[ad_1]
به گزارش دانشجو
گروه فرهنگی دانشجو طیبه مجردیان: احتمالا آنچه زیاد تر در ربط با حجاب در فضای رسانه برجسته شده است، او گفت و گوهای جنجالی له و علیه حجاب است. اما ایستادن در دوگانه گشت ارشاد؛ آری یا خیر؟ تذکر لسانی؛ آری یا خیر؟ حجاب قانونی؛ آری یا خیر؟ باب عمل را هم چنان بسته نگه میدارد. چراکه حجاب امروز در نقطه نماد و سیاست قرار گرفته و تعیین و تکلیف این ماجرا در دوگانه ها ممکن نیست. در این بین افرادی می باشند که فارغ از او گفت و گوها و جدالهای بیحاصل پر سر و صدا، ایدهای دارند و ایده خود را پیش میبرند. اشتراک ازمایش ها این گروهها میتواند در رویش ایدههای خلاقانه و منفعت گیری از ظرفیت مردمی در گسترش فرهنگ عفاف و حجاب موثر باشد.گروه مردمی دختران انقلاب چندسالی است برای احیاء صورت درست امر به معروف و ترویج حجاب تلاش میکنند. برای آشنایی زیاد تر با این گروه با بهاره جنگروی مسئول گروه دختران انقلاب به گفتگو نشستیم که در ادامه از نظر میگذرانید.
ماجرای دختران خیابان انقلاب و دختران انقلاب
سوال: مختصری درمورد فعالیت دختران انقلاب توضیح بدهید و این که چطور افراد داخل مجموعه شما خواهد شد؟
ما سپس از این که از دانشگاه فارغ التحصیل شدیم گفتیم چکار کنیم تا بتوانیم در جامعه اثرگذاری مساعد داشته باشیم؟ اغاز به کار مطالعاتی کردیم. دیدیم امر به معروف و نهی از منکر هم واجب فراموش شده هست و همانطور که آقا میفرمایند واجبی است که بد معارفه شده حتی به تعهدی یک واجب لگدمال شده هست. احتمالا تا این مدت در ذهن مردم خاطرات دهه شصت و مو قیچی کردن از امر به معروف و دیگر مظاهر تندروی تداعی شود.
سپس از سه چهار سال کار مطالعاتی روی سخن بگوییدهای آقا و علوم انسانی دیگر به این نتیجه رسیدیم امر به معروف نرم افزاری است که اسلام در اختیار ما قرار داده که تازه برخی از دانشمندان غربی همانند باری بوزان و دیگران به کارکرد و الزام آن برای جامعه رسیدهاند. تصمیم گرفتیم به گفتن کار فرهنگی، صورت درست امر به معروف را احیا کنیم. هنگامی اغاز به فعالیت کردیم و مباحثمان را برای دیگران اراعه دادیم دیدیم چه مقدار دلهای مردم آماده هست تا در این قضیه ورود کنند و با ما همراه شوند.
اول از همان تجاربی که در دانشگاه داشتیم منفعت گیری کردیم و یک چارت تشکیلاتی چیدمان کردیم؛ قسمت مطرح و برنامه، قسمت جذب و نیروی انسانی، قسمت رسانه و خبر رسانی، قسمت حمایتمالی و تکههای فرد دیگر که ملزوم می بود.
تصمیم گرفتیم اسم دختران انقلاب را بعد بگیریم
رسیدیم به اینجا که برای گروهمان چه اسمی انتخاب کنیم و این همزمان شد با ماجرای دختران خیابان انقلابی که روسریهایشان را به چوب می زدند، کشف حجاب میکردند و خودشان را نماینده زن ایرانی معارفه میکردند. تصمیم گرفتیم اسم دختران انقلاب را بعد بگیریم. چون آنها داشتند افترا میانها گفتند. حتی دختر کم حجاب ما هم اینطور نیست که برود روی دکل برق جلوی همه روسری خودش را دربیاورد. گفتیم بچههای انقلاب ما هستیم و اسم گروهمان را دختران انقلاب گذاشتیم.
این اسم را که گذاشتیم گفتیم باید یک ابراز و ظهور رسانهای داشته باشیم. آن زمان دوران حسن روحانی می بود و چون اسم خودمان را دختران انقلاب گذاشتیم و میخواستیم با این اسم بالا بیاییم فردی از ما حمایتنمیکرد. خود خانم مولاوردی آن زمان از دختران خیابان انقلاب حمایتمیکرد و به نیروی انتظامی میاو گفت با این دخترها چه کار دارید. آنها میخواستند دختران خیابان انقلاب را برجسته کنند ولی هنگامی ما اسم خودمان را دختران انقلاب گذاشتیم دختران خیابان انقلاب زیاد کمرنگ شدند.
