نقش خواص در شهادت امام حسین (ع) در گفتن رهبر انقلاب_دانشجو

[ad_1] به گزارش دانشجو

به نقل از دانشجو، نشیب و فراز تاریخ اسلام مملو از نکات آموزنده است و هر اتفاقات تاریخی که شگرف باشد، عبرت‌های آن نیز برای نسل‌های سپس آموزنده‌تر است. نهضت سترگ و جاودانه عاشورای حسینی بزرگترین و تأثیرگذارترین حادثه دینی تاریخ اسلام است که عبرت‌های بسیاری برای انقلاب‌های اسلامی و شیعی به ارمغان آورده است.

اتفاقات عظیم و تاریخی عاشورا از دیدگاه مقام معظم رهبری لبریز از نکات عبرت‌آموز برای مسلمانان است. ایشان با کالبدشکافی دقیق حادثه عاشورا، یکی از زوایای ناشناخته این اتفاق را به ملت قهرمان و تحلیل‌گران شناساند و افق جدیدی فراروی محققان گشود تا امت همیشه هوشیار و در صحنه اسلامی ایران کاملاً مواظب دستاوردهای این انقلاب بزرگ اسلامی باشند و حادثه‌ای دیگر همانند عاشورا در تاریخ تکرار نشود؛ چون جامعه اسلامی امروز ما همانند جامعه مسلمانان صدر اسلام مدام در معرض خطر قرار دارد.

حسین شیدائیان، پژوهشگر دینی، طی تحقیقی گزیده‌ای از مطالب مقام معظم رهبری در نوشته عبرت‌های عاشورا و نکات آموزنده این نهضت از دیدگاه معظم له را گرد هم آورده تا بتوان آنها را برای نگه داری انقلاب و دستاوردهای آن نصب‌العین قرار داد.

زوایای نهان عاشورا در کلام مقام معظم رهبری

نهضت حماسی و جاودانه عاشورای حسینی بیشتر از دیگر رویدادهای مهم تاریخ اسلام کانون دقت مسئله‌سنجان و تحلیل‌گران تاریخی قرار گرفته است. در هر دورانی صاحبنظران و مفسران شیعی تلاش کردند تا پرده از ابعاد و زوایای ناشناخته این حادثه بردارند. مقام معظم رهبری (مدظله العالی) تاریخ‌شناس برجسته معاصر، در دهه ۷۰ نوشته عبرت‌های عاشورا را به گفتن یکی از زوایای نهان تاریخ تحلیلی عاشورا نقل کرده و افق جدیدی فرا روی تاریخ نگاران و تحلیل گران گشوده‌اند.

واژه عبرت از ریشه عبور و گذشتن از چیزی به چیز دیگر است؛ به اشک چشم «عبره» حرف های می‌شود چون از چشم عبور می‌کند. در تعبیر خواب نیز از این واژه منفعت گیری شده؛ چون انسان را از ظاهر به باطن منتقل می‌کند. به همین مناسبت به حوادثی که برای انسان پندآموز باشد عبرت می‌گویند، چون انسان را به یک سلسله تعالیم کلی راهنمایی می‌کند.

متون دینی هم انسان‌ها را به عبرت‌گیری و درس‌آموزی حوادث تاریخی فرا می‌خواند. یقیناً بین درس‌آموزی و عبرت‌گیری تفاوت‌هایی وجود دارد. در درس‌های تاریخی و دینی زیاد تر نکات پسندیده و مثبت برسی می‌شود و سپس برای مخاطبان برجسته می‌گردد. اما در عبرت‌گیری و پندآموزی هم نکات منفی و هم نکات مثبت و سودمند مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد و علل و عوامل حادثه را برای آیندگان کنکاش می‌کند تا مایه عبرت شود.

