[ad_1]
به گزارش دانشجو
به نقل از دانشجو، ازدواج آسان یعنی در شرایطی که جامعه با چالشهای اقتصادی روبه رو شده و در شرایطی که تدبیرها مسئولان امر پاسخگوی نیاز معیشتیِ قشری از جامعه نیست، خانواده عروس و داماد و خود زوجین نسبت به امر اقتصادیِ ازدواج سختگیری نداشته باشند؛ همگان میدانیم سوگوارانه زمانها است فرهنگی بر سرزمین ما حاکم است که پسر و دختر برای اغاز زندگی مشترک باید هزینههای گزافی را متحمل شوند؛ ما سنتهای حسنهای داشتیم که به مرور زمان به حاشیه رفتند و جای خود را به تجملات و پولپاشیهای بیمورد و بیپایه و مبنا دادند. شیربهایی که پشتیبانی به خانوادهی عروس برای تهیهی جهیزیه می بود، شکلی اجباری به خود گرفت و جهیزیهای که پشتیبانی خیرخواهانه برای تهیه اسباب «الزامی» (نه غیر الزامی) می بود، از مدارِ انسانیِ خود خارج شد.
در واقع همه فلسفه شیربها و جهیزیه، پشتیبانی به عروس و داماد برای اغاز زندگی مشترک یا ازدواج آسان می بود و نیتی خدایی در آن نهفته می بود، اما اکنون این سنت حسنه تبدیل به بزرگترین معضل خانوادهها شده است. توقعات بیجایی که خانوادههای طرفین نقل میکنند، جز اضطراب و تشویش و تلخ کردن شیرینی امر ازدواج به کام زوجین حاصلی در بر ندارد؛ مضاف بر این که به گمان زیاد تبعات منفی فرد دیگر را برای خانواده طرفین به همراه دارد، به این صورت که خانواده پسر و دختر برای تهیه شیربها و جهیزیه مجبورند بدهیهای بسیاری را متحمل شوند و تا زمانها زیر بار قسطهای بالا بروند؛ در حالی که با آن مبلغی که برای اقلام غیر الزامی صرف کردند، میتوانستند برای تهیه منزل یا رهن منزلی بهتر کنار بگذارند تا فرزندانشان با آسودگی بیشتری زندگی خود را اغاز کنند؛ چرا که آسودگی فرزند، آسودگی خود والدین است.
آیا عقلانی است که خودمان با دست خودمان آسایش و اسایش را از فرزندانمان بگیریم و سپس دود آن بعد از مدتی به چشم خودمان برود، سپس به خدا استغاثه کنیم این مشکل را از ما رفع کن؟ آیا دین این چنین دعوتی از ما کرد که کام ازدواج را برای زوجین تلخ کنیم یا اخلاق انسانی به ما این چنین اجازهای داده است؟ شیربها و جهیزیه بخشی از ماجراست، اجاره تالار و تهیه غذاهای آنچنانی که بعضی اوقات با یک سوم هزینه آن میتوان بساط ازدواج را به راه انداخت و مابقی مبلغ را برای ضروریات زندگی همانند مسکن کنار گذاشت، چالش دیگر اقتصاد ازدواج است. بگذریم از برخی سنتها همانند مراسم حنابندان و عقد و … که هر کدام از آنها برای برخی اقوام هزینههای هنگفت بیموردی را به بار میآورد که خدا راضی است و نه بندهاش. آیا خود والدین زندگی خود را با این سختی اغاز کردند که نسبت به فرزندان خود اینطور سخت میگیرند؟
اما همین که زندگی اغاز میشود، زوجین نباید خود را به تجملات بیمورد وادار کنند که یقیناً عمدهی آنها از خصلت ناپسند چشموهمچشمی نشأت میگیرد. بانویی که برای چشم دیگران راضی میشود به همسر خود سختگیریهای بیجا تحمیل کند و او را وادار کند برای تهیه یکسری لوازم تزئینی بدهی بالا بیاورد، چطور میتواند توقع محبت داشته باشد؟ هرچند برخی مردان امکان پذیر خود راضی به تجملات باشند، اما عمدهی مردان علاقه دارند به طور پلکانی اقتصاد خانواده را سامان دهند و به اندازه وسعشان خانواده را در آسایش قرار دهند. در هر صورت باید بدانیم که سکینه و اسایش از فلسفههای مهم ازدواج است که خداوند در قرآن به آن اشاره کرده است.
در این چنین شرایطی نسخههای دین، نسخههای کارآمد و روش خوبان عالم بهترین الگوهاست. دین که برآمده از فطرت انسانها است محدودیتهای مثبتی برای ما تشکیل میکند که میتوان در پرتو آنها زندگی مؤمنانه و در عین حال نشاط را توانایی کنیم. افرادی که دینمدار می باشند، آسایش بر آنها تسلط دارد و شعارشان در تعامل با دیگران این سخن امیرالمؤمنین علیهالسلام است که فرمود «إرحَمْ تُرحَمْ»؛ یعنی رحم کن، تا به تو رحم شود». هنگامی ما برای رضایت خدا به خانواده دختر و پسر رحم کنیم و بر آنها آسان بگیریم، به طور قاطق خدا هم در زمان خودش به ما رحم خواهد کرد، اما اگر سخت بگیریم، ماجرا برعکس میشود. هنگامی بانویی برای رضایت خداوند به همسرش آسان بگیرد، میتواند توقع داشته باشد که خدا هم در اوقات الزامی بر او رحم خواهد کرد. زندگیِ بیمثال امیرالمؤمنین و حضرت زهرا سلامالله علیها مثالای از زندگی آسان است که در اوج رحمت و شفقت و بدون سختگیریهای بیمورد اغاز شد و این پیوند به قدری مبارک می بود که حاصل آن فرزندانی شد که تا ابد الگوی آزادگان جهان شدند.
به این علت زندگی آسان پیوند عمیقی با دین، عقل و فطرت بشری دارد و هرکه از این سه گزاره منفعت داشته باشد، نه دیگران را به مشقت میاندازد و نه متحمل سختیهای طاقتفرسا میشود.
انتهای مطلب/
دسته بندی مطالب
منبع