چرا استخاره افرادی برای پشتیبانی امام حسین (ع) بد آمد؟!_دانشجو

[ad_1] به گزارش دانشجو

به نقل از دانشجو، حجت‌الاسلام والمسلمین سید محمدباقر علوی تهرانی، استاد حوزه علمیه، در ششمین شب از مراسم عزاداری محرم در مسجد حضرت امیر (ع) به عیب سخنرانی پرداخت که در ادامه می‌خوانید:

امام حسین (ع) به هفت نفر از بزرگان بصره نامه نوشت و همه نامه را مخفی کردند جز منذربن جارود که دختر او زن عبیدالله بن زیاد می بود. نامه را به عبیدالله داد چون فکر کرد این نامه دسیسه‌ای از طرف عبیدالله، والی بصره برای آزمون و امتحان اوست.

در اینجا عبیدالله فهمید قیام امام حسین (ع) شد و سراغ پیک این نامه را گرفت و با معارفه محل اختفای او سفیر امام را در جا به دار آویخت. این حرکت در آخرین روز اقامت ابن زیاد در بصره می بود چون حکم ولایت کوفه را گرفته می بود.

شرایط ایستادگی پای قیام امام (ع)

از بین افراد باقیمانده فقط دو نفر جواب امام را دادند که یکی احنف بن قیس می بود؛ این فرد آنقدر مهم می بود که امام نامه به او نوشته است ولی این فرد چه جوابی به امام داد.

امروز هم این چنین شیعیانی داریم و محتمل است امام زمان (عج) همراه شوند و اظهار دعوت کنند ولی ما که در این جلسات عزاداری می‌کنیم پا به رکاب امام نشویم، چون تضمینی به فردی داده نشده است همانند ضحاک مشرقی که به امام او گفت من تا وقتی هستم که سودمند باشم و در نهایت هم لحظات آخر در عاشورا فرار کرد.

 

 

جواب شگفت یک شیعه به دعوت امام حسین (ع)

آخرین اخبار ورزشی ,فرهنگ وهنر ,تکنولوژی و اقتصادی را در وب سایت خبری دانشجو بخوانید.

احنف از افرادی می بود که در جمل هنگامی نامه از سوی امام علی(ع) به او نوشته شد او گفت من اگر به میدان نبرد بیایم ۲۰۰ سواره می‌آورم ولی اگر بمانم ۶ هزار شمشیرزن را از تو دور خواهم کرد. یعنی ما حال مبارزه نداریم. این فرد در جواب امام حسین (ع) این آیه را نوشت: «فاصبر ان وعدالله حق ولا یستخفنک الذین لا یوقنون» این جواب یک شیعه به امام حسین (ع) است.

چرا احنف اینگونه عمل کرد؟ او با دو نفر که از طرفداران بنی‌امیه می بود به دیدار معاویه رفت. حارث بن قدامه و حباب بن یزید اسامی این دو نفر است، این سه نفر به دربار معاویه رفتند و معاویه در برگشت ۵۰ هزار درهم به احنف داد، به حباب بن یزید ۳۰ هزار درهم بخشید و هنگامی حباب معترض شد، معاویه او گفت ای حباب من با این ۵۰ هزار درهم دین او را خریدم.

امروز ما هم باید مواظب باشیم دینمان را نخرند. چطور دین ما را می‌خرند؟ آیا با پول؟ خیر بلایی بر سرمان می‌آورند که جرأت نکنیم در محل کار لباس مشکی بپوشیم. بلایی بر سرت می‌آورند که جرئت نکنی در محل کار نماز بخوانی و تو را مسخره می‌کنند.

تنها فرد از بین هفت نفر بصری، فقط یزید بن مسعود جواب درستی به امام داد و سه قبیله بنی تمیم، بنی حنظله و بنی سعد را دور خود جمع کرد و از ظلم و ستم معاویه با آنان سخن او گفت و با مرگ معاویه او گفت پایه ظلم و ستم لرزان شده و یزید را هم با لیاقت ریاست نمی‌دانست.

از طرفی پافشاری کرد که حسین بن علی(ع) خلیفه با لیاقت است و دست پشتیبانی به سوی ما دراز کرد. او او گفت من لباس جنگ و کارزار بر تن کرده‌ام و هر فردی کشته نشود، خواهد مرد و فردی که از جنگ بگریزد از مرگ نمی‌تواند بگریزد.

