نظر سه نامزد ریاست جمهوری در حوزه اشتغال زنان_دانشجو

[ad_1] به گزارش دانشجو

به گزارش دانشجو، مناظره انتخاباتی در حوزه زنان و خانواده با وجود زهره سادات لاجوردی؛ نماینده مجلس شورای اسلامی به نمایندگی از  سعید جلیلی، شیما علی‌آبادی، پژوهشگر و فعال حوزه زنان به نمایندگی از محمدباقر قالیباف، و متین رمضانخواه، پژوهشگر علوم اجتماعی به نماینگی از  مسعود پزشکیان در دانشکده فنی و حرفه‌ای دکتر شریعتی برگزار شد. در این مناظره، نمایندگان نامزدهای ریاست‌جمهوری به سوالاتی حوالی چالش‌های اشتغال زنان، وجود زنان در رده‌های تصمیم‌گیری و مدیرتی دستگاه‌های اجرایی و چگونگی تسهیل وجود اجتماعی زنان و از بین بردن مانع ها پیش رویشان در عرصه‌های گوناگون اجتماعی، جواب دادند. مشروح این مناظره را از نظر می‌گذرانید.

سوال اول: چطور می‌خواهید نقش زنان را در تصمیمگیری‌های کلان سرزمین افزایش دهید؟ جایگاه زنان در هیئت دولت شما کجاست و اختیارات زنان در دستگاه‌ها چطور خواهد می بود؟

رمضانخواه: یکی از با اهمیت ترین مسائلی که عموماً در دهه قبل در ساختار سیاست گذاری سرزمین به طور جدی با آن روبه رو بودیم، قضیه سهم زنان در قوت است. در کشورهای گوناگون و ایران و در طول ۲۰ سال قبل، مدل‌های گوناگون و انواع سیاست‌ها مورد نظر قرار گرفته شده، روی میز آمده و به کار گرفته شده ولی برآیند نتایج مطلوب نیست و حال بیرون این در، به نظر می‌رسد در این ساختار خوب نیست.

زنان در طول تاریخ اجتماعی و در دو عرصه خانواده و عرصه عمومی کنشگری داشتند. ما جامعه شناسان بحثی داریم به گفتن دوگانه عاملیت و ساختار؛ آنجا‌ که افراد اثرگذار می باشند و آنجا که ساختارها اثرگذار می باشند. یکی از با اهمیت ترین مسائل این است؛ آنجا که سهم عاملیت برای زنان زیاد تر بوده، زنان حالت عادلانه تری را توانایی کردند اما برآیند نتایج مشخص می کند جایی که عاملیت‌ها موثر بوده، زنان نقش مساعد ندارند. اگر چند عدد را خدمت شما بخوانم شما فهمید این شکاف خواهید شد.

ما اگر در تاریخ اجتماعی ایران هم ورود اشکار کنیم، از اولین نوشته‌ها یعنی اولین جاهایی که ما مطبوعات ایران را داریم، زنان به گفتن کنشگران و نویسندگان جدی پایه کار می‌آیند. یعنی از سال ۱۲۹۰ که دوره مشروطه اغاز می‌شود، زنان از خودشان، احساساتشان، خانه‌داریشان، فرزندآوری و تجربیاتشان روایتگری می‌کنند. برای مثال بی بی خانم استرآبادی در مخدرات وطن با شیخ فضل الله نوری بر سر این که حقوق زنان و حوزه سیاست گذاری زنان کجا باید بایستد اغاز به مباحثه می‌کند و درواقع این گفتگو را اغاز می‌کند. این فرایند را در نظر بگیرید تا می‌رسیم به دوره قاجار و بالاخره ناصرالدین شاه اذن می‌دهد زنان در فضای عمومی داخل حوزه‌ای همانند تماشای تعزیه شوند. آنجا هم ناظر این هستیم که زنان از خانه بیرون می‌آیند و کنشگری می‌کنند.

اولین مدارس دخترانه را همین خانم استرآبادی با گفتن مدرسه روشنگران راه می‌اندازند. شما اگر نامه‌های مورگان شوستر را که برای اولین بار و به منظور اصلاح رویه‌های مالی و مالیاتی سرزمین از آمریکا به ایران آمد بخوانید؛ یکی از با اهمیت ترین چیزهایی که به آن اشاره می‌کند قضیه کنشگری زنان به گفتن یکی از با اهمیت ترین پایه‌ها است. هنگامی شما تاریخچه بانک ملی را می‌خوانید، زنان به گفتن یکی از کنشگران در اولین انجمن‌ها و گروه‌های تاسیس بانک ملی وجود اشکار می‌کنند. مورگان شوستر نامه‌ای می‌نویسد و می‌گوید این عکس خفقان آلودی که از زن ایرانی در جامعه اراعه می‌کنید اصلاً اینگونه نیست. به عبارت دیگر هرجا که اندک روزنه‌ای گشوده شده زنان، خودشان به میدان آمده‌اند و توانسته اند کنشگری‌های موثر کنند.

آخرین آمار قیمت‌ها و نگرش‌های ایرانیان که در پاییز سال ۱۴۰۲ جمع آوری شده یک عدد زیاد جدی مشخص می کند؛ این عدد چیست؟ آمار مشخص می کند ۶۷ درصد زنان و مردان ایرانی به حق طلاق باور دارند. ۷۷ درصد جامعه ایرانی یعنی زنان و مردان ایرانی با کار کردن زنان در فضای بیرون از خانه موافق می باشند. این چنین ۷۶ درصد جامعه ایرانی با حق ارث برابر زن و مرد موافق است. به عبارتی اگر یک مقدار از فضای گفتمانی و دو قطبی فاصله بگیریم و با حقیقت زن بیرونی روبه رو اشکار کنیم، به نظر می‌رسد زنان توانسته اند در حریم‌هایی که خودشان نقش اساسی دارند همانند خانواده، شرایط را به یک حالت عادلانه برسانند. اما آن چیزی که ممانعت تشکیل می‌کند به نظر می‌رسد سازوکارها و سندهای هزاران صفحه‌ای است که نوشته شده و عموماً اجرایی نشده است.

