابتلا نیروی سازنده‌ای برای امت اسلامی است. در لبنان، ما در حال ساختن امت هستیم، چون خود را در شرایطی قرار داده‌ایم که هیچ زمان قبلاً با آن روبرو نشده‌ایم. در نتیجه، این توانایی به ما پشتیبانی می‌کند تا نقاط قوت و ضعف خود را شناسایی کنیم و کم کم رشد کنیم. ابتلا در این معنی یک فرآیند سازنده است که بر همه جهان اسلام تأثیر می‌گذارد، چه بخواهیم چه نخواهیم.

اگر قضیه فلسطین و این نزاع بدون پیروزی کامل و بدون در نظر گرفتن ملاحظات به آخر نرسد، وجود و مبنا هستی تمدنی انقلاب ما در معرض خطر قرار می‌گیرد. در این چنین جنگ وجودی، نمی‌توانیم به ماهیت‌ها فکر کنیم؛ هنگامی بقای ما در خطر است، برتری مهم ما باید بقا باشد. اگر فردی قرار است ما را نابود کند، دیگر نمی‌توانیم در رابطه آینده یا پیامدها فکر کنیم؛ باید برای جلوگیری از نابودی تلاش کنیم.

مسئله دیگر، جابجایی حیرت‌انگیز معادلات در طوفان الاقصی است. این اتفاق واقعاً معادلات جهان را به هم ریخت. اسرائیل طی 70 سال با افترا و تزویر، خود را به گفتن یک دموکراسی اخلاقی و صلح‌طلب معارفه کرده می بود، در حالی که مسلمانان و اعراب را جنگ‌طلب و ویرانگر نشان می‌داد. 70 سال تلاش کردند این عکس را به جهان بفروشند. با این حال، طی کمتر از یک سال، چهره واقعی و پلید صهیونیسم و اسرائیل برای جهان، حتی در قلب آمریکا و غرب، کاملاً آشکار شد. این فروپاشی رسانه‌ای و اخلاقی اسرائیل یکی از بزرگترین دستاوردهای طوفان الاقصی است.

در این زمان، معادلات تعداد بسیاری، هم به طور مثبت و هم منفی، دچار تحول و تحول شدند. برخی از معادلات مثبت به هم ریختند، و این چنین شعارهایی که ما بعضی اوقات به کار می‌بردیم نیز دستخوش تحول شد. اما جنبه‌های مثبت این تغیرات غالب می بود.

یکی از با اهمیت ترین نکاتی که می‌توان اشاره کرد، آزادسازی ظرفیت‌ها می بود. طوفان الاقصی بیشترین نعمت خداوند می بود برای این که ظرفیت‌های امت اسلام آزاد شود. امروز، حس قوت در بین مسلمانان حاکم است و دیگر حس ضعف نمی‌کنیم. چیزی که به آن به گفتن یک خیال نگاه می‌کردیم، اکنون به حقیقت تبدیل شده است.

نقش طوفان الاقصی در همگرایی جهان اسلام

مسئله دیگر، او گفت و گو همگرایی جهان اسلام است. در دیدار اخیرم از لبنان، نزدیک به یک ماه پیش، یکی از شخصیت‌های معروف، آقای قاسم، به من او گفت: «اگر فقط یک ماه اینجا بمانی و با چهره‌هایی که قبلاً نسبت به شیعه کینه‌توز بودند سخن بگویید کنی، می‌بینی که همه تحول کرده‌اند.» طوفان الاقصی و وجود موفق جمهوری اسلامی در این حادثه، علتشد که بیشترین نرخ وحدت و همگرایی در جهان اسلام شکل بگیرد.

یک مسئله دیگر هم او گفت و گو چالش نظریات «نیشن استیت» (دولت ملت) در روبه رو نظریات «امت تمدنی» است. تفکیک این دو قضیه خیانت است. اما به نظر من، اختلاف این دو الزامی است. نباید کار امت‌سازی را با دولت‌سازی نادرست گرفت. اگر یک اتفاق با ماهیت دولت‌ملت‌سازی شکل بگیرد، این اتفاق در عرصه امت تمدنی کارایی کافی نخواهد داشت. ما با پناه بردن به ظرفیت‌های انقلاب، باید دولت ملت خود را به سمت امت تمدنی سوق دهیم.

سید حسن نصرالله (رحمة‌الله‌علیه) در آخرین سخن بگویید‌هایش به این نوشته اشاره کرد و در مصاحبه با الجزیره در برنامه «بلاحدود» او گفت که ما حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را به گفتن امام و ولی فقیه می‌شناسیم.

انتهای مطلب/

دسته بندی مطالب

کسب وکار

اخبار ورزشی

اخبار اقتصادی

فرهنگ وهنر

سلامتی

اخبار تکنولوژی

[ad_2]
منبع

پیشنهاد ما به شما

دیدار حدادعادل و وزیر فرهنگ ارمنستان برای تقویت روابط فرهنگی

دیدار حدادعادل و وزیر فرهنگ ارمنستان برای تحکیم روابط فرهنگی_دانشجو

[ad_1] به گزارش دانشجو به گزارش دانشجو، غلامعلی حداد عادل که برای بازدید برنامه‌های آموزش …