بازنمایی ناقص رسانه عامل تحقیرِ «خانه داری» است_دانشجو

[ad_1] به گزارش دانشجو

گروه فرهنگی دانشجو-طیبه مجردیان: نزدیک به دو سوم از زنان جامعه به طور همه زمان خانه‌دار می باشند. یکی از عوامل موثر بر سلامتی روان و مطمعن به خویشتن در این افراد، قضاوت و قیمت گذاری جامعه درمورد کار آن‌ها یعنی خانه‌داری است. در آموزه‌های دینی بر اهمیت و قیمت مادی و معنوی خانه‌داری پافشاری شده است و این روزها نیز ناظر تکاپوی دستگاه‌های دولتی برای بهبود حالت زنان خانه‌دار و به رسمیت شناختن خانه‌داری به گفتن یک شغل هستیم.به نحوی که بیمه زن خانه‌دار از جهت برخورداری از مزایا و مواهب بازنشستگی به طور اختیاری در دستور کار بیمه‌های اجتماعی سرزمین قرار گرفته است.

اما در ساحت رسانه این نوشته قدری متفاوت دیده می‌شود. رسانه‌ها قدرتمندترین مرجع برای انتقال و شکل‌دهی قیمت‌ها، تفکرات و هنجارهای جامعه می باشند که هم از حقیقت تأثیر می‌پذیرند و هم بر حقیقت تأثیر می‌گذارند. چند صباحی است که  متد بازنمایی زن در رسانه تحول کرده است و در بازنمایی ایشان در رسانه، ناظر نمایش سوژه‌هایی از زنان حاضر شده در اجتماع هستیم که افزایش نسبی تحصیلات، شاغل در رده‌های بالای حکمرانی، وجود اجتماعی موثر و فراگیر و به طور خلاصه انواع و اقسام مظاهر تیپ فرهیختگی همچون اهل مطالعه بودن، تحلیلگر بودن، توانمند در مدیریت چالش‌های اجتماعی، ساماندهی فعالیت‌های اقتصادی، بروکراتیک و … هستیم.

اما مسئله قابل دقت این است که این افزایش تحصیلات و فرهیختگی، در اکثر قریب به اتفاق موارد، فقطً در رابطه زنان شاغل روایت شده است. گویی هیچ تغییری در حالت زنان خانه‌دار رخ نداده است و هم چنان روایت رسانه از زن خانه‌دار بر همان ویژگی‌های سنتی قبل و در قالب همان کلیشه‌های مرسوم تکیه دارد.

زن خانه‌دار در سینما و رسانه‌ی ایران به طور وابسته، احساساتی، مستأصل و درمانده، ناتوان از رابطه درست با فرزندان، دور از فعالیت‌های اجتماعی، بی‌علاقه به مسائل پیرامونش و فقطً مهربان و گُل گُلی عکس شده است. به این علت ناظر نمایش و القای سطحی از فرودستی زنان خانه‌دار در رسانه هستیم درحالیکه روایت رسانه باید نسبت مناسبی با حقیقت داشته باشد. قسمت قابل توجهی از زنان خانه‌دار امروز تحصیلکرده، متفکر، اهل مطالعه و فعالیت اجتماعی و دارای قوت در خانواده می باشند کما این که زنان نسل‌های قبل که فاقد توانایی آکادمیک بودند هم آنچنان که برخی آثار روایت می‌کنند پاخورده و مستأصل نبودند.

سال‌های سال است که یکی از با اهمیت ترین رنج‌های زنان خانه‌دار که اکثریت جامعه زنان سرزمین می باشند، افزایشعدم فهمیدن قیمت خانه‌داری از سوی خانواده و جامعه به جهت تصویرگری‌ها و برساخته‌های رسانه‌ای است. این بازنمایی غیرواقعی به تحقیر خانه‌داری و برتری بخشی به اشتغال زنان منجر شده است. زنان بسیاری توانمندترین و اثرگذارترین عامل برای تحول دیدگاه جامعه و قیمت گذاری به کار خانگی زنان را باز هم «رسانه» می‌دانند.