یکی از با اهمیت ترین مسائلی که ما در حوزه سیاست گذاری زنان و وجود زنان در عرصه‌های مدیریتی داریم سقف شیشه‌ای است که تعداد بسیاری از زنان حتماً برای تحصیل، کار کردن و وجود در فضاهای عمومی با آن روبه رو بودند. یعنی شما مدام یک نگاه جنس دوم را توانایی می‌کنید. برای مثالً در شرایطی که من با یک آقا در شرایط مساوی قیاس شوم، همیشه این در نظر گرفته می‌شود که آقا شرایط  بهتری دارد، مسئولیت حوزه خانواده به دوش ندارد و چون باردار نمی‌شود، زمان بیشتری می‌تواند بگذارد و فرزندانش را راحت‌تر می‌تواند به همسرش بسپارد. دقیقاً اینجا ما با این چنین وضعیتی روبه رو خواهیم می بود و به زنان نگاه فرد دیگر می‌شود.

در سال ۱۳۹۲، ۹۷ درصد زنان ایرانی مادری را فضیلت می‌دانستند ولی سوال جدی این است که اگر ما مادری را فضیلت می‌دانیم ‌می‌توانیم به جامعه‌ای که ۹۵ درصد آن زنان تحصیل کرده می باشند، بگوییم شما داخل ساختار سیاسی شوید ولی ما از شما حمایتنمی‌کنیم؟

آخرین اخبار ورزشی ,فرهنگ وهنر ,تکنولوژی و اقتصادی را در وب سایت خبری دانشجو بخوانید.

به این علت یکی از با اهمیت ترین کارها تشکیل ساز و کارهایی است که بستر وجود زنان در جامعه را فراهم کند. یک وقتی و اتفاقا در زمان ریاست جمهوری رهبری؛ آیت الله خامنه‌ای این سیاست پیاده شد که مهد کودک‌ها در محل‌های کار تشکیل شد. این یکی از سازوکارهایی می بود تا زنان بتوانند راحت‌تر در جامعه کنشگری داشته باشند. یا به گفتن مثال ما روی بیمه خانه داری زیاد اصرار می‌کنیم اما روی بیمه‌هایی که در فضای کار باید مکمل دستمزد زنان باشد اصرار نمی‌کنیم. یکی دیگر از مسائلی که زنان در سازمان‌ها با آن دچار می باشند و آن را توانایی می‌کنند این نگاه است که چون مرد نان آور خانواده است و یک نگاه مرد سالارانه نسبت به این قضیه وجود دارد، امکان پذیر ما کف حقوق در مشاغل مدیریتی را برابر بگیریم ولی در حقیقت هنگامی داخل میدان می‌شویم با قضیه فرد دیگر روبه رو هستیم، زنان عموماً افرادی می باشند که در جایگاه برابر، مزایای کمتری دارند و یا حتی در دادن تسهیلات.

لاجوردی: در ربط با سوال اول ملزوم است بدانیم کجا بوده‌ایم و به کدام سمت می‌رویم و الان در چه موقعیتی هستیم. شما دختران گرامی قبل از انقلاب را ندیدید و توانایی نکردید. بنده سال ۵۷ یک نوجوانی بودم که در یک خانواده سیاسی و مذهبی رشد کردم و همه شرایط را از ابتدا با همه وجودم لمس کردم که نگاه نسبت به زن چه می بود و حتی من به گفتن نوجوان هنگامی به آینده نگاه می‌کردم، احساسم این می بود که شرایط برای رشد و حتی ادامه تحصیل ما دختران فراهم نیست. اما به حمدالله به برکت انقلاب اسلامی ما ناظر پیشرفت‌های بسیاری به خصوص برای زنان بودیم. هرچند تا این مدت به نقطه مطلوب نرسیدیم ولی هنگامی حالت جاری را با قبل از انقلاب قیاس می‌کنیم، آمار و ارقامی است که ما را حقیقتاً امیدوار می‌کند که ما هم چنان مسیر پیشرفت را ادامه می‌دهیم.

پیشنهاد می‌کنم کتاب صعود ۴۰ ساله آقای راجی را حتماً مطالعه کنید. مسئله دلنشین دقت این که آمار و ارقامی که در این کتاب آمده به نقل از سازمان‌های بین‌المللی است‌. یعنی حتی افرادی که به آمار و رقم های خودمان یک مقدار بدبین می باشند این کتاب به نقل از سازمان‌های بین‌المللی این آمار را آورده و مشخص می کند در قسمت‌های گوناگون حوزه زنان ما کجا بودیم و به کجا رسیده ایم. افزایش نسبت پزشکان متخصص زن از ۱۵ درصد به ۴۰ درصد. افزایش نسبت پزشکان متخصص زن در حوزه زنان از ۱۶ درصد به ۹۸ درصد. این‌ها آمار و ارقامی و جایگاه هایی است که همه به برکت انقلاب اسلامی به دست آمده است. یا تعداد سمن‌ها و (NGO) هایی که در عرصه اجتماعی در حوزه زنان فعالیت می‌کنند ۲۷۰۰ سمن در حال فعالیت می باشند. یقیناً این آمار برای سال ۱۳۹۷ است. من به گوشه‌ای از این پیشرفت‌ها اشاره کردم و از این قبیل موارد زیاد است.

اما اگر بخواهم دقیقاً به سوال جواب بدهم که چطور می‌خواهیم نقش زنان را در جامعه افزایش بدهیم؟ همانطور که عرض کردم الحمدلله زنان در جامعه در حال ایفای نقش می باشند و برخلاف همه تبلیغاتی که علیه جمهوری اسلامی شده، این آمار و رقم های مشخص می کند ما این مسیر را داریم طی می‌کنیم و دختران ما در عرصه تحصیلی در رشته‌های مورد علاقه خود دارند آموزش می‌بینند و به مدارج بالایی هم می‌رسند. اما بعضی اوقات این سوال نقل می‌شود که تعداد دانشجویانی که مدارج علمی را طی کردند زیاد است اما چرا در عرصه‌های مدیریتی نسبت زنان با مردان فاصله دارد؟

اگر بخواهیم زنان ما در عرصه‌های مدیریتی هم وجود اشکار کنند، لازمه آن این است که در کف هرم حاکمیتی هم سهم زنان را ببینیم و از آنجا اغاز کنیم. یعنی زنان باید از ابتدا پله پله مدارج مدیریتی را طی کنند تا آمادگی ملزوم برای کسب مناصب بالاتر را داشته باشند. ما مثالهایی داریم از افرادی که این مدارج را پله پله طی کردند و حتی به سطح وزارت هم رسیده‌اند. نمونه آن خانم دستجردی است که به وزارت هم رسیدند.به این علتدر قانون اساسی ما هیچ منعی برای رسیدن زنان به مدارج بالای مدیریتی وجود ندارد.