آیات بسیاری در قرآن به سرگذشت ملت‌های قبل اشاره دارد و مطالعه کارکردهای مثبت و منفی و سرانجام آنها را برای آیندگان درس عبرت می‌نامد. امام خمینی (ره)، رهبر انقلاب و بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران، تاریخ و خصوصاً حوادث صدر اسلام دوران امیر المؤمنین (ع) و رویدادهای مشروطیت و تغیرات معاصر ایران را معلم عبرت‌آموزی معارفه کرد و فرمود: «تاریخ و آنچه که به ملت‌ها می‌گذرد، این باید عبرت باشد برای مردم.»

علل و عرصههای پیدایش حادثه عاشورا

آخرین اخبار ورزشی ,فرهنگ وهنر ,تکنولوژی و اقتصادی را در وب سایت خبری دانشجو بخوانید.

مقام معظم رهبری با یک نگاه تحلیلی و درون‌کاوی به جامعه اسلامی، تحول فرهنگ مردم و پیروان و یاران پیامبر (ص) را مبنای پیدایش عرصه‌ها و علل مهم حادثه عاشورا می‌داند و آن را در چند قسمت یادآوری می‌کند:

۱- عدم تشخیص تکلیف

در حالی که امام حسین (ع) با دقت به عنصر امر به معروف و نهی از منکر، قیام خود را اغاز کرد، برخی بزرگان اسلام و مردم عادی مسائل دیگر را مهم برداشت می‌کردند و از پشتیبانی امامشان باز ماندند.

رهبر معظم انقلاب در این باره می‌فرماید: «آن روز در بین سران و برگزیدگان دنیای اسلام، افراد مؤمن و افرادی که مایل بودند بر مطابق ماموریت عمل کنند، بودند و تکلیف را نمی‌فهمیدند، حالت زمان را تشخیص نمی‌دادند، دشمن مهم را نمی‌شناختند، کار مهم و محوری را با کارهای درجه دو و سه نادرست می‌کردند و این همیشه یکی از ابتلائات بزرگ دنیای اسلام بوده است.»

۲ – دنیاطلبی و فساد

خطرناک‌ترین آفتی که خردورزان و نخبگان جامعه را از رسالت شرعی و ماموریت مهم آنها دور می‌کند، گرایش به دنیاست. وسوسه‌های نفسانی برای نگه داری مقام و موقعیت اجتماعی عرصه‌ساز لغزش خواص در منجلاب شهوات و مادیات است که به مرور جامعه را به فساد می‌کشاند. پیامبر گرامی اسلام (ص) می‌فرماید: «حُبُّ الدُّنیا رَأْسُ کُلَّ خَطیئَهٍ؛ منشأ همه گناهان دنیادوستی است.»

مقام معظم رهبری این نوشته را در آن دوران این چنین توضیح خواهند داد: «یکی از چیزهایی که عامل مهم این چنین قضیه‌ای شد این می بود که ترویج دنیاطلبی و فساد و فحشا، غیرت دینی و حساسیت مسئولیت ایمان را گرفت. همان مدینه‌ای که اولین پایگاه راه اندازی حکومت اسلامی می بود، سپس از اندک مدتی به مرکز بهترین موسیقیدان‌ها و آوازه‌خوان‌ها و معروفترین رقاصه‌ها تبدیل شد تا جایی که هنگامی در دربار شام می‌خواستند بهترین مغنیان را خبر بکنند، از مدینه آوازه‌خوان و نوازنده می‌آوردند. مدینه مرکز فساد و فحشا شد و آقازاده‌ها و بزرگ‌زاده‌ها و حتی برخی از جوان‌های وابسته به بیت بنی هاشم نیز دچار فساد و فحشا شدند.»

