[ad_1]
به گزارش دانشجو
به نقل از دانشجو، حجتالاسلام والمسلمین حسین انصاریان، استاد حوزه علمیه، شامگاه سهشنبه، ۱۳ شهریور ماه، در حسینیه هدایت تهران به مناسبت ایام ماه صفر به عیب سخنرانی پرداخت.
قسمتهایی از سخنان این عالم دینی را در ادامه میخوانید:
سرانجام پیروی از راههای بیگانه با خدا
سخن درمورد نگاه انسان به انسان است که این نگاه، کم کم تبدیل به راهی شد و تعداد بسیاری از انسانها در طول تاریخ، مسافر این راه شدند و اندوختههای وجودی خود را بر باد دادند. قرآن مجید نیز در سوره انعام به ما هشدار داده است که « وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُل فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ؛ و از راه های دیگر پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده می کند» یعنی از جستوجو کردن جادههایی که برایتان ساخته شده پرهیز کنید چون این جادهها میتوانند شخصیت شما را متلاشی کنند و خانه انسانیت شما را ویران سازند.
خداوند در قرآن به ما از جادههای باطل خبر داده که همه انها اختراعی از سوی برخی افراد می باشند. برخی از این جادهها صدمه کمتری دارند، برخی صدمه بیشتری و برخی همانند فرهنگهایی که غربیان پایهگذاری کردهاند، صدمه بسیاری به همراه دارند. این جادهها، خطراتی به همراه دارند و سازندگان این جادهها در قرآن به نام «شیطان» معارفه شدهاند.
شیطان، در اینجا به معنی عام است و شامل هر فردی میشود که در مسیر انسان قرار گرفته و قیمتهای انسانی را به سرقت میبرد. این شیاطین میتوانند مرد یا زن باشند.
برخلاف این شیاطین، نگاه خداوند به انسان، نگاهی تربیتی و کمالگرایانه است. در قرآن مجید، خداوند به گفتن مالک واقعی انسان و مربی او معارفه شده ست و این نگاه در آیات بسیاری از قرآن آمده است.
چرا کاسب حبیب خداست؟
خداوند در قرآن میفرماید که او به همه انسانها محبت دارد و هیچ تفاوتی بین عرب و عجم، سیاه و سفید، مرد و زن، شرقی و غربی نمیگذارد. او به همه انسانها عشق و محبت دارد و در قرآن چندین دفعه اظهار کرده که «ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین»؛ یعنی خداوند دوستدار توبهکنندگان و پاکیزگان است.
عشق و محبت خداوند به انسانها، برخلاف عشقهای مجازی، نیاز به معشوق ندارد و از خود اغاز میشود. این محبت و عشق، هنگامی که در وجود انسان طلوع میکند، انسان را به جستجوی بیشتری درمورد قیمتها و معانی حقیقی زندگی سوق میدهد.
در احادیث آمده است که پیامبر اکرم (ص) فرمودهاند: «الکاسب حبیب الله»، به معنی این که کاسب محبوب خداوند است. این حدیث به این مسئله اشاره دارد که کسب حلال و تلاش برای فراهم معاش، نزد خداوند گرامی و مورد محبت است. حال، این قضیه که چه نوع کسب و کارهایی مورد نظر است، در اینجا روشن میشود.
برای روشنتر شدن این نوشته، به مثالهای تاریخی از شخصیتهای اسلامی میپردازیم. سلمان فارسی، علیرغم این که در زمان حیاتش نقشهای مختلفی داشت، به گفتن یک کاسب و مفسر بزرگ در نظر گرفته میشود. پیامبر (ص) او را با عنوانی توصیف کردند، به معنی دریایی که عمق و وسعتش به اندازهای است که قابل اندازهگیری نیست.
ابوذر غفاری نیز از شخصیتهای برجستهای است که کسب و کار او به طور روحانی و معنوی می بود. هنگامی که او به تبعید رفت، امام حسن و امام حسین (ع) برای بدرقهاش رفتند و این نشاندهنده قیمت معنوی و اخلاقی او است. عمار یاسر، با وجود کهولت سن و نقشهای گوناگون در جنگهای اسلامی، به گفتن محبوب خدا شناخته میشود. حتی هنگامی عمار شهید شد، امام علی (ع) بر او گریه کرد و نشان داد که مقام او زیاد بالا بوده است.