اگر ما شرایط را فراهم کنیم که اکنون عرصه‌هایی آماده شده ولی اگر به این قضیه زیاد تر دقت کنیم که برای وجود در مناصب مدیریتی بالاتر حتماً باید از کف هرم حاکمیتی اغاز کنیم و مدارج پله پله طی شود تا بتوانیم از وجود بانوان تحصیل کرده و مدیر و مدبر در مناصب حاکمیتی هم زیاد تر منفعت گیری کنیم، قضیه حل می‌شود.

علی آبادی: سوالی که شما فرمودید سه وجه گوناگون دارد و من نمی‌توانم آن را یک کل واحد در نظر بگیرم. من از وجه سوم، جواب به سوال شما را اغاز می‌کنم. بخشی که فرمودید اختیارات زنان در دستگاه‌ها چطور خواهد می بود؟ او گفت و گو کلی‌تری را در نسبت بین زنان و ساختار حکمرانی نقل می‌کنم.

این که اکنون فضای حکمرانی زنان و خانواده چطور است؟ من از صدمه شناسی حکمرانی فضای زنان و خانواده اغاز می‌کنم تا به جواب سوال شما برسم. اکنون ساختاری که پیش برنده نوشته زنان و خانواده در دستگاه‌های اجرایی است، یک ساختار شبکه‌ای و ستادی است که در راس این ستاد، معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری قرار گرفته است و بازوهای اجرایی آن یعنی مشاورین امور بانوان دستگاه‌ها و مشاورین یا مدیرکل‌های امور بانوان استانداری‌ها از طریق وزارت سرزمین به این معاونت و راس، وصل می باشند.

این قسمت‌ها که همانند یک شبکه عنکبوتی می‌ماند و در کل فضای اجرایی سرزمین گسترش اشکار کرده به نوعی پیش برنده موضوعات حوزه زنان و خانواده در سیاستگذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های اجرایی است چون نوشته زنان و خانواده فرابخشی است. ما حتی در وزارت اقتصاد، راه و نیرو و همه وزارتخانه‌ها با مسائل حوزه زنان و خانواده دچار هستیم و باید در همه این حوزه ها، پیوست خانواده و ملاحظات جنسیتی در نظر گرفته شود. اما آیا این ساختار کارکرد دارد و آیا پیوست خانواده در مصوبات دستگاه‌ها اجرایی می‌شود؟ آیا زنانی که روی صندلی‌های‌ مشاوه امور بانوان‌ها و مدیرکل‌ امور بانوان‌ها نشسته‌اند، می‌توانند نقش آفرینی کنند؟

یکی از مسائل جدی که علتمی‌شود پیوست خانواده و ملاحظات جنسیتی در برنامه‌ریزی و سیاست گذاری پیش نرود به ضعف نهادی و جایگاهی، ساختاری که برای شما ترسیم کردم، برمی‌گردد. در واقع ما نیاز داریم هم راس این شبکه یعنی معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری را بالا ببریم و قوت بخشی کنیم و هم صندلی‌هایی که در قالب مشاورین امور بانوان دستگاه و مشاورین امور بانوان استانداری‌ها هست را ارتقا جایگاهی بدهیم. الان مشاورین امور بانوان دستگاه‌های ما که مشاور رئیس سازمان یا وزیر می باشند بعضاً در چهار سالی که مسئول می باشند پیش می‌آید که یک جلسه مشترک هم با وزیر ندارند.

خوب این شخص چطور موضوعی را در آن دستگاه می‌تواند پیش ببرد؟ یا بعضاً در جلسه هیئت وزیران دعوت نمی‌شوند و بعضاً حق امضا ندارند. این مشخص می کند ما ضعف ساختار مشاورین امور بانوان را داریم.

یکی از مصوبات الحاقی به برنامه هفتم گسترش که با حمایتخود آقای قالیباف هم پیش رفت به ارتقاء جایگاه حکمرانی زنان یعنی هم ارتقاء رأس؛ معاونت امور زنان و هم مشاورین امور بانوان دستگاه‌ها برمی‌گردد. اجرای برنامه هفتم موکول هست به دولت چهاردهم که اگر انشالله محقق شود می‌تواند به پیشرفت حوزه زنان و خانواده در دستگاه‌های گوناگون قوت بخشی کند.

قسمت دیگر سوال شما به توضیحاتی که خانم دکتر رمضانخواه درمورد وجود زنان در رده‌های گوناگون مدیریتی دادند، برمی‌گردد. بالاخره سپس از انقلاب اسلامی به مدد همه برنامه‌ریزی‌هایی که صورت گرفت و افق گشایی‌هایی و راه‌هایی که باز شد و حتی می‌خواهم بگویم به مدد نهادگذاری قانون حجاب که از ابتدای انقلاب صورت گرفت و علتشد یک فضای امن اجتماعی برای زنان حاصل شود، همه موارد پشتیبانی کرد تا زنان بتوانند در عرصه‌های گوناگون ورود کنند و در یک فضای امن، توانایی های خود را به ظهور و ابراز برسانند و پرورش دهند. به همین خاطر

ما اکنون با قسمت قابل توجهی از زنان فعال، موثر، کارآمد، کارشناسان و متخصص در عرصه پژوهشگری و کنشگری روبه رو هستیم که باید برای وجود این زنان در عرصه های مدیریتی و مناصب گوناگون اجرایی برنامه‌ریزی شود. این موضوعی است که رهبر معظم انقلاب هم سال ۱۴۰۱ در بیانات خود در دیدار با اقشار گوناگون زنان به آن اشاره کردند. ایشان فرمودند نوشته وجود زنان در رده‌های گوناگون تصمیم گیری و تصمیم سازی، ذهن من را به خودش مشغول کرده و باید برای آن برنامه‌ریزی کنیم. حتی قضیه و لفظ وزیر زن را خود حضرت آقا سال ۱۴۰۲ مجدداً نقل کردند که ما الان قابلیت این را داریم که وزیر زن داشته باشیم. این قضیه‌ای است که به نظر من برای همه نامزدهای ریاست جمهوری آشکار و مبرهن است و قضیه چالشی نیست که آیا ما زنی داریم که بتوانیم در رده‌های مدیریتی بگذاریم؟ بله داریم. آیا راهش باز است؟ بله باز است.