۳- دوری از یاد خدا و معنویت

مقام معظم رهبری با اشاره به آیه ۵۹ سوره مریم یکی از علت‌های انحراف و گمراهی جامعه را که عامل شهادت امام حسین (ع) شد این گونه گفتن می‌کنند: «ما باید بفهمیم بر سر آن جامعه چه بلایی آمد که سر بریده حسین بن علی(ع)، آقازاده اول شخص دنیای اسلام و پسر خلیفه مسلمین پسر علی بن ابیطالب (ع)، در همان شهری که پدر او بر مسند خلافت می‌نشسته است گردانده بشود و آب از آب تکان نخورد! از همان شهر افرادی به کربلا همراه شوند او و اصحابش را با لب تشنه به شهادت برسانند و حرم امیرالمؤمنین (ع) را به اسارت بگیرند. در این عرصه سخن زیاد است من یک آیه از قرآن را در جواب به این سوال نقل می‌کنم. قرآن جواب ما را داده است، آن درد را قرآن به مسلمین معارفه می‌کند. آن آیه این است که می‌فرماید: «فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلاهَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیّاً؛ بعد از آنان جانشینانی به جای ماندند که نماز را تباه ساخته و از هوس‌ها پیروی کردند و به زودی (سزای) اگمراهی (خود) را خواهند دید.»

عوامل مهم این گمراهی و انحراف عمومی دو چیز است: یکی دور شدن از ذکر خدا که مظهر آن نماز است. فراموش کردن خدا و معنویت، حساب معنویت را از زندگی جدا مردن، دقت و ذکر و دعا و توسل و طلب از خدای متعال و توکل به خدا و محاسبات خدایی را از زندگی کنار گذاشتن؛ و دوم جستوجو شهوت‌رانی‌ها رفتن، جستوجو هوس‌ها رفتن و در یک جمله دنیاطلبی؛ به فکر جمع‌آوری ثروت و مال و التذاذ به شهوات دنیا افتادن؛ اینها را اصل دانستن و آرمان‌ها را فراموش کردن.»

۴- ایمان سطحی (عدم استقامت)

زیاد تر مردم عراق در دوران امام حسین (ع) از آگاهی عمیق و معرفت دینی منفعت‌مند نبودند. امام حسین(ع) در توصیف این چنین مردمی می‌فرماید: «النَّاسَ عَبَیدُ الدُّنیا وَ الدِّینُ لَعِقَ عَلَى السِنَتِهِمْ یَحوُطُونَهُ مَادَرَّتْ مَعَا بِشُهُم فَإِذَا مُحِصَوا بِالْبَلاء قَلَّ الدِّیَانُونَ؛ این مردم برده‌های دنیا می باشند و دین لقلقه زبانشان است، حمایتو پشتیبانی‌شان از دین تا آنجاست که زندگی‌شان در رفاه است و آنگاه که در بوته امتحان قرار گرفتند، دینداران کم خواهند می بود.»

مقام معظم رهبری در این باره می‌فرمایند: «اگر اسامی افرادی را که از کوفه به امام حسین (ع) نامه نوشتند و دعوت کردند نگاه کنید، اینهایی که نامه نوشتند همه جزو طبقه خواص‌اند؛ طبقۀ زبدگان و برجستگان نامه‌ها زیاد است. از کوفه صدها صفحه نامه و احتمالا چندین خورجین یا بسته بزرگ نامه آمد. غالباً بزرگان و اعیان و شخصیت‌های برجسته و نام و نشان‌دارها و همین خواص این نامه را نوشتند؛ منتهی لحن نامه‌ها را نگاه کنید معلوم می‌شود که در بین خواص طرفدار حق چه افرادی جزو آن دسته‌ای می باشند که حاضرند دینشان را قربانی دنیاشان بکنند و چه افرادی می باشند که حاضرند دنیاشان را قربانی دین بکنند. از خود نامه‌ها می‌شود فهمید و چون افرادی که حاضرند دینشان را قربانی دنیا بکنند بیشترند، نتیجه آن در کوفه شهادت مسلم بن عقیل می‌شود و سپس هم از همان شهر کوفه‌ای که هجده هزار نفر آمدند با مسلم بن عقیل بیعت کردند، جمعیتی نزدیک به بیست هزار یا سی هزار یا زیاد تر بلند خواهد شد و به جنگ امام حسین (ع) در کربلا می‌آیند.»