هر سه قبیله اظهار آمادگی کردند که با یزید بن مسعود همراه کوفه شوند. او نامه به امام نوشت و از امام سپاس کرد که شما با دعوت خودتان مسیر خیر را به ما نشان دادی و مسیر سعادت را پیش روی ما گذاشتید. این نامه مطابق نقل مورخان، عصر عاشورا به دست امام رسید و امام هنگامی نامه را دیدند برای آنان دعا کردند که خداوند شما را از تشنگی روز قیامت نجات دهد.

اینقدر این قبایل این دست و آن دست کردند تا این اتفاق افتاد. به این علت در کار خیر نباید چشم به راه جمعیت باشیم. یقیناً سه نفر از این قبایل خود را به عاشورا رساندند.

شخصیت‌شناسی ابن زبیر؛ دشمنی عمیق به اهل بیت (ع)

امام حسین (ع) در مکه با عبدالله بن زبیر ملاقات داشتند که در آنجا برای خود حکومتی راه اندازی داده می بود. هنگامی امام حسین (ع) به مکه رفتند موقعیت او به خطر افتاد و دید حنای او رنگی ندارد و مردم عبادت مزورانه او را خوب می‌فهمیدند. هنگامی در کنار عبادت خالصانه امام(ع) باشد.

عبدلله نزد امام رفت و ساعتی با هم سخن بگویید کردند و ابن زبیر از جمله سخن‌هایی که زد این می بود که «ای حسین چرا ما مردم را رها کردیم در حالی که ما فرزندان مهاجران متولیان واقعی امر حکومت هستیم نه خاندان بنی‌امیه.» یعنی خود را هم با لیاقت حکومت دانست.

ابن زبیر به امام او گفت که تصمیم چه کاری داری و امام جواب دادند «تصمیم دارم به کوفه بروم.» امام به هر فردی او گفت که تصمیم کوفه دارد به امام انها گفتند که نرو، ولی ابن زبیر خوشحال شد و پیشنهاد کرد که بروید.

امام فرمود که من به فکر رفتن به کوفه هستم چون اشراف و پیروانم برای من نامه نوشته‌اند و عبدالله هم او گفت اگر من هم در کوفه شیعیان و پیروانی همانند تو داشتم هیچ زمان از این کار صرف‌نظر نمی‌کردم یقیناً اگر در حجاز هم بمانید، از طرف من مانعی نیست و به شما پشتیبانی می‌کنم و تو را پشتیبانی می‌دهم.

حضرت فرمود که پدرم به من فرمود حرمت این مکان (مکه) به دست فردی شکسته خواهد شد و من دوست ندارم آن فرد باشم. عبدالله او گفت تو اینجا بمان ولی کارها را به من بسپار ولی امام این را هم نپذیرفت و سپس آهسته در آن جمع با امام سخن زد ولی امام نوشته را همگانی کرد و فرمود «ای مردم، ابن زبیر از من خواسته است که در مکه بمانم ولی به خدا قسم بیرون مکه خواهم رفت و اگر در آنجا کشته شوم سزاوارتر است تا در این مکان مقدس خونی ریخته شود. به خدا سوگند آنان به من تعدی و تجاوز خواهند کرد هم چنان که یهودیان در روز شنبه ظلم کردند.» عبدالله بن زبیر در عداوت و دشمنی با اهل بیت(ع) چیزی کم نگذاشت.

شخصیت‌شناسی ابن عباس؛ مدرکی که به فهمیدن نرسید

او گفت‌وگوی دیگر امام حسین (ع) با عبدالله بن عباس می بود که دو او مباحثه با هم داشتند. او او گفت مردم کوفه قابل مطمعن نیستند و با والی کوفه در نیفتاده‌اند و به او مالیات خواهند داد و مبادا تو را فریب دهند. به اهالی کوفه بگو ابتدا والی شهر خود را بیرون کنید و آن گاه من نزد شما بیایم.

این همه خیرخواهی ابن عباس نسبت به سیدالشهدا(ع) است. ابن عباس که به او حبرالامه می‌انها گفتند، مدرک و صاحب علم است ولی بین مدرک و فهمیدن فاصله زیاد است. چون او نزد پیامبر (ص) و امام علی (ع) حدیث را روایت کرد ولی درایت نکرد و تفسیر آموخت ولی به عمق آن پی نبرد. چون او نفهمید که حسین (ع)، امام است و آنچه را او می‌داند قطعاً امام حسین(ع) بهتر از او می‌داند.