سوال مهم اینجاست که آن نامزد محترم چه نگاه و رویکردی به منفعت گیری از این ظرفیت دارد. حقیقتاً آن چیزی که می‌توانم از کارنامه دکتر قالیباف بگویم و نشان دهنده این است که ایشان از ظرفیت و پتانسیل زنان از همان ابتدایی که در شهرداری وجود داشتند چه منفعت گیری‌ای کردند و چه اهتمامی نسبت به منفعت گیری از ظرفیت زنان داشتند، احتمالا نشان بدهد رویکرد و نگاه ایشان به حوزه زنان چطور است. من درمورد اتفاقی سخن بگویید می‌کنم که نزدیک به ۱۸ سال از آن فاصله گرفتیم و این ادبیاتی که اکنون وجود دارد آن موقع به این شکل نقل نبوده است ولی همان موقع ایشان شهردار ناحیه، شهردار منطقه و مدیران میانی شهرداری را از بین زنان انتخاب می‌کردند. یک مجمعی ذیل شهرداری راه اندازی داده بودند به نام «مجمع مدیران زن» برای این که ظرفیت زنان تحکیم شود و در تعامل و هم افزایی زنان با هم، زنان مدیر فرد دیگر برای تصدی مناصب گوناگون در سال‌های آتی پرورش اشکار کنند. رویکرد ایشان نسبت به منفعت گیری از ظرفیت زنان در رده‌های گوناگون تصمیم گیری و تصمیم سازی تا بیشترین رده‌های تصمیم‌گیری اشکار است. ایشان نگاه جنسیتی ندارند و بر پایه لیاقت‌ها و توانمندی‌هایی که در زنان وجود دارد از این ظرفیت منفعت گیری می‌کنند.

اما قسمت ابتدایی سوال شما یعنی نقش زنان در تصمیمگیری‌های کلان؛ یک نگاه این است که فرد فقطً این صندلی را داشته باشد و تصمیم بگیرد اما نگاه دیگر این است که ما فضاهای اجتماعی را در یک فرایند از پایین به بالا فعال کنیم تا به نوعی حلقه‌های میانی که در حوزه زنان و توسط خود زنان، فعال می باشند، بتوانند در نسبت با ساحت سیاست گذاری روی عرصه سیاست گذاری تاثییر بگذارند.

سوال دوم: با دقت به جایگاه مورد قیمت زن و تاکیدات مقام معظم رهبری مبنی بر وجود فعال او در اجتماع و تاثییر او در تعیین مسیر فرهنگی و اجتماعی جامعه، راه حل شما برای تسهیل و از بین برداشتن مانع ها وجود زنان در فعالیت‌های شغلی، علمی، فرهنگی و ورزشی چیست؟ این چنین برنامه شما برای زنان خانه‌دار یا زنان سرپرست خانوار در او گفت و گو اشتغال، بیمه، درآمد و… چیست؟

رمضانخواه: در قسمت اول که فرمودید وجود فعال، ماموریت دولت نه فقط در حوزه زنان بلکه در حوزه‌های گوناگون، ماموریت تسهیلگری است نه دخالت. ما در زیاد از موارد، مفاهیم تسهیلگری و دخالت را با هم خلط می‌کنیم. حتی در حوزه‌های خصوصی هم این توانایی را داریم. برای مثال جایی حس کردیم ما خودمان می‌توانیم اما خانواده، گروه همسالان، مدرسه، دانشگاه این حس را القا کردند که اینجایی که داری داخل می‌شوی، دیگر محدوده من است. همانطور که خانم دکتر علی آبادی و لاجوردی هم اشاره کردند:

حقیقت این است که آمار تحصیل‌کردگان از قبل از انقلاب تا به الآن حداقل در قسمت زنان دانشگاهی ۲۰ برابر شده است. در آموزش عمومی از ۲۵ درصد به ۹۵ درصد رسیده است. نمی‌شود جامعه را به طور کج و ناهمسان گسترش بدهید. شما نمی‌توانید بگویید من به زن آموزش دیده تحصیل کرده‌ام جایگاه می‌دهم که آموزش ببیند اما تا یک سقفی به تو اجازه می‌دهم وجود اشکار کنی.

یکی از سیاست‌هایی که آقای دکتر پزشکیان در برنامه حوزه زنان به جستوجو آن است، تشکیل کردن فضاهای امن شهری و تشکیل کردن بستر شهر دوستدار مادر و کودک است. اگر قرار باشد زنان در فضای عمومی حرکت کنند، باید چهار عرصه برای زنان فراهم باشد؛

حوزه اول خانواده است. ما از طریق قوانینی که امروز بنابر معتبرترین نظرسنجی‌های داخلی، زنان گفتن می‌کنند ما در این حوزه می‌خواهیم کنشگر باشیم باید اصلاح قانون انجام بدهیم و از قانون مهمتر اصلاح رویه انجام بدهیم. به گمان زیادً همه شما زنان تعداد بسیاری را می‌شناسید که در زندگی‌های خانوادگی خود دچار خشونت‌های خانوادگی می باشند. سال‌ها است لایحه امنیت زنان پشت درهای مجلس مانده و به نتیجه نرسیده است. یکی از با اهمیت ترین کارهای دولت آقای پزشکیان تعامل قوا برای به نتیجه رساندن این لایحه و اجرای آن است تا ما ناظر خشونت‌های فیزیکی، روانی و عاطفی در فضای خانواده نباشیم. مسئله دوم اصلاح قوانینی است که دیگر متعلق به امروز نیست؛ ما نمی‌توانیم بگوییم ما حق آموزش را هم چنان بر مسئولیت مرد می‌گذاریم اما از این طرف بیاییم و احترام بگذاریم و به این ببالیم که ما آمار آموزش زنانمان را بالا بردیم. ما اگر آموزش زنان را بالا بردیم این احترام را هم باید برای متاهل و مادرمان قائل باشیم که قضیه آموزش در اختیار زنان باشد.