علینژاد ناچار شد کامنتهای پیجش را ببندد
اولین بار حسینیه همت میدان شهدا را گرفتیم و اغاز به تبلیغات کردیم. یکی از بچهها او گفت یکی از خواهران مسیح علینژاد مذهبی هست. آن زمان نظام تا این مدت از ظرفیت ایشان منفعت گیری نکرده می بود. پرس و جو کردیم و خانهشان را اشکار کردیم. طبیعی می بود که اول مطمعن نمیکردند. گفتم من خواهر ابراهیم هادی را با خودم آوردم. سپس دیدم چه مقدار دل پری دارند. خودشان، دخترانشان و نوههایشان همه محجبه بودند.
گفتم الان وقتش هست که شما از خواهرتان اظهار برائت کنید. انها گفتند باید استخاره کنیم و ما را برای شام نگه داشتند. سپس که ما رفتیم ایشان تماس گرفت و او گفت با این که سختی بسیاری روی من هست ولی استخاره کردم چون خوب آمده میآیم. ما قبل مراسم اظهار کردیم یک مهمان اختصاصی داریم. چند دقیقه مانده به اغاز مراسم گفتیم خواهر مسیح علی نژاد مهمان ما است. رسانههای فارسی زبان خارجی و خود مسیح علینژاد به غلیان افتادند. مسیح داخل پیجش دائم میاو گفت خانواده من را تحت سختی قرار دادند و…
آن روز خواهرزاده مسیح زیاد قشنگ سخن بگویید کرد. از محضر آقا عذرخواهی کرد و او گفت آقا ما این چنین خانوادهای نیستیم و انقدر ادبیاتشان قشنگ می بود که همان موقع مسیح ناچار شد کامنتهای پیجش را ببندد. مردم میانها گفتند هنگامی تو خانوادهات را رها کردی و انقدر بیمهر و بیعاطفه هستی چطور قبول کنیم تو به فکر زن ایرانی هستی؟
اگر حجاب در ایران رها شود…
سپس از این اتفاق و غوغا که گروه دختران انقلاب نقل شد از دفتر آقا زنگ زدند و انها گفتند گزارش این کار به گوش آقا رسیده و من را دعوت کردند تا به نمایندگی از دختران انقلاب بروم خدمت حضرت آقا. روز دیدار که نهادها و ارگانها هم بودند ما بلند شدیم تا گزارش کار بدهیم. آقا فرمودند من این جریان را کامل مطالعه کردم. انها گفتند من امروز به شما بگویم که اگر حجاب در ایران رها شود حالت ایران از ترکیه بدتر میشود و برای ما دعا کردند.
اجتماع پرشور دختران انقلاب در چهارباغ اصفهان با وجود مادر شهید حججی
سپس از این که کارمان یکمقدار سر و سامان گرفت، یک تکه ثابت کار ما شد اجتماعات سالیانه که همان جشن تولد دختران انقلاب است. ما هر سال تولد دختران انقلاب را جشن میگیریم. یک سال این برنامه در حسینیه همت برگزار شد. دو سال میدان امام حسین می بود. یک سال به خواست دختر خانمهای اصفهانی چهارباغ اصفهان برنامه گرفتیم. مادر خدا بیامرز آقای نریمانی میاو گفت این همه آقا سید اینجا اجتماع گرفته اما اجتماع دختران انقلاب پرشورتر از اجتماعاتی بوده که تاحالا خود اصفهانیها گرفتند. چهارباغ اصفهان مملو از جمعیت شد. مادر آقا محسن حججی بالا رفتند و دختر خانمهایی را که طی این زمان جذب کرده بودیم محجبه کردند.