در رابطه با این نوشته با دکتر اعظم راودراد عضو هیأت علمی گروه ارتباطات دانشگاه تهران گفتگو کردیم که در ادامه مشروح قسمت اول آن را می‌خوانید.

کلیشه زن خانه‌دار در تفکر سازندگان فیلم‌ها

تسنیم: یکی از موضوعات مهم حوزه زنان، نحوه بازنمایی رسانه از هویت زن و اقشار گوناگون زنان است. به باور شما سیمای «زنان خانه‌دار» چطور در سینما و رسانه‌ی سرزمین ما منعکس شده و آیا این عکس با حقیقت اجتماعی زن خانه‌دار امروز مطابقت دارد؟

قضیه زنان خانه‌دار زیاد زمان است که ذهن من را به خودش مشغول کرده است. چون من در حوزه سینما کار می‌کنم و کار مهم من جامعه شناسی هنر و سینما است. زیاد از زمان‌ها نظرم به نقش‌های گوناگون زنانه‌ای که در فیلم‌ها می‌بینم، جلب می‌شود. یکی از این موارد زنان خانه‌دار می باشند که با ویژگی‌ها و خصوصیاتی نمایش داده خواهد شد که با شناختی که من در اطراف خودم از زنان خانه‌دار دارم، متفاوت است. به عبارتی می‌شود او گفت:گویا یک کلیشه‌ و تفکر خاصی درمورد این که زن خانه‌دار کیست و چه خصوصیاتی دارد، از پیش وجود دارد. سپس فردی که می‌خواهد فیلم بسازد، شخصیت زن خانه‌دار را بر پایه همان کلیشه‌ای که بعد ذهنش است انتخاب می‌کند. به همین خاطر به یکی از دانشجوهایم، خانم فاطمه حاصلی نظر دادم که شما بیا حقیقت زنان خانه‌دار در جامعه را با نحوه بازنمایی آنها در فیلم‌ها قیاس کن و ببین که آیا فاصله‌ای وجود دارد؟ دور هست? نزدیک هست؟ چه تفاوت‌های اساسی بین این‌ها وجود دارد؟

آخرین اخبار ورزشی ,فرهنگ وهنر ,تکنولوژی و اقتصادی را در وب سایت خبری دانشجو بخوانید.

علت اولی که به این قضیه علاقه‌مند شدم و نسبت به آن انگیزه اشکار کردم این می بود که اگر دو آمار زیاد مختصر را در نظر بگیریم، یکی آمار تحصیلات عالی زنان و یکی نرخ شراکت اقتصادی زنان؛ آخرین آمار اشتغال زنان مشخص می کند تقریباً ۱۵ درصد زنان شاغل می باشند. به این علت اکثر زنان یعنی نزدیک به ۸۵ درصد خانه‌دار می باشند. از آن طرف ما مقدار تحصیلات و آموزش عالی زنان را داریم که باز از یک دوره‌ای همینطور روال صعودی داشت؛ یعنی از ۵۰ درصد به ۵۷ درصد رسید و تا ۶۲ درصد هم رفت. سال ۹۵ یا ۹۶ می بود که سهمیه بندی به فکر سیاستگذاران رسید که اگر اینطور پیش برویم خانم‌ها آموزش عالی را اشغال می‌کنند. با وجود سهمیه بندی سال ۱۴۰۲؛ ۶۱ درصد قبولی کنکور خانم‌ها بودند. اکنون شما این دو آمار را با هم قیاس کنید. علت این که این نوشته برای من سوال شد، همین تفاوت آمار می بود. می‌گفتم این همه خانم تحصیل می‌کنند، ما نتیجه‌اش را کجا باید ببینیم؟

 گویا یک کلیشه‌ و تفکر خاصی درمورد این که زن خانه‌دار کیست و چه خصوصیاتی دارد، از پیش وجود دارد. سپس فردی که می‌خواهد فیلم بسازد، شخصیت زن خانه‌دار را بر پایه همان کلیشه‌ای که بعد ذهنش است انتخاب می‌کند. 