حوزه دوم؛ وجود زنان در فضاهای عمومی است. شهر دوستدار کودک، شهر دوستدار محیط زیست و فضاهای امن شهری را باید جستوجو کنیم. یکی از کارهایی که در دوره قبلی شهرداری تهران انجام شد، برای شکایات زیاد از فضاهای ناامن پل‌های عابر پیاده می بود. حتی ایستادگی شد بر سر این که ما بتوانیم تعداد بنرها را نصف بکنیم و درگیری جدی با حوزه تجاری در شهر و افرادی که می‌خواستند بنر تجاری نصب کنند، داشتیم. در واقع ما سود شهر را پایین آوردیم فقط به این دلیلی که فضای امن شهری برای زنان تشکیل شود یا قضیه نورپردازی در معبرها.

حوزه فرد دیگر که با آن دچار هستیم؛ فضاهای شغلی است. یکی از مسائل این حوزه از بین بردن تبعیض در پرداخت بین زنان و مردان است. این چنین تبعیض در جذب زنان و مردان.

اگر ما امروز افتخار می‌کنیم که ۴۳ درصد از تحصیل کردگان دانشگاه‌های دولتی در مقطع کارشناسی و هرچه به سمت دکترا می‌آییم نزدیک به ۷۰ درصد از پذیرفته شدگان دانشگاهی ما زنان می باشند ولی آمار اعضای هیئت علمی ما ۳۳ درصد باشد و در حوزه علوم پزشکی ۳۴ درصد باشد، این آمار برازنده زن ایرانی و کرامت او و چیزی که از آن دم می‌زنیم نیست. یکی از برنامه‌ها این است که ما با از بین بردن نظام تبعیض آمیز در گزینش، نظام استخدام، برسی کارکرد و پاداش باید به این سو برویم که همسان سازی انجام بگیرد.

حوزه فرد دیگر که زنان در آن وجود دارند فضای عمومی است. ما نمی‌توانیم در فضای عمومی به زنانمان بگوییم بین تو و فرد دیگر فرق است. ما یک ایران و یک زن ایرانی داریم و باید یک قانون برای آنها وجود داشته باشد و باید به انتخاب زن ایرانی احترام بگذاریم. اگر زن امروز ما انتخاب می‌کند که بین پوشش عرفش چه عرفی را انتخاب کند و در جامعه وجود داشته باشد ما حق نداریم با او حرکت فرد دیگر کنیم. ما حق نداریم در ساختارهای گزینش و استخدام بین زن‌ها عدل را مراعات نکنیم. یکی از مسائل جدی، قضیه شکاف جنسیتی و عدل سیاسی است که در جهان حالت خوبی ندارد یعنی شما هنگامی آمارهای سال ۲۰۲۳ را می‌بینید؛ آمار شکاف جنسیتی جهانی ۶۸.۴ بوده و ایران رتبه ۱۴۳ را از ۱۴۶ سرزمین داشته یعنی چهارمین سرزمین از آخر بوده است. در این چنین ساختاری دسترسی به آموزش در دنیا ۹۵ است. در حوزه بهداشت ۹۶ است. در حوزه شراکت اقتصادی ۶۰ است. اما حوزه سیاست در سطح جهان ۲۲ درصد است. بازتاب این حالت در ایران‌ها هم وجود دارد. یعنی ما یک حالت نسبتا شبیهی داریم ولی با این تفاوت که سهم شراکت ما سال ۱۴۰۰ در مجلس ۵.۶ درصد برای زنان و ۹۴ درصد برای مردان است یعنی ۸۹ درصد شکاف جنسیتی بین زنان و مردان در حوزه سیاست. این حالت در وزارت خانه‌ها ۹۰ درصد است.

ما دو لایه قضیه داریم یکی شکاف بین زنان و مردان که همه ما در انحاء گوناگون توانایی کردیم. لایه دوم شکاف بین خود زنان است. ما نه تنها نباید نگاه درجه دومی به زن داشته باشیم بلکه در درون خود زنان هم نباید به این بی‌عدالتی تن بدهیم. همه زنان ایرانی برابر می باشند برای مثالً یک زن اهل سنت تحصیل کرده یا نکرده یا متعلق به گروه خانوادگی خاصی. وقتی یکی از مسئولین بلندپایه زنان اظهار کردند من در یک سنی حق طلاق گرفتم. سوال جدی من این هست که آیا پایگاه اندوخته اجتماعی آن زن در گرفتن حق طلاق در سن پایین موثر نبوده؟

چند درصد از دختران امروز ما می‌توانند حق طلاق، حق اشتغال و حق تحصیل بگیرند بدون این که به پایگاهی متصل باشند؟ یعنی ما دچار تبعیض‌های لایه‌بندی شده در حوزه زنان هستیم. یک جایی زنان باید با مردان به رقابت بپردازند، یکجا باید به علت پایگاه اقتصادی خانوادگیشان به رقابت بپردازند یعنی اگر من دختر فرد خاصی، همسر فرد خاصی باشم، دارای امتیازاتی می‌شوم که این حالت در فرد دیگر نیست.

لاجوردی: سوال این می بود که راه حل برای تسهیل و از بین برداشتن مانع ها وجود زنان چیست؟ برای وجود زنان و این که در جامعه فعالیت کنند اکنون چه فعالیت‌های اجتماعی، چه فعالیت در کارخانجات، مدارس و هر شغلی که بخواهند وجود داشته باشند.