سپس برنامه اصفهان، بچههای رشت هم انها گفتند ما هم میخواهیم برنامه بگیریم. اغاز کردیم با دختر خانمهای رشت جلسه گذاشتیم. برنامه رشت در میدان شهرداری برگزار شد. میدان شهرداری مملو از جمعیت شد. یک سال هم در میدان امام حسین(ع) و دو بار هم ورزشگاه شیرودی برنامه گرفتیم. پارسال یک اجتماع دوازده هزار نفره داخل ورزشگاه شیرودی گرفتیم. انقدر استقبال خوبی شد و جمعیت زیاد آمدند که راهروهای بیرون و داخل تا پشت در پر شد و ما بقی جمعیت داخل زمین ورزشگاه و خیابان مترو طالقانی تا متروی هفت تیر سرریز شدند. طوری که رئیس ورزشگاه او گفت اکسیژن نیست و زیاد زیاد تر از ظرفیت مجاز داخل ورزشگاه پر شده است.
پیشنهاد حاج قاسم انگیزه ما را مضاعف کرد
وقتی که حاج قاسم زنده می بود در مراسم یادواره شهدای غرب تهران، خودم را به رأس مجلس رساندم. حاج قاسم دید یک خانم بین آن همه آقا هست او گفت بگذارید بیاید جلو. من الآن سی و دو سالم هست آن موقع احتمالا بیست و پنج سالم می بود و شور جوانی داشتم. گفتم حاج آقا من به نمایندگی از کلی دختر خانم آمدم بپرسم چرا خانمها نمی توانند سوریه بروند؟ چرا ما نباید برویم و از حرم حضرت زینب دفاع کنیم؟ حاج قاسم خندید و او گفت دخترم اولاً شما خانم هستی. خانمها ظرافتهایی دارند که نمی توانند جلوی دشمن بایستند اما شما در همین تهران خودتان دفاع کننده حریم و حجاب حضرت زینب(س) باشید. این اتفاق انگیزه ما را مضاعف کرد.
عشق شهدا و اهل بیت؛ واسطه آشنایی با دختران کم حجاب
روی این فکر کردیم با چه روشی و چطور دختران کم حجاب را جذب کنیم؟ یکسری پاتوقهای دخترانه و موکب همانند موکبهای اربعین به گفتن موکب شهادت حضرت زهرا(س) راه انداختیم. دکور در سوخته خانه حضرت زهرا(س) طراحی کردیم. این کار تقریباً برای شش هفت سال پیش می بود. یک عده مسئول پذیرایی بودند. یک عده هم برای گفتگو و جذب دختر خانمها. اول پذیرایی میکردیم سپس میگفتیم چند دقیقه تشریف میارید بنشینید دکور ما را ببینید یک روضهای از حضرت زهرا(س) بشنوید؟ خانمها منقلب میشدند، اشک میریختند و ما روسری متبرک سرشان میکردیم.
پاتوق امام رضایی هم داشتیم. آنجا خواهش میکردیم چند دقیقه روبه روی تمثال حرم امام رضا(ع) بایستند. برای دخترخانمهای کشف حجاب درد دل امام رضایی میگذاشتیم. برای مثالً میانها گفتند چند زمان هست مشهد امام رضا(ع) نرفتیم و اشک میریختند. میگفتیم اگر یک روسری متبرک به حرم به شما بدهیم به امام رضا(ع) قول میدهید تا تولدشان این روسری از سر شما نیفتد؟ استقبال میکردند. کتیبهای به آنها میدادیم و میگفتیم داخل اتاقشان بگذارند و هر زمان روسریشان خواست بیفتد به آن نگاه کنند.
رو به ایوان طلا کردی و گفتی به امام من اگر حجاب دارم همه از لطف شما است
هیئت هفتگی؛ محفل اغاز کنشگری تازه واردها
شماره همه این بچهها را میگرفتیم. هنگامی هیأت، پاتوق، موکب، تعزیه، تئاتر و…داشتیم با تک تک این بچهها تماس میگرفتیم که همراه شوند پشتیبانی دختران انقلاب چون نسبت به شهدا و اهل بیت ارادت داشتند. به دختر خانمی که تازه جذب شده می بود میگفتیم شما خادم هیئت ما هستی. هیأت هفتگیمان را هر چهارشنبه با وجود افرادی همانند حاجآقا جاودان و بقیه علما و مداحان برگزار میکردیم. در حقیقت هیئت هفتگی دختران انقلاب محفل اغاز کنشگری این بچهها می بود.
یک مورد خاص!