مالک اشتر نیز یکی از افرادی است که مقام و شأن بالایی دارد و امام علی (ع) درمورد او این چنین او گفت که دیگر مادری اشکار نمیکنم که این چنین فرزندی به دنیا آورد. عبدالله بن عفور نیز با کسب و کار خود و دیانتش محبوب خدا و پیامبر (ص) می بود. او در حالی که در سنین بالا از دنیا رفت، امام صادق (ع) درمورد او به احترام و ستایش پرداخت.
این مثالها مشخص می کند که محبوبیت نزد خداوند و پیامبر (ص) تنها به کسب و کارهای مادی محدود نمیشود، بلکه به تلاش در راه کسب حلال، معنویت، دیانت و خدمات به جامعه نیز برمیگردد. به این علت، کاسب محبوب خداوند فردی است که در مسیر درست و با نیت خالص برای فراهم معاش حلال و خدمت به جامعه تلاش کند.
ادعای بزرگی، انسان را بزرگ نمیکند
اگر فردی ادعای بزرگی کند و برای وجود در مراسمها مبالغ کلانی خواست کند، این قضیه با معیارهای حقیقی کسب حلال و محبوبیت نزد خداوند سازگار نیست. خداوند بر روی نیتها و کردارها مینگرد و کوششهای صادقانه و درست را مورد دقت قرار میدهد.
اسماعیل بزندی، داستانی از زندگی امام رضا (ع) را نقل میکند. او به ذکر این قضیه میپردازد که روزی در خانه حضرت رضا، در وقتی که به سمت مغرب آمده بودند، در را به صدا درآورده و خواسته می بود تا به سؤالش جواب داده شود. اسماعیل بزندی به این مسئله اشاره میکند که هنگامی حضرت رضا (ع) با او سخن بگویید کردند، به او انها گفتند که: «من جواب سوال تو را در کنار در خانه نمیدهم، بیا داخل و در اتاق من سخن بگویید کنیم.» هنگامی که داخل اتاق شدند و جواب سؤالش را دریافت کرد، امام اجازه ندادند که او برود، بلکه خواستند که با هم شام بخورند و او نیز به میهمانی حضرت رضا (ع) جواب مثبت داد.
حضرت رضا (ع) این شام ساده را با کمال احترام و محبت فراهم کردند و حتی دستور دادند که از تشک و رختخواب خاص خود برای میهمان منفعت گیری شود. حضرت رضا (ع) با این عمل، به مهمان خود نشان دادند که قیمتها و محبتهای واقعی در سادهزیستی و احترام به دیگران است.
این داستان به وضوح مشخص می کند که چطور شخصیتهای بزرگ اسلامی با دقت به موقعیت و شأن خود، به اصول انسانی و اخلاقی پایبند بودند. حضرت رضا (ع) به این ترتیب، رفتارهای انساندوستانه و مهر امیز خود را به نمایش گذاشتند، که به وضوح بیانگر عمق پرورش الهی ایشان است.
پرورش الهی شهدای کربلا
در ادامه، به قضیه «الکاسب حبیب الله» اشاره میشود که در اینجا به معنی محبت خداوند به فردی است که با کسب حلال و تلاش برای فراهم معاش زندگی میکند. شخصیتهای تاریخی همانند حبیب بن مظاهر که در کربلا شهید شد، و دیگران که برای دیانت و کوششهای معنویشان محبوب خداوند می باشند، مثالهای بارز این محبت و احترام می باشند.
مسئله دیگر این است که در نگاه خداوند، انسان مالک واقعی هیچ چیز نیست و تنها خداوند مالک مطلق است. پرورش الهی، که در شخصیتهای بزرگ اسلامی همچون پیامبر اسلام و دیگر پیامبران و ائمه معصومین تجلی یافته است، مثالای از پرورش خداوندی است که در زندگی این افراد مشهود است.
در نهایت، اشاره به این که پرورش الهی چطور در شخصیتهای بزرگ اسلامی نمود اشکار کرده و چطور میتواند به گفتن الگویی برای انسانهای دیگر نقل شود، نشاندهنده اهمیت فهمیدن عمیق از قیمتهای انسانی و اخلاقی است.
داستانی که نقل میشود، به توصیف شرایط سخت و دشوار امام حسین (ع) در شب عاشورا و تسلیم کامل او به اراده الهی و ایمان عمیقش به خداوند پرداخته است. در شب یازدهم محرم، امام حسین (ع) که در بین هجوم دشمنان و مصیبتهای بیشمار قرار دارد، به رغم همه دردها و سختیها، در سجده بر خاک، به پروردگارش ابراز عشق و تسلیم میکند. او با این حال، که ناظر بدنهای بریده و خیمههای در حال سوختن است و میداند که فردا صبح خانواده و زنان را اسیر خواهند کرد، هم چنان در حال سجده و دعاست و به عشق الهی و تسلیم به اراده خداوند ادامه میدهد.