ما چون یک سرزمین اسلامی هستیم، قوانین ما برگرفته از قرآن و سنت است و قانون اساسی داریم که مرجع بقیه قوانین است. ما باید صلاح یک خانواده چه زن و چه مرد را در نظر بگیریم و تحکیم خانواده را مد نظر داشته باشیم. اما با منفعت گیری از سخنان مقام معظم رهبری و استناد به سخن بگویید‌های امام راحل، با دقت به این که در نوشته اشتغال زنان زیاد او گفت و گو شده؛ هیچ اشکال و مشکلی برای داشتن شغل برای زنان وجود ندارد و این نگاه بر خلاف آن نگاه متحجرانه‌ای است که زن را فقط در کنج خانه‌ها می‌خواست و مانع وجود او در اجتماع می بود و از نظر دیگر ناموافق آن نگاه غربی که زن را از داخل خانه بیرون می‌کشید و برای خانواده حرمتی قائل نبوده است. نگاهی را حضرت آقا گفتن کردند که الگوی سوم نامیده شد.

نمونه آن هم زنان فعال در سرزمین ما می باشند که توانسته‌اند در عمل نشان بدهند که این نگاه سوم یعنی بتوانی هم خانواده را نگه داری کنی و هم در مشاغلی که یک خانم به آنها علاقمند هست و یا مشاغل مدیریتی یعنی در هر دو عرصه فعالیت و وجود داشته باشد. یقیناً نکاتی را ایشان تذکر دادند که جناب آقای دکتر جلیلی هم در سخن بگویید‌هایشان دقیقاً همین موارد را تذکر دادند.

در قضیه اشتغال زنان باید دقت داشت خانواده برای ما اصالت داشته باشد. این که خانواده و روابط خانواده تحکیم شود نه این که خدایی نکرده همانند برخی از کشورهای غربی، اشتغال زن علتفروپاشی خانواده شود. دوم دقت به خصوصیات زنانه در او گفت و گو اشتغال. بعضی اوقات اوقات برخی از مشاغل برای بانوان با روحیاتشان و با لطافتی که خداوند در زن آفریده و در او گذاشته مطابقت ندارد اما زیاد از مشاغل است که می‌تواند با روحیات زن تطبیق داشته باشد و به سود او است که به این مشاغل روی بیاورد. یقیناً باز هم منعی نیست ولی بهتر هست که این‌ها مراعات شود. مسئله دیگر نگه داری حریم‌ها است. بعضی اوقات اوقات اشتغال‌هایی که ما برای زن در نظر می‌گیریم به علت عدم مراعات حریم علتمی‌شود که هم به خود زن لطمه برسد و هم جهت فروپاشی خانواده‌اش شود. این‌ها اصولی است که در اسلام آمده و اتفاقاً هیچ منعی هم برای اشتغال زنان تشکیل نمی‌کند.

این چنین ما به افرادی که در طی این سال‌ها داخل این عرصه شدند و توانسته‌اند هم خانواده را نگه داری کنند و هم به مناصب مدیریتی برسند، هیچ منافاتی نداشته و توانسته‌اند هر دو عرصه را مدیریت کنند.

در رابطه این که برای تسهیل شرایط شغلی برای زنان چه کردیم و چه نظری داریم؟ ما در مجلس یازدهم با دقت به این که او گفت و گو جمعیت هم نقل می بود و این که داریم پنجره جمعیتی را از دست می‌دهیم و اگر انتظار داریم بانوان ما در سنین به زمان ازدواج کنند و فرزندآوری کنند باید مانع ها را از جلوی آنها برداریم؛ یعنی اگر خانمی خواسته ازدواج کند، فرزنددار شود و در عین حال دانشگاهش را برود و تا مدارج عالی را طی کند باید مانع ها از جلوی او برداشته شود.

ما نمی‌توانیم از دخترانمان انتظار داشته باشیم همان ساعت کاری را داشته باشند که یک مرد دارد. یعنی هیچ مزیتی برای او در نظر نگیریم اما یه مسئولیت مهم فرد دیگر را به دوش او بگذاریم.لذا در قانون جوانی جمعیت و حمایتاز خانواده، مواد قانونی خوبی در حمایتاز زنان دیده شد و الحمدلله تبدیل به قانون شد. به گفتن مثال قضیه مهدکودک ها برای زنان شاغلی که نگهداری فرزندان به علت عدم وجود مهد کودک‌ها در محیط کار برایشان مشکل است یا آموزش غیرحضوری برای مادرانی که امکان وجود در دانشگاه برایشان مشکل است. همینطور خوابگاه‌های دانشجویی که در زیاد از دانشگاه‌ها برای متاهلین یا نبوده است یا زیاد کم می بود. برای بازنشسته شدن هم مزایایی دیده شد و همه نیازهای زنان را به شکل قانون درآوردیم. بودجه خوبی هم برای آن گذاشته شده است. به این علت مسائلی که می‌شد برای آنها فکری کرد تا مانع ها وجود زنان در جامعه و برای تحصیل و اشتغال رفع شود در قانون دیدیم.

آقای دکتر جلیلی هم به این قضیه پایبند و کاملاً مقید می باشند و این مانع ها باید رفع شود. در این مسیر قانون هم حمایتمی‌کند.

درمورد زنان خانه‌دار هم یکی از برنامه‌های خوب برای زنان خانه‌داری که خودشان مایل باشند در خانه فعالیت اقتصادی داشته باشند؛ تشکیل کارگاه‌های کوچک در خانه است که در برخی از کشورها هم به توانایی گذاشته شده و نتایج خوبی هم داشته و اکنون هم در برخی از روستاها و شهرها، ما ناظر این هستیم که خانم‌های خانه‌دار، فعالیت‌های اقتصادی همانند هنرهای دستی و کارهای فرد دیگر که می‌شود در خانه انجام داد را اگر شرایط منفعت‌مندی از وام برایشان فراهم شود در جهت این که بتوانند کارگاه کوچکی راه‌اندازی کنند، می‌تواند پشتیبانی اقتصادی به خانواده باشد و خانمی که بچه‌های کوچک دارد و نمی‌خواهد محیط خانه را ترک کند از این امکان منفعت گیری کند.

