[ad_1]
به گزارش دانشجو
به نقل از دانشجو، یکی از رهآوردهای مهم بزرگداشت هر ساله قیام عاشورا برای ما، تلنگر و آگاه شدن مجدد برای مقابله با ظلمی است که سالها است در دنیا جریان دارد و هر زمان به رنگی و شکلی جلوگر میشود. اظهار دوستی با امام حسین (ع) و تبری از دشمنان آن حضرت و اقامه عزای هر ساله برای آن اما بزرگوار و یاران شهیدش، اگر تبدیل ایستادگی به در برابر ظلم ظالمان و دفاع از مظلومان و اهل ایمان نشود، بصیرتی برای عزادار در پی نخواهد داشت.
دانشجو با مرور بخشی از سخنان گهربار آیت الله بهجت(ره)، به بازدید پافشاری آن عالم وارسته و عبد صالح خدا نسبت به پرهیز از بیعت با یزیدیان و الزام انتخاب مداوم بین حق و باطل پرداخته است.
آیا با یزیدیان بیعت میکنیم؟!
ما که هزار سال است عزاداری حضرت سیدالشهدا علیه السلام را میکنیم، اگر فردی بیاید و از مصادیق «ویتبع غیر سبیل المومنین؛ افرادی که از غیر راه مؤمنان پیروی میکنند» باشد و برای مثالً یزیدی باشد، و با عزاداری سیدالشهدا علیه السلام مخالفت نماید، و هیچ گونه هراس و تقیهای هم در بین نباشد، آیا با او بیعت میکنیم، یا خیر؟!
ماجرای کربلا هر روز تکرار میشود
انسان هر راهی را بدون تقید و پایبندی به قرآن و سنت برود، روز به روز تنزل میکند و تاریخ از جمله قضایای سقیفه و پیامدهای آن همانند اتفاق طف (ماجرای کربلا) هر روز تکرار میشود: «کل یوم عاشوراء، و کل ارض کربلاء».
چون هر روز حقی غصب و یا احقاق میشود، و همیشه حق و باطل همانند حسین (ع) و یزید وجود دارد، و کار مردم هم یا جنک در کنار یزید یا در رکاب امام حسین علیه السلام است.
به این علت، انسان باید هر روز موضع خود را اشکار کند که آیا اهل حق است و یا باطل و پیرو آن.
دعوت و رخصت امام حسین (ع)
امام حسین علیه السلام در ابتدای نهضت خود، از افراد برای نصرت خود و دین خدا دعوت میکردند. از جمله شخصی را پی عبدالله بن عمر فرستادند و به ایشان فرمودند: «اتق الله و اجب دعوتنا؛ خدا را در نظر بگیر و دعوت ما را اجابت کن.»
ولی در شب عاشورا، همه را آزاد گذاشت که داوطلبانه و به اختیار و انتخاب خود راه سعادت و شهادت را انتخاب کنند و به آنها فرمود: «انتم فی حل من بیعتی، فاتخذوا اللیل جملا، فانهم لایریدون غیری؛ شما در رابطه با بیعت خود با من آزاد هستید، از تاریکی شب منفعت گیری کنید و بروید، چون آنان جز کشتن من چیزی نمیخواهند.»
حضرت امیر علیه السلام هم در جنگ صفین به معاویه فرمود: «من و تو با هم جنگ داریم، بیا با هم بجنگیم، و راضی مشو که خونهای مسلمانها ریخته شود.»
انتخاب شهادت و… با اختیار
حضرت سیدالشهدا علیه السلام با اختیار خود آن همه مصایب و شهادت و اسارت اهل و عیال خود را تحمل نمود. چون مدام و حتی در روز عاشورا بر آن حضرت اراعه میشد که یا نصر و پیروزی را انتخاب کنند، و یا لقاء الله و معاهده و پیمانی را که با خدا بسته است، ولی ایشان با اختیار خود آن مقامات عالیه را انتخاب کردند.
خدا میداند که آن ها چه میدیدند!
حضرت قاسم علیه السلام راجع به مرگ میگوید: «احلی من العسل؛ شیرین تر از عسل است.» آیا این تعبیر شوخی است؟! ما نمیتوانیم درجات و مقامات آن ها را تعقل و فهمیدن کنیم که چه خبر بوده و چه فهمیدن میکردند و چه میدیدند، همین قدر نقل شده که امام حسین علیه السلام مقامات اخروی آنها را به آنان نشان داد.
این که نقل شده عابس در روز عاشورا در میدان جنگ در برابر دشمن لخت شد و زره را از تن درآورد، یک کار عادی و آسان نبوده است، خواست به دشمن بفهماند که ما از روی نظر و مرام، راه شهادت را اختیار و انتخاب کردهایم، نه از روی ناچاری و اجبار و تهدید و اکراه و یا به جهت شرم و حیا، بلکه این مرام ما است و شجاعانه و عاشقانه و داوطلبانه میجنگیم و کشته میشویم و باکی از شهادت نداریم، و فرد روبه رو عمر سعد بیچاره و دربند و اسیر ملک ری است.
حضرت ابوالفضل علیه السلام نیز با آن فداکاریهایش میخواست به آنان بفهماند که محبت خدا و محبت دوستان خدا چیز فرد دیگر است که تحمل هرگونه سختی و ناگواری و سختی در راه رسیدن به آن، سهل و آسان و شیرین است.
قتل امام (ع) برای چه؟
آیا امکان پذیر ما ائمه اطهار علیهم السلام را با «هل من مزید؛ آیا بسیاری هست؟» و با مزایده بفروشیم؟ نه به قیمت کم، که امکان پذیر نفروشیم؟!
چنان که عمر سعد ملعون هم مجانی نفروخت، بلکه هر چه کرد از ملک ری دست بردارد، دید نمیتواند. و شمر هم که از ابن سعد خبیثتر می بود، بدون هیچ انفاذ حکمی فروخت و عمل به قتل آن حضرت کرد و نگذاشت ابن زیاد ملعون با امام حسین علیه السلام کنار بیاید و صلح کند.
لذا هنگامی ابن زیاد ملعون به شمر لعین او گفت به امام حسین علیه السلام بگو: باید تسلیم حکم من و یزید شوی بدون هیچ شرطی. اگر کرد هیچ، وگرنه کار او را همه کن، شمر لعین به ابن زیاد ملعون او گفت: اگر کار او را همه نکنی بر تو چیره میشود.
او هم پذیرفت و برایش دعا کرد و او گفت: «جزاک الله من ناصح امین! خداوند به تو که شخص خیرخواه و امانتدار هستی پاداش خیر دهد!»
مگر برادرش، امام مجتبی علیه السلام صلح نکرد؟ این حضرت هم صلح میخواست.
انتهای مطلب/
دسته بندی مطالب
[ad_2]منبع