شاعر زیبایی را توصیف میکند که در شب یازدهم محرم، به زمین و آسمان و چراغها و ماه و روشنایی آنها اشاره میکند و میگوید که هیچ نوری نمیتواند به اندازه نوری که از وجود ابی عبدالله گرفته شده باشد. او در این شب تاریک و دشوار، به گفتن مثالای از پرورش الهی، در کنار دیگر پرورششدگان الهی همچون قمر بنیهاشم (عباس بن علی)، علی اکبر، قاسم و سکینه سلامالله علیهم قرار دارد.
قمر بنیهاشم، علی اکبر، قاسم و سکینه، مثالهایی از پرورششدگان الهی می باشند که در سختترین شرایط نیز، قیمتهای الهی را نگه داری کرده و به آنها عمل کردهاند. این افراد با داشتن صفات الهی و تلاش برای پیروی از آموزههای دین، محبوب خداوند و مثالهای بارز پرورش الهی به شمار میروال.
اهمیت عبادت و تلاش در کسب قیمتهای دینی در عالم برزخ
در آخر، به داستان آیتالله العظمی حاج شیخ مرتضی آشتیانی پرداخته میشود که مرجع و مدرس بزرگ و شناخته شدهای می بود. او با عمر پربرکت خود، به کسب قیمتهای دینی، عبادت و پرورش دیگران پرداخت. بعد از مرگش، در عالم رویا، به او نشان داده میشود که در برزخ، برای عبادات و کوششهایش، مورد محبت و احترام اختصاصی قرار گرفته است. در این دیدار، پیامبر (ص) و دیگر امامان معصوم در برزخ به احترام او حاضر شده و از او استقبال میکنند. پیامبر (ص) در این دیدار، با محبت و احترام، از کوششهای او در زندگی دنیا سپاس میکند و این نشاندهنده اهمیت عبادت، تلاش در کسب قیمتهای دینی و محبت الهی در زندگی و بعد از مرگ است.
این داستانها و توصیفها نشان خواهند داد که قیمتهای انسانی و پرورش الهی چطور در زندگی و بعد از مرگ، به شکلهای گوناگون تجلی مییابند و این مثالهای پرورششدگان الهی، نشاندهنده پیروزی در پیروی از اصول و قیمتهای الهی می باشند.
بابا طاهر، شاعر و عارف برجستهای است که آثارش برای عمق معنوی و گفتن زیبای احساسات انسانی شناخته میشود. میگوید: از آن روز که ما را آفریدی/ به غیر از معصیت چیزی ندیدی/ خداوندا به حق هشت و چارت/ زما بگذر شتر دیدی ندیدی.
این رباعی به وضوح نشاندهنده اعتراف به گناه و خواست از خداوند برای گذشت است. اشاره به “هشت و چارت” در اینجا به دوازده امام علیهم السلام اشاره دارد که در باورها شیعه به گفتن مقامات مقدس و هدایتگر شناخته خواهد شد. شاعر در اینجا با منفعت گیری از این اشارههای مذهبی، از خداوند خواست میکند که با دقت به مقام و عظمت این امامان، بر گناهان او چشمپوشی کند و از او بگذرد.
این متن این چنین به این مسئله اشاره میکند که بابا طاهر امکان پذیر از باورها شیعه اثناعشری منفعتمند بوده باشد و این نوشته به نظر میرسد که توسط دانشمندان قرن هفتم قبول شده است. این قضیه نشاندهنده تأثیر عمیق و گسترده مذهب شیعه در آثار ادبی و عرفانی آن زمان است.
در جای فرد دیگر میگوید: دلا غافل ز سبحانی چه حاصل؟ این رباعی ما را به تفکر در رابطه قیمت واقعی زندگی و منفعتبرداری از آن دعوت میکند. بابا طاهر با گفتن این اشعار، ما را به خودشناسی و بازنگری در اعمال و رفتارهایمان تشویق میکند. او از ما میپرسد که با همه این رفتوآمدها و فعالیتهای بیثمر، چه چیزی پیدا کردهایم؟ او ما را به دقت به قیمتهای واقعی و الهی، و دوری از تبعیت از نفس و شیطان دعوت میکند.
انتهای مطلب/
دسته بندی مطالب
[ad_2]منبع