از طرف دیگر برای زنان سرپرست خانواری که با مشکلاتی روبه رو می باشند این مشکلات احصا شده و این نوشته از دولت آقای رئیسی اغاز شده، صندوق‌هایی که وام‌هایی به آنها می‌داد و فعالیت های دیگر. این مسیر باید ادامه اشکار کند و انشالله در دولت بعدی باید پیگیر این باشیم که اگر ما خودمان را حامیان حقوق زنان می‌نامیم به این موارد هم رسیدگی کنیم.

علی آبادی: آنچه که سپس از انقلاب اسلامی اتفاق افتاد و خانم لاجوردی هم به درستی به آن اشاره فرمودند، این هست که:

در دل نظام سازی که حول دال‌های گفتمانی انقلاب اسلامی که امام خمینی در حوزه زنان مورد نظر داشتند و نقل ‌فرمودند و یکی از این دال‌های مهم، مسئولیت اجتماعی در روبه رو نظام اسلامی می بود؛ ما با رویکرد عدم تشکیل مانع در ساختارها برای وجود زنان روبه رو بودیم یعنی اصل بر این می بود که در عرصه‌های و قسمت‌های مختلفی که ممانعت فقهی نداریم، مانع سازی برای وجود زنان نشود. با همین رویکرد، زنان ما در ساختارهای علمی و ورزشی حرکت کردند و توانستند از قسمت‌های مختلفی که ذیل نظام تشکیل شده می بود، منفعت‌مند شوند.

اما قضیه مهم این است؛ ساختارهایی که زنان در آن اغاز به حرکت کردند به لحاظ تاریخی در غیبت طویل زمان زنان در این ساختارها شکل گرفته‌اند و عملاً با زیست زنان و خانواده سازگار نیستند. این ساختارها احتمالا فهمید بارداری و یا نقش خانوادگی زن نشوند. به گفتن مثال هنگامی ساعت اداری را ۶ صبح می‌گذارند احتمالا حواسشان به این نیست که این مادر بچه‌ای دارد و نقش خانوادگی او برایش اهمیت دارد و همینطور کار او هم برایش اهمیت دارد و اگر من می‌خواهم ساعت ۶ صبح کارم را اغاز کنم در حالی که مهد کودک‌ها از ساعت ۸ باز خواهد شد این مادر بین ساعت ۶ تا ۸ چه کار باید بکند؟ چرا ساختار فهمید این قضیه نمی‌شود؟ چون به لحاظ تاریخی، زنان در شکل دادن به این ساختارها غایب بودند. با این چنین رویکرد و نگاهی ما در این مقطع باید برای از بین بردن موانعی که در دل ساختارها می باشند در جهت کنش زنان حرکت کنیم.

موانعی که در ساختار اشتغال زنان وجود دارد، رفع شود. برای مثالً در نسبت با محیط و ساختار مردانه دانشگاه، برخی موارد در قانون جوانی جمعیت با اهتمامی که آقای دکتر قالیباف داشتند جستوجو و تلاش شد تا آن ساختار تا اندازه ای به سمت ساختار دانشگاه دوستدار خانواده و دوستدار مادر و کودک حرکت کند. هرچند که اجرای کامل این بندها، اهتمام زیاد تر دولت چهاردهم را می‌طلبد. قانون جوانی جمعیت که یک بخشی از این موارد را پوشش می‌داد تقریباً نزدیک به ۱۵ سال در دستور کار مجالس گوناگون می بود اما مجلسی که توانست آن را به ثمر رساند و طبیعتاً پیگیری رئیس مجلس هم در پیشبرد این قانون زیاد موثر می بود در مجلس یازدهم و توسط آقای دکتر قالیباف به ثمر رسید.

نوشته دیگر به برنامه هفتم برمی‌گردد که ما چند تارگت و نقطه مقصد گذاری در موضوعات گوناگون اشکار کردیم تا از بین بردن مانع ها ساختاری وجود زنان با قدم‌های کوچک اتفاق بیفتد. یکی از آن موارد به فضای اشتغال رسمی ما برمی‌گردد که مطابق برنامه هفتم گسترش برای این که زنان بتوانند هم ساختار رسمی اشتغال داشته باشند و زمان‌های شغلی خودشان را از دست ندهند و هم از تسهیلات منفعت‌مند شوند، گفتن کردیم باید مقررات و ساز و کارهای اجرایی به نگارش در بیاید و تدوین و اجرا شود.

قسمت دیگر به تسهیل موانعی که بر سر راه زنان روستایی ما است برمی‌گردد. زنان روستایی و تعاونی‌های روستایی ما که بخشی از ساختار تعاونی‌ها است و ظرفیت‌های بسیاری برای پشتیبانی به گسترش و حرکت روستا دارد با مانع ها جدی روبرو می باشند. به گفتن مثال نمی توانند تسهیلات را به راحتی دریافت کنند چون وثایق ملزوم را برای دریافت تسهیلات اختصاصی ندارند. یا به گفتن مثال آموزش‌های ملزوم را دریافت نمی‌کنند، به گفتن یک مثال خانمی می‌خواهد کسب و کار خود را اغاز کند اما نمی‌داند چطور باید چک بکشد. این آموزش‌ها و پشتیبانی‌ها برای دریافت تسهیلات برای این که راحت تر در اختیار زنان قرار بگیرد‌، همه این موارد به طور جزئی و ریز به ریز در چند قسمت در قانون هفتم گسترش در قسمت زنان و خانواده آمده و جزو مصوبات الحاقی مجلس هم هست. مجلس این مصوبات را با اهتمام آقای دکتر قالیباف به نتیجه رساند.

قسمت فرد دیگر از مصوبات برنامه هفتم که به انعطاف پذیر شدن ساختارهای حاضر و این که با زیست زنان همخوان‌تر شوند، پشتیبانی می‌کند، او گفت و گو زیرساخت‌های نوآوری اجتماعی و دانش بنیان‌ها است. چون زیاد تر، زنان تحصیل کرده و جوان ما تمایل دارند از این زیرساخت‌ها منفعت‌مند شوند در برنامه هفتم گسترش به طور مقصد گذاری اشکار تعیین شده که از زنان حمایتاختصاصی‌ای برای راه‌اندازی این شرکت‌های دانش بنیان و مراکز خلاق و نوآور که یا در حوزه زنان و خانواده و یا در حوزه مادر و کودک مشغول به فعالیت می باشند و خدمات خواهند داد، صورت بگیرد.