 

نسل جوان به شراکت مردان در کارهای خانه نگرش مثبت‌تری دارند

۴۹.۳ درصد از جمعیت سرزمین ما زنان می باشند و نزدیک به دو سوم از زنان جامعه ما به طور همه زمان خانه‌دارند. مطابق آماری که سال ۹۵ انتشار شده، ۶۳.۲ درصد جمعیت زنان ما خانه‌دار، ۱۶.۱ درصد شاغل و ۱۵ درصد نیز محصل می باشند. بر پایه تعریف مرکز آمار، خانه‌دار به همه زنانی که در هفت روز قبل قبل از مراجعه مأمور آمارگیری شاغل یا بیکار نبوده و به خانه‌داری در منزل خود مشغول بوده‌اند، اطلاق می‌شود. آمارهای سال ۱۴۰۰ مشخص می کند تعداد زنان خانه‌دار ۲۱ میلیون نفر است. ۱۸ درصد از این ۲۱ میلیون نفر زن خانه دار، بی‌سواد می باشند. این چنین ۱۷ درصد دارای تحصیلات ابتدایی، ۱۲ درصد دارای تحصیلات راهنمایی، ۹ درصد دارای تحصیلات متوسطه، ۲۳ درصد دارای تحصیلات دیپلم و ۲۰ درصد دارای تحصیلات عالی می باشند که یقیناً رنج سنی این زنان از ۱۰ سال تا بالای ۶۵ سال را شامل می‌شود.اما میانگین سنی زنان خانه دار ایرانی نزدیک به ۴۰ سال است. 

این مسئله مهمی است که اکثریت زنان ما خانه‌دار می باشند و عموم آنها از قشر جوان جامعه‌اند و تحصیلات عالی دارند. مادرهای ما یا همسن‌های ما کمتر دانشگاه می‌رفتند. ولی برای جوانان امروز روتین زندگی روزمره شده که حتماً سپس از مدرسه به دانشگاه بروند. به این علت زنان جوانان در سال‌های تازه زیاد تر به آموزش و تحصیلات عالی رو آورده‌اند؛ اکنون حداقل در مقطع لیسانس ولی بالاتر از آن را هم دارند. به این علت هنگامی ما می‌دانیم زنان خانه‌داری می باشند که تحصیلات دانشگاهی دارند؛ انتظار داریم که آنها اهل مطالعه باشند، اهل فعالیت‌های اجتماعی باشند، اهل گسترش دادن ربط‌های اجتماعی خودشان باشند، در کارهای خیریه فعالیت داشته باشند، کارهای مختلفی را در خارج از محیط خانه انجام بدهند که یقیناً لزوماً درآمدزا نیست. ولی معنی‌اش این نیست که نسبت به سرنوشت جامعه خود بی‌اعتنا می باشند، حیات اجتماعی جامعه برایشان مهم است. این چنین انتظار می‌رود در داخل خانه هم نوع همسری و مادری و روابط خویشاوندی‌شان به شکل فرد دیگر باشد. نوع گسترده‌تر، کیفی‌تر و گسترش یافته‌تری باشد. 

این مسئله مهمی است که اکثریت زنان ما خانه‌دار می باشند و عموم آنها از قشر جوان جامعه‌اند و تحصیلات عالی دارند.

 

کلیشه‌های زمان قدیم برای مثالً دعوای عروس و مادر شوهر، زمان‌ها است که در حقیقت زندگی معنی خودش را از دست داده است. نمی‌گویم عروس‌ها و مادر شوهرهایی نیستند که دعوا کنند ولی آن کلیشه‌ای که در قبل انگار دعوای بین عروس و مادر شوهر روتین زندگی روزانه می بود، الان دیگر نیست. در زیاد از موارد هم همانند برعکس شدن پدرسالاری به فرزند سالاری، این هم امکان پذیر برعکس شده باشد. به این علت آن کلیشه‌ها مطمئناً در سطح جامعه تحول کرده است‌. اما این تغییرات را از کجا می‌فهمیم؟

