[ad_1]
به گزارش دانشجو
به گزارش دانشجو، هجدهمین نشست از دوازدهمین دوره کرسیهای آزاداندیشی که با گفتن «نظریه شراکت در نظام مردمسالاری دینی» به همت مجمع هماهنگی پیروان امام و رهبری استان قم و اندیشکده مطالعات انقلاب اسلامی طلوع مهر در دانشگاه طلوع مهر قم بهصورت حضوری و مجازی برگزار شد.
حجت الاسلام والمسلمین محسن مهاجرنیا، رئیس اندیشکده مطالعات انقلاب اسلامی طلوع مهر، در این جلسه به تحلیل نظریه شراکت در مردمسالاری دینی پرداخت و پافشاری کرد که شراکت در دنیای تازه به یکی از ارکان مهم نظامهای دموکراتیک تبدیل شده است. در این نظامها، شراکت مردم به گفتن عامل مهم در تصمیمگیریها و مدیریت جامعه شناخته میشود. اما در سنت تاریخی ما، به اختصاصی در دوران پادشاهیها و دیکتاتوریهای امویان، عباسیان و حتی صفویه، مردم نقش بسیاری در تصمیمگیری نداشتند. شراکت عمومی، به معنی دخالت مردم در سرنوشت خود، در این دورانها به حاشیه رانده شده می بود.
او در ادامه به بازدید حالت تاریخی شراکت در جوامع اسلامی پرداخت و اشاره کرد که در طول تاریخ اسلامی، تعداد بسیاری از حکومتها با شرایط سختی همانند دیکتاتوری و تقیّه روبه رو بودند که علتشده می بود مردم از شراکت در امور حکومتی محروم شوند. این شرایط، برخی از متفکران اسلامی را به این باور رساند که در دوران غیبت امام معصوم(ع)، نیازی به راه اندازی حکومت اسلامی نیست؛ به عبارت دیگر، راه اندازی حکومت دینی را الزامی ندانستند و از خیر آن گذشتند.
استاد فلسفه سیاسی حوزه و دانشگاه افزود: اما انقلاب اسلامی ایران این سنّت تاریخی را ناکامی و امام خمینی (ره) نظریهای نوین با گفتن «حکومت اسلامی» نقل کرد. امام خمینی برای اولین بار بعد از قرنها، مفهوم حکومت اسلامی را با رویکرد مردمسالارانه اراعه و نشان داد که حکومت اسلامی باید بر پایه شراکت مردم و با مراعات اصول دینی شکل گیرد و پافشاری داشتند که مردم باید در تعیین سرنوشت خود دخالت کنند و این دخالت نه تنها یک حق بلکه یک ماموریت دینی است.
مؤلف کتاب گفتمان انقلاب اسلامی با اشاره به نظریه امام خمینی در باب حکومت اسلامی گفت که احکام اسلامی همانند جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، قصاص و… همه انها نیازمند یک حکومت قوی و کارآمد می باشند. اجرای این احکام به طور فردی مقدور نیست و نیازمند ساختار حکومتی است. او اضافه کرد که امام خمینی با استدلال عقلی و دینی به این نتیجه رسید که اسلام بدون حکومت نمیتواند اجرا شود و حکومت اسلامی یک الزام اجتنابناپذیر برای تحقق حاکمیت الهی است.
او سپس به نقش مردم در حکومت اسلامی پرداخت و گفت که بر پایه نظریه امام خمینی، مشروعیت حکومت اسلامی را مردم نیز باید بخواهند و قبول کنند. این بدان معناست که حتی اگر حاکم از نظر دینی مشروعیت داشته باشد، بدون حمایتو قبول مردم نمیتواند حکومت راه اندازی دهد. این دیدگاه نوین که در جمهوری اسلامی ایران شکل گرفت، مبنا نظریه «مردمسالاری دینی» است.