نوشته فرد دیگر را هم که من می‌خواستم درمورد فعالیت‌های آقای قالیباف هنگامی در شهرداری وجود داشتند، اصرار کنم این هست که ما الآن درمورد شهر دوستدار زنان و شهر دوستدار مادر و کودک سخن بگویید می‌کنیم. این مفهوم اکنون در فضای سیاستی ما زنده است اما وقتی که آقای دکتر قالیباف در شهرداری بودند و این مفاهیم تا این مدت روی میز پژوهشگران و سیاستگذاران نیامده می بود در برنامه‌ریزی‌های شهری این مفاهیم را لحاظ می‌کردند. به گفتن مثال برای این که سرویس‌های بهداشتی پایانه‌های شهری افتتاح شوند، موظف بودند فضاهای اختصاصی‌ای برای معاوضه پوشک در نظر بگیرند. در همه پایانه‌ها اتاق مادر و کودک تعریف شده می بود. مجتمع‌های تجاری بزرگ اگر اتاق مادر و کودک نداشتند، اگر فضای حمل کالاسکه در آنها فراهم نبوده است و یا سرویس‌های بهداشتی مشابه با اقتضائات مادری نبوده است، آخر کار نمی‌گرفتند. این‌ها جزئیاتی در کارنامه عملکردی آقای قالیباف است و وقتی که دستگاه‌های سیاست گذاری ما با این موضوعات فاصله تعداد بسیاری داشتند، آنها را لحاظ می‌کردند. این توجهات را در مجلس یازدهم هم با اهتمامی که نسبت به قانون جوانی جمعیت و برنامه هفتم گسترش داشتند لحاظ کردند.

در رابطه زنان سرپرست خانوار موضوعی که نقل است این است که چند مدل و الگوی حمایتی و توانمندسازی در سرزمین ذیل نهادهای گوناگون و در نسبت با زنان سرپرست خانوار دارد اتفاق می‌افتد. کمیته امداد امام خمینی، سازمان بهزیستی سرزمین و برخی از نهادهای عمومی غیردولتی، الگوهای مختلفی برای حمایتو توانمندسازی زنان سرپرست دارند. یک بازدید اجتماعی را کمیسیون اجتماعی مجلس یازدهم در ربط با این الگوهایی که در حال اجراست یا پیش از این اجرا شد، داشت. حقیقتاً یکی از بهترین و دقیق‌ترین الگوهایی که در مسیر توانمندسازی زنان سرپرست خانوار تا به حال اتفاق افتاده و در سرزمین به اجرا درآمده و توانسته اثربخشی خودش را برای یک زمان زمان طویل نشان بدهد، الگویی می بود که ذیل توانمندسازی زنان سرپرست خانوار در شهرداری آقای دکتر قالیباف اتفاق افتاد. من این الگو را توضیح می‌دهم و این که چه بلایی بر سر این الگو به علت بازی‌های سیاسی آمد.

ستاد توانمندسازی زنان سرپرست خانوار زیر مجموعه خود شخص شهردار راه اندازی شد و در کل شهر تهران ۱۰ هزار زن سرپرست خانواری که تحت پوشش هیچ نهاد حمایتی یعنی تحت پوشش سازمان بهزیستی و کمیته امداد نبودند، تحت پوشش خودش گرفته می بود. این‌ها زنانی بودند که در دهک‌های ۱ تا ۳ یعنی دهک‌های زیاد پایین و در معرض صدمه‌های شدید، قرار داشتند. زنانی که هم امکان داشت فرزند معلول و هم فرزندان بزرگتر داشته باشند، تعداد بسیاری از آنها سرپناه و شغل نداشتند و در یک شرایط صدمه پذیری زیاد شدیدی قرار داشتند. الگویی که در ستاد توانمندسازی طراحی شده می بود و یک الگوی هوشمند می بود به این شکل می بود که حالت این زن سرپرست خانوار مورد بازدید قرار می‌گرفت. نیازمندی های سلامتی، آموزشی و خدماتی که ملزوم داشت در اختیارش قرار می‌گرفت و به مرور پشتیبانی می‌شد این خانواده دستش را روی پای خودش بگذارد و بلند شود. به گفتن مثال اگر مادر یک فرزند معلول داشت و یک پسر ۲۰ ساله، به مادر پشتیبانی می‌کردند از فرزند معلول خود نگهداری بهینه داشته باشد و پسر ۲۰ ساله را اگر می‌دیدند علاقه به توانایی مکانیکی یا توانایی‌های دیگر دارد، آموزش می‌دادند و او را به یک شغل متصل می‌کردند تا به یک درآمدی برسد و این خانواده روی پای خودش بایستد. اما سپس از پایان دوره شهرداری آقای قالیباف و سپس از این که یک جریان سیاسی دیگر سکان شهرداری را بر مسئولیت گرفت، کاملا ستاد توانمندسازی و این ساختار را از بین بردند و عملاً ما ۱۰ هزار زن سرپرست خانوار داشتیم که قبلاً تحت پوشش و توانمندسازی شهرداری قرار داشتند اما یکدفعه رها شدند.

انتهای مطلب/

 

دسته بندی مطالب

کسب وکار

اخبار ورزشی

اخبار اقتصادی

فرهنگ وهنر

سلامتی

اخبار تکنولوژی

[ad_2]
منبع

پیشنهاد ما به شما

دیدار حدادعادل و وزیر فرهنگ ارمنستان برای تقویت روابط فرهنگی

دیدار حدادعادل و وزیر فرهنگ ارمنستان برای تحکیم روابط فرهنگی_دانشجو

[ad_1] به گزارش دانشجو به گزارش دانشجو، غلامعلی حداد عادل که برای بازدید برنامه‌های آموزش …