۵- دوری از قیمت‌های دینی

هر چه فاصله وقتی و تاریخی زندگی سیاسی فرهنگی مسلمانان با دوران حیات طیبه رسول الله (ص) زیاد تر می‌شد دیانت، تقوی و ولایتمداری در جامعه رنگ می‌باخت و ضد قیمت‌ها در پرتو گرایشات مادی و ریاست‌طلبی جانشین قیمت‌های اسلامی می‌شد.

از این رو مقام معظم رهبری ضمن هشدار به کارگزاران جاری جامعه، درمورد یکی از عوامل حادثه عاشورا اشاره می‌کنند: «اگر مواظب نباشید، آن زمان جامعه همین طور کم کم از قیمت‌ها تهیدست می‌شود و به نقطه‌ای می‌رسد که فقط یک پوسته ظاهری باقی می‌ماند. یک دفعه یک امتحان بزرگ پیش می‌آید – امتحان قیام ابی‌عبدالله (ع) – آن زمان این جامعه در این امتحان مردود می‌شود. [به ابن سعد] انها گفتند به تو حکومت ری را می‌خواهیم بدهیم، ری آن زمان یک شهر زیاد بزرگ و پرفایده می بود. حاکمیت هم همانند استانداری امروز نبوده است؛ امروز استاندارهای ما یک مأمور اداری می باشند؛ حقوقی می‌گیرند و همه‌اش زحمت می‌کشند. آن زمان اینطوری نبوده است، فردی که می‌آمد حاکم شهری می‌شد یعنی همه منبع های درآمد این شهر در اختیار او می بود. یک مقدار هم باید برای مرکز بفرستد، بقیه‌اش هم در اختیار خودش می بود، هر کار می‌خواست می‌توانست بکند، لذا زیاد برایشان اهمیت داشت. سپس انها گفتند که اگر به جنگ حسین بن علی (ع) نروی، از حاکمیت ری خبری نیست. این جا یک آدم ارزشی یک لحظه هم فکر نمی‌کند، بلافاصله می‌گوید مرده شوی ری را ببرند ری چیست؟ همه دنیا را هم به من بدهید، من به حسین بن علی (ع) اخم هم نمی‌کنم، من به گرامی زهرا (س) چهره هم در هم نمی‌کشم، من بروم حسین بن علی (ع) و فرزندانش را بکشم که می‌خواهید به من ری بدهید؟ آدمی که ارزشی باشد این طور است. اما هنگامی که درون‌تهی است، هنگامی که جامعه، جامعه دور از قیمت‌ها است، هنگامی که آن خطوط مهم در جامعه ضعیف شده است، دست و پا می‌لغزد؛ اکنون حداکثر یک شب هم فکر می‌کند؛ زیاد حدت کردند، یک شب تا صبح مهلت گرفتند که فکر کنند. اگر یک سال هم فکر کرده می بود باز هم این تصمیم را گرفته می بود. این فکر کردن ارزشی نداشت. یک شب فکر کرد، بالاخره او گفت بله من ملک ری را می‌خواهم! یقیناً خدای متعال همان را هم به او نداد. آن زمان عزیزان من! فاجعه کربلا پیش می‌آید.»

۶- تساهل و تسامح خواص

غفلت و عدم منفعت‌برداری صحیح از زمان‌های استثنایی و حساس تاریخ و نیز سستی خواص حق از وجود مؤثر و به موقع در صحنه‌های سیاسی ضرباتی جبران‌ناپذیر بر پیکره جامعه اسلامی داخل می‌سازد که تا قرن‌ها آثار آن باقی می‌ماند.