یکی از دختر خانمهای کشف حجابی که داخل پاتوق روسری سرش کرده بودیم هنگامی برای هیأت هفتگی دختران انقلاب آمد هم چنان کشف حجاب می بود. خودمان خواسته بودیم برای خادمی بیاید. بچهها با من تماس گرفتند که خانم جنگروی کشف حجاب آمده چکار کنیم؟ گفتم اشکال نداره بگذارید بیاید. دو ساعت مانده می بود هیئت اغاز شود. گفتم هیئت ما به اسم حضرت زهرا(س) هست. او گفت من برای خادمی هیأت آمدم کجا بایستم؟
تا آن زمان این چنین موردی نداشتیم. هرکسی میآمد روسری داشت. اگر حجاب کاملی هم نداشت کم کم در فضای هیئت حجابش را کامل میکرد. اما این دختر از آنهایی می بود که اصلاً میدان نمیداد. به من او گفت پر و حمایل را بده میخواهم کارم را اغاز کنم. اکنون در دل من ولوله می بود نمیخواستم او را بعد بزنم. یکی دو ساعت هم به اغاز هیأت مانده می بود. گفتم مشکلی نیست. این پر را بگیر، حمایل دختران انقلاب را هم بینداز برو رأس مجلس یعنی در ورودی مهم بایست و به هر فردی داخل هیأت میشود خوش آمد بگو. قبول کرد من حس کردم دارد با من لجبازی میکند. گفتم بگذار من با شما بیایم و بگویم کجا بایستی. رفتیم در ورودی سرچشمه سپس گفتم هر فردی داخل شد بگو به هیأت حضرت زهرا(س) خوش آمدید، اینجا هیأت حضرت زهرا(س) است. او گفت این را بگویم؟ گفتم بله چون شما الان خادم هستی، از همه خادمها هم رأستر ایستادی و اولین خوشامد را به محفل حضرت زهرا(س) شما میگویی. چون اسم هیئت ما هیئت صراط الزهرا است. دو تا از بچهها را مواظب گذاشتم طوری که خودش نمیدانست گفتم من چهار کلامی سخن بگویید کردم ببینید اگر تأثیر گذاشت و روسری سر کرد که هیچ اگر سر نکرد به من بگویید تا تدبیر فرد دیگر کنم برای مثالً از در ورودی بیاورمش تکه فرد دیگر داخل مجموعه.
بچهها به من انها گفتند خانم جنگروی این بنده خدا پر را زمین گذاشت، حیاط سرچشمه را انگار که وجدان درد داشته باشد میرفت و میآمد. سپس هم حمایل را درآورد و رفت. تماس گرفتیم پرسیدیم کجایی؟ او گفت من پنج دقیقه دیگه برمیگردم. بچهها میانها گفتند پنج دقیقه سپس که آمد دیدیم روسری مشکی سر کرده، موهایش را هم پوشانده و دم در ایستاده است. من اصلاً به روی خودم نیاوردم که بروم ببینمش. سپس که آمدم آقای روحی را رد کنم گفتم این چیه سرت کردی؟ مگه همانطور نمیخواستی بایستی؟ به من او گفت خانم جنگروی جملهای که به من گفتی همه اول تو را میبینند و اینجا مجلس حضرت زهرا(س) است و تو داری خوشامد میگویی، من ادب کردم. اکنون همان دختر خانم یکی از مبلغینی است که در دختران انقلاب فعالیت میکند.
در هیأتمان عروسی برگزار کردیم
هر هیئت سوژهاش متفاوت است. برای مثال یک هیئت را به اسم روزه اولیها میگیریم. یادم هست روح الله عجمیان و سلمان امیراحمدی که جزو شهدای امنیت بودند تازه شهید شده بودند. خواهر شهید امیراحمدی زیاد حال روحی بدی داشت چون نسبت به برادرش زیاد علقه داشت. از طرفی دوران عقدش هم می بود و چون برادرش شهید شده می بود دیگر نمیتوانست عروسی بگیرد. از طرفی برادر روح الله عجمیان هم در دوران عقد می بود. ما به ذهنمان رسید که اینها خودشان نمی توانند عروسی بگیرند اما ما که میتوانیم برایشان عروسی بگیریم. هیئتمان را کردیم اختصاصی عروسی، برایشان سفره عقد چیدیم و در تبلیغاتمان نوشتیم عروسی برادر شهید عجمیان و خواهر شهیدسلمان امیر احمدی و گفتیم مردم هرکسی دوست دارد هدیه بیاورد. نزدیک شش، هفت هزار نفر مردم آمده بودند. برای این مراسم هم یک هجمه ضد انقلاب آمد که دارند برای یک عده جانی و فلان عروسی میگیرند. محفل زیاد قشنگی می بود و در ذهن مردم ماندگار شد. حتی ما توانستیم از این مراسم سه دست جهیزیه تهیه کنیم. یک کار موثر می بود و یاد شهدا را در ذهن مردم تثبیت کرد.