او مهبط الوحی و موضع الرساله و خزان العلم و ساسه العباد است. محل سیاست و رهبری امت است. او محال معرفه الله و معدن حکمه الله و حفظه سر الله و دعوا کتاب الله است. امام به او جواب دادند و فرمودند که «به خدا سوگند تو مهربان هستی و از سر دلسوزی می‌گویی.» یعنی سخن‌های تو موزیانه نیست ولی امام با این سخن به او فهماند که نمی‌فهمد. ابن عباس به امام او گفت اکنون که تصمیم به رفتن دارید اهل و عیال را با خود نبرید.

افرادی که امام حسین (ع) را موعظه کردند ولی همراهی نکردند!

افرادی همانند ابن مسیب و ابوسعید خدری و غیره هم ناموافق رفتن امام به کوفه بودند. مشکلی که وجود داشت و اینها نفهمیدند این می بود که امام همراه می‌خواهد و نه موعظه‌گر. این ناشی از عدم فهمیدن مقام امامت است.

امام علی (ع) فرمودند «مردم فکر می‌کنند علی یک رهبر است، همانند معاویه.» نه از وجه رفتاری بلکه از نظر جایگاه و موقعیت یعنی فرق بین ملک و ملکوت را نمی‌فهمند و نمی‌فهمند که علی(ع) رهبر آسمانی است.

فقط  چهارده معصوم واجد این مقام می باشند و فاصله آنان با بقیه از فرش تا عرش است. ولی متأسفانه شیعه در قرن اول افرادی بودند که علی (ع) را افضل بر عثمان می‌دانستند ولی نسبت به آن دو خلیفه خیر و بعداً در تاثییر تعالیم حضرت سجاد(ع) تا امام عصر(عج) شیعه اختصاصاً به فردی اطلاق می‌شود که فقط امام علی (ع) و اولاد معصومش را قبول دارد و نشانه آن تبری از دیگران است، یعنی شیعه خالص فردی است که بگوید فقط علی و به آن سه فرد هیچ توجهی ندارد و ابراز و ظهور آن به قرائت زیارت عاشورا است و پیشنهاد امام زمان(عج) هم به خواندن همین زیارت است.

یعنی اگر فردی زیارت عاشورا بخواند یعنی می‌گوید من فقط طرفدار امام علی (ع) هستم. دسیسه دشمن این است که از زبان برخی از علما سخن‌های عجیبی در رابطه آن می‌زنند که آقا شب نخوانید سنگین است و روز بخوانید و یکسری لاطائلات.

اکنون در کوفه این نوع شیعیان همانند سلیمان بن صرد و رفاعه و غیره زیاد بودند چون شیعه استخاره‌ای بودند. شیعیانی که تقدس‌بازی دست و بال آنان را بسته می بود.

سلیمان خطاب به همراهانش او گفت اگر واقعاً حسین را پشتیبانی خواهید کرد نامه دعوت برای او بفرستید و همه انها گفتند ما او را پشتیبانی می‌کنیم. اینطور شد که نامه‌ دعوت را نوشتند و از امام خواستند که نزد ما بیا تا خداوند به واسطه شما ما را بر محور حق گردآورد.

نامه‌های شبیه هم از سوی تعداد بسیاری از دیگر کوفیان هم به امام رسید و حتی افراد عوضی همانند شبث بن ربعی، حارث بن یزید و عمرو بن حجاج هم به امام نامه نوشتند.

ابن حجاج همان فردی می بود که آب فرات را بست و او گفت حیوانات از این آب خواهند خورد ولی تو نخواهی خورد! امثال این نامه‌ها مطابق نقل ابن طاووس تا ۶۰ هزار نامه و ۱۲۰ هزار امضاء می بود که جهت پایان حجت برای امام می بود. ولی امام برای برسی کوفه، مسلم بن عقیل را فرستادند که نتیجه آن شد که می‌دانیم.

انتهای مطلب/

دسته بندی مطالب

کسب وکار

اخبار ورزشی

اخبار اقتصادی

فرهنگ وهنر

سلامتی

اخبار تکنولوژی

[ad_2]
منبع

پیشنهاد ما به شما

دیدار حدادعادل و وزیر فرهنگ ارمنستان برای تقویت روابط فرهنگی

دیدار حدادعادل و وزیر فرهنگ ارمنستان برای تحکیم روابط فرهنگی_دانشجو

[ad_1] به گزارش دانشجو به گزارش دانشجو، غلامعلی حداد عادل که برای بازدید برنامه‌های آموزش …