در فرهنگ روایات ائمه معصومین (ع) منفعت‌گیری مناسب از زمان‌های به دست آمده را غنیمت و از دست دادن زمان‌های طلایی و استثنایی را خسارت جبران‌ناپذیری می‌دانند که علتغصه و اندوه می‌شود. حضرت علی (ع) می‌فرماید: «بادِرِ الْفُرْصَهً قَبْلَ أَنْ تَکُونَ غُصَّهٌ؛از زمان‌ها منفعت گیری کن پیش از آن که از دست دادن آنها مایه اندوه شود.»

سستی و غفلت‌هایی که از جانب خواص حق و برخی علمای متعهد در دوران امام حسین (ع) پدید آمد، با اهمیت ترین عامل تسلط ظاهری بنی‌امیه بر عاشورائیان شد.

مقام معظم رهبری درمورد حادثه کوفه و سستی یاران مسلم بن عقیل می‌فرمایند: «اگر خواص مسلم را تنها نمی‌گذاشتند، برای مثالً صد نفر می‌شدند، این صد نفر اطراف مسلم را می‌گرفتند به خانه یکی از آنها می‌آمدند و می‌ایستادند، دفاع می‌کردند، مسلم تنها هم که می بود هنگامی می‌خواستند او را دستگیر کنند چندین ساعت طول کشید. چندین بار دعوا کردند، مسلم به تنهایی همه سربازان ابن زیاد را – همان عده‌ای که آمده بودند – بعد زد. اگر صد نفر مرد با او بودند، مگر می‌توانستند او را بگیرند؟! مردم باز هم اطرافشان جمع می‌شدند. بعد خواص اینجا کوتاهی کردند که نرفتند اطراف مسلم را بگیرند!… حضرت مسلم با جمعیت بسیاری راه افتادند. در تاریخ ابن اثیر نوشته است – به نظرم سی هزار اطراف حضرت مسلم آمدند، چهار هزار نفر از مردم فقط اطراف او با شمشیر، به سود مسلم بن عقیل ایستاده بودند. اینها مربوط به روز نهم ذی‌حجه است. کاری که ابن زیاد کرد یک عده از همین خواص را بین مردم فرستاد که مردم را بترساند، مادرها و پدرها را، تا بگویند با چه فردی می‌جنگید؟ چرا می‌جنگید؟ برگردید پدرتان را در می‌آورند، این‌ها یزیدند، این‌ها ابن‌زیادند، اینها بنی‌امیه‌اند، اینها چه دارند، پول دارند، شمشیر دارند، تازیانه دارند، ولی آنها چیزی ندارند. مردم را ترساندند. به مرور همه متفرق شدند! آخر شب – زمان نماز عشا – هیچ کس همراه حضرت مسلم نبوده است؛ هیچ کس و ابن زیاد پیغام داد که همه باید برای نماز عشا به مسجد کوفه همراه شوند، نماز را با من به جماعت بخوانند. تاریخ می‌نویسد: برای نماز عشا پشت سر ابن زیاد، مسجد کوفه پر از جمعیت شد. خوب چرا این چنین شد؟! من که نگاه می‌کنم می‌بینم خواص مقصرند؛ همین خواص طرفدار حق مقصرند، برخی از این خواص طرفدار حق در نهایت بدی عمل کردند.»

انتهای مطلب/

دسته بندی مطالب

کسب وکار

اخبار ورزشی

اخبار اقتصادی

فرهنگ وهنر

سلامتی

اخبار تکنولوژی

[ad_2]
منبع

پیشنهاد ما به شما

دیدار حدادعادل و وزیر فرهنگ ارمنستان برای تقویت روابط فرهنگی

دیدار حدادعادل و وزیر فرهنگ ارمنستان برای تحکیم روابط فرهنگی_دانشجو

[ad_1] به گزارش دانشجو به گزارش دانشجو، غلامعلی حداد عادل که برای بازدید برنامه‌های آموزش …