هیئت ما فقطً هیئت نیست. هر کدام از هیأتهای ما نوشته اختصاصی یا سوژه خاصی دارند برای مثال روز پدر نزدیک می بود ما گفتیم چند دختر خانم کشف حجابمان که خانوادههای مثبتی دارند را به دست پدران شهدا چادری کنیم. از پدران شهدا دعوت کردیم؛ پدر احمدی روشن، پدر اصغر پاشاپور و پدر کاپشن صورتی و… دخترخانمهای ما به دست پدران شهدا چادر سر کردند و محجبه شدند سپس ربط تلفنی با پدران خودشان گرفتیم و گفتیم الان دختر شما به دست پدر شهید چادری شده، حس و حالشان را پرسیدیم. صدا و سیما هم آمده می بود و از مراسم ما فیلم گرفت.
الزام رفاقت و همراهی تا تثبیت حجاب
سوال: بعد شما افرادی را که در مترو، موکب و برنامههای گوناگون جذب خواهد شد رها نمیکنید و برایشان برنامههای مختلفی دارید.
بله. زیاد تر جمعیت دختران انقلاب از طریق هیئت جذب خواهد شد. اگر ما این بچهها را رها کنیم مجدد برمیگردند و روسریهایشان را برمیدارند. هنگامی روسری متبرک سرشان میکنیم، شماره آنها را میگیریم. به هیأت دختران انقلاب دعوتشان میکنیم. بچههایی که از لحاظ مبانی معرفتی عمیق می باشند کنار آنها قرار میگیرند و با آنها دوست خواهد شد به کافه دعوتشان میکنند با هم سخن بگویید میکنند و تلاش میکنند گرههای ذهنیشان را باز کنند. کنار این ماجرای جذب و پررنگ کردن عرق دینی، این بچهها باید خودشان کنشگر شوند. بهترین حالت کنشگری هم چون اشتراک ما با این بچهها اهل بیت و شهدا می باشند، این هست که خادم هیأت حضرت زهرا(س) و امام حسین(ع) شوند. سپس از یک زمان کنشگری کم کم حجابشان را کامل میکنند و به اینجا میرسند که دوست دارند چادری شوند. اجتماع تازه ما هم در ورزشگاه آزادی جشن چادری شدن سیصد و سیزده نفر از همین دختر خانمها می بود.
به این علت فعالیت ما سه مرحله دارد. مرحله اول کار ما جذب افراد از طریق محبت اهل بیت و شهدا است. مرحله دوم از بین بردن گرههای ذهنی و سوالات و ابهامات آنها از طریق مربیانی است که به گفتن رفیق در کنار این افراد قرار میگیرند. مرحله سوم هم تبدیل خود این افراد به کنشگر است که اگر این مرحله نباشد زیاد از این افراد مجدد به سبک زندگی خودشان برمیگردند. این کار نیاز به رفاقت و همراهی دارد. یعنی در کنار رفاقت و صمیمیت گرههای ذهنی هم باز میشود و در استمرار رابطه و کنشگری خود بچهها سبک زندگی جدیدشان تثبیت میشود.
ماجرای مناظره دختران انقلاب با مدیر مسئول اسبق کیهان
ما برنامههای مطالعاتی پژوهشی و کرسیهای آزاد اندیشی هم داریم. چند سال پیش زیاد به خانم مولاوردی زنگ زدیم، مطلب دادیم و دعوتشان کردیم تا با دختران انقلاب مناظره کنند. بار اولی که با ایشان تماس گرفتم گفتم خانم مولاوردی من از بچههای دختران انقلاب هستم با ما مناظره میکنید؟ او گفت عزیزم خدا قوت به شما چه مقدار شما دارید زحمت میکشید. سپس من میلاد پیامبر(ص) را که تبریک گفتم ایشان انها گفتند یک بار دیگر بگو کی هستی؟ او گفت من فکر کردم شما دختران خیابان انقلاب هستید بچه شما را چه به انقلاب؟ قطع کرد. خانم ابتکار هم همینطور ریجکت میکردند.