استاد حوزه و دانشگاه در ادامه او گفت: امام خمینی با بازسازی نظریه حکومت اسلامی، ساختاری نوین اراعه داد که بر پایه آن، مردم در همه مرحله های حکومتداری نقش محوری دارند. این ساختار تازه نه تنها بر پایه ازمایش ها قبل نبوده است بلکه به نوعی نوآوری در حکومتداری اسلامی محسوب میشد. در این مدل، استقلال قوا، رأی مردم و سازوکارهای مدرن دموکراتیک جایگاه اختصاصیای داشتند. امام خمینی بر جمهوریت پافشاری کرد و مدلی از حکومت اسلامی اراعه داد که همزمان با مراعات اصول اسلامی، مردم را در تصمیمگیریهای اجتماعی و سیاسی دخیل میکرد. در واقع در این مدل، شراکت مردم در حکومت اسلامی، ابزاری است برای ضمانت عدل، با لیاقتسالاری و جلوگیری از استبداد.
رئیس اندیشکده مطالعات انقلاب اسلامی طلوع مهر در ادامه به دیدگاههای مقام معظم رهبری درمورد مردمسالاری دینی اشاره و فرمود که مقام معظم رهبری با نظریهپردازی دقیق، مردمسالاری دینی را بهگفتن یک جوهرۀ واحد دروندینی معارفه کردند و پافشاری داشتند که این نظریه چیزی از غرب و دموکراسی غربی نگرفته است بلکه جمهوریت و اسلامیت در کنار هم و از دل دین اسلام استخراج شدهاند و این مشخص می کند که مردمسالاری دینی، یک امر اصیل و عمیقاً دینی است که با شرایط زمانه تطبیق داده شده است.
مهاجرنیا در ادامه به نقش اجتهاد دینی در انقلاب اسلامی پرداخت و گفت که اجتهاد دینی در جمهوری اسلامی دو رویکرد مهم دارد: رویکرد اخباریگری که تنها به ظاهر آیات و روایات اکتفا میکند و رویکرد اجتهادی که عقل را به گفتن یک منبع مهم در تفسیر دین میپذیرد. امام خمینی با منفعت گیری از این رویکرد اجتهادی، نظریه حکومت اسلامی را نقل کرد و نشان داد که حکومت اسلامی باید با عقلانیت و دقت به مقتضیات زمان و مکان اداره شود.
او در ادامه گفت: در این اجتهاد تازه، حکومت به گفتن وسیلهای برای اجرای احکام الهی نقل شد و ساختار و شکل آن باید با دقت به شرایط زمانه تحول کند. بعنوان مثال اگر در قبل اسب به گفتن بهترین وسیله حمل و نقل می بود، امروز ماشین و هواپیما به گفتن ابزارهای تازه مورد منفعت گیری قرار میگیرند. به همین ترتیب، حکومت نیز باید با دقت به شرایط زمانه شکل گیرد و مردم در این حکومت نقشی فعال داشته باشند.
مهاجرنیا در ادامه سخنان خود به الزام مردمسالاری دینی در دنیای امروز اشاره کرد و او گفت که جوامع امروز زیاد گسترده و متنوع شدهاند و بدون شراکت مردم، امکان مدیریت و کنترل جامعه وجود ندارد. او پافشاری کرد که در دنیای مدرن، بهترین شکل حکومت، حکومتی است که مردمسالار باشد و مردم به طور فعال در امور اجتماعی و سیاسی دخالت کنند؛ این دخالت در حکومت اسلامی نهتنها یک حق بلکه یک ماموریت دینی است و از اصول اساسی مردمسالاری دینی محسوب میشود.
در آخر، او به اهمیت اجتهاد پویا در تطبیق احکام دینی با مقتضیات زمان و مکان اشاره کرد و گفت که اجتهاد نه تنها بهگفتن یک الزام دینی بلکه بهگفتن نیروی محرکهای برای نگه داری پویایی و روزآمدی دین در جامعه محسوب میشود. اجتهاد مستمر علتمیشود که حکومت اسلامی بتواند با چالشها و نیازهای نوظهور روبرو شده و راهحلهای مناسبی بر پایه اصول و مبانی دینی اراعه کند. به حرف های دکتر مهاجرنیا، اجتهاد دینی و شراکت فعال مردم دو ستون مهم مردمسالاری دینی می باشند که میتوانند به تحقق عدل اجتماعی و پیشرفت جامعه اسلامی پشتیبانی کنند.
انتهای مطلب/
دسته بندی مطالب
[ad_2]منبع