سپس من گفتم خدایا بعد ما با چه فردی مناظره کنیم؟ چه کار کنیم؟ باید یکی بیاید که ناموافق الزام حجاب باشد. زنگ زدیم به دکتر نصیری مدیرمسئول اسبق کیهان که با آقای سوزنچی یک بار مناظره کرده می بود. گفتیم آقای دکتر ما دختران انقلاب هستیم. او گفت بله جریانتان را میدانم. گفتم شما با ما مناظره میکنید؟ او گفت برای من افتخار هست بیایم داخل زمین حجاب، فعالترین مجموعه را ناکامی بدهم.
بچه ها استرس گرفتند که این بنده خدا چه مقدار با مطمعن به نفس سخن بگویید کرد. نکند ما را در مناظره ناکامی بدهد. یکی از بچههای دختران انقلاب که به لحاظ فکری قدر می بود انتخاب کردیم. نزدیک به دو هفته ما صبح تا شب مینشستیم همانند رینگ بوکس شبهه نقل میکردیم جواب بدهد. در جلسه مناظره با آقای نصیری ایشان یک ربع اول مغلوب شدند. فیلم مناظره هم هست. آقای نصیری او گفت حجاب باید آزاد شود، توهین به زن هست و… ما گفتیم یک نمونه موفق داریم یک کشوری که حجاب آزاد شده باشد و نهایتاً به ولنگاری و برهنگی و موارد دیگر نرسیده باشد؟ ایشان او گفت شما تا پنج سال حجاب را آزاد بگذارید، سپس پنج سال اگه اینطوری شد قانون بگذارید، این عین جملهای می بود که انها گفتند. معتقد بودند در پنج سال اول آزادی حجاب یکسری چالشها اتفاق میافتد آن زمان سپس پنج سال قانون بگذارید. اما ما میگوییم این که دور باطل شد. اگر قرار هست پنج سال مملکت به فنا و برهنگی برود سپس الزام بگذاریم چرا اصلاً الزام را برداریم؟
باز شدن گرههای ذهنی در مناظرهها
سوال: بله یک عده که طرفدار آزادی حجاب بودند، چند هنگامی که حجاب رها شده می بود و عینی با این قضیه روبه رو شده بودند به نادرست بودن ایده خودشان اذعان میکردند. حتی من از برخی خانمهای کشف حجاب میسوال کردم شما موافق این نوع مصادیق هنجارشکنانه پوشش هستید؟ خود خانمهایی که روسریشان را برداشته بودند میانها گفتند یک عده زیاد هنجارشکنانه لباس میپوشند ما با این سبک پوشش به هیچ وجه موافق نیستیم و اتفاقاً زیاد خوب هست که گشت ارشاد با این مظاهر بدپوششی مقابله کند. به این علت اگر حجاب آزاد شود این آزادی حدی ندارد.
بله دقیقاً. من یادم هست آقای نصیری که داشت از آمفی تئاتر سرچشمه بیرون میرفت او گفت من با بزرگترین نفرات در جبهه شما مناظره کردم اما این که یک خانم روبهروی من نشست و در یک ربع اول من را به چالش کشاند من به شما تبریک میگویم. با انجمن اسلامی هم که ناموافق الزام حجاب بودند مناظره داشتیم. از بچههایی که جذب میکنیم هم دعوت میکنیم در برنامه مناظره شرکت کنند تا از این طریق گرههای ذهنی که دارند باز شود. به این علت یک تکه کار ما همین کرسیها است. قرار هست انشاالله همین مناظرات را در سطح دانشگاهها و مدارس هم داشته باشیم.
نباید از کنار گناه به راحتی رد شویم
یک تکه کار دختران انقلاب هم راهیان نور هست. تثبیت حجاب برخی از این بچهها در سفر راهیان نور اتفاق میافتد. در راهیان نور مادران شهدا می باشند، راویان و روایتگریهای خوبی هم داریم. خانم مریم قربان تنهایی که امسال در ورزشگاه آزادی چادری شد در راهیان نور دختران انقلاب و کانال کمیل منقلب شد و الان جزو مبلغین دختران انقلاب شده است. اتفاق دیگر هم این که برای هیئتها آموزش امر به معروف میگذاریم همانطور که برخی از هیئتها آموزش احکام دارند ما هم آموزش امر به معروف میدهیم.
در نهایت معتقد هستیم از کنار گناه نباید به راحتی رد شویم احتمالا خدا ما را عاملی قرار دهد تا مسیر فردی را تحول بدهد.
انتهای مطلب/
دسته بندی مطالب
[ad_2]منبع