درمورد نحوه نمایش زنان خانه‌دار در فیلم‌ها و واقعیتی که در جامعه وجود دارد، اطلاعات زیاد بسیاری در دسترس نیست. ولی به طور جدا جدا از هر کدام از این‌ها اطلاعاتی داریم. خانم حاصلی در آخر‌نامه خودش، پژوهش‌های کیفی و آماری مربوط به زنان خانه‌دار را مطالعه کرده و مجموعاً نتایجی از پژوهش‌های قبل و آمار گرفته است. جمع‌بندی آن‌ها این می‌شود: زنان خانه دار همه انها از کار خانگی ناخشنود می باشند. یعنی با انتخاب خودشان خانه‌داری را انتخاب نکردند.

اکثر زنان خانه‌دار، خانه‌داری را کاری دشوار و زمانبر و پر زحمت می‌دانند که آخر ناپذیر و در انزوا است. این در انزوا بودن زیاد مهم است. یعنی خودشان می‌فهمند که در انزوا می باشند. جامعه و خانواده قدر زحمات آنها را نمی‌داند و از زحمات آنها سپاس نمی‌شود. به این علت خانه‌داری به زنان خانه‌دار، هویت بخشی به معنی مثبتش نمی‌کند. بلکه زیاد تر آنها به علت تحول رویکرد جامعه نسبت به خانه‌داری، حس نارضایتی می‌کنند. رویکرد جامعه هم به خانه‌داری تحول کرده است. جامعه به زنان شاغل ارج بیشتری می‌گذارد تا زنان خانه‌دار.

«خانه‌داری» آخر ناپذیر و در انزواست

برای مثالً یکی از آشنایان ما منشی دکتری می بود. می‌او گفت خانم‌هایی که می‌آمدند و می‌خواستند برایشان پرونده راه اندازی بدهم، هنگامی می‌سوال کردم حالت اشتغالتان چیست؟ آنهایی که شاغل بودند، بلند یا معمولی می‌انها گفتند شاغل. اما آنها که خانه‌دار بودند به من نزدیک می‌شدند و آرام می‌انها گفتند خانه‌دار. یعنی معلوم می بود که خانه‌داری را ضعف خودشان می‌دانستند. زیاد از زمان‌ها یک عده برای ازدواج و بچه‌دار شدن و درگیری‌های خانوادگی، اشتغال را پیگیری نمی‌کنند ولی بعداً پشیمان خواهد شد. در برخی از تحقیق‌ها از زنان خانه‌دار پرسیدند که اگر به قبل برمی‌گشتید و مجدد قرار می بود انتخاب کنید که شاغل باشید یا خانه‌دار چه می‌کردید؟ اغلبشان می‌انها گفتند اگر به قبل برمی‌گشتیم شاغل می‌شدیم.

به این علت یک نارضایتی نسبت به خانه‌داری وجود دارد برای انزوایی که دارد و برای این که جامعه قیمت خانه‌داری را فهمیدن نمی‌کند. به نظر من این که زن خانه‌دار فهمید می‌شود منزوی است، این خودش پیشرفت است. یعنی حالت خودش را می‌تواند به درستی تحلیل کند که در چه شرایطی قرار دارد. دوم این که اعتقاد دارند کارشان به لحاظ اقتصادی اجتماعی به چشم نمی‌آید. و فقط خلاءها و نواقص کارشان دیده می‌شود.

زنان خانه‌داری که روابط همسری خوبی دارند و از زندگیشان راضی می باشند، نگرششان نسبت خانه‌داری مثبت‌تر است. نیمی از زنان متمایل به پرداخت دستمزد در روبه رو خانه‌داری می باشند. یعنی دوست دارند دستمزد بگیرند و آن را کاری واقعی می‌دانند. در حالی که در سالنامه‌های آماری، خانه‌دار‌ها جزو بیکارها شناخته خواهد شد و خانه داری شغل محسوب نمی‌شود.

زنان خانه دار همه انها از کار خانگی ناخشنود می باشند. یعنی با انتخاب خودشان خانه‌داری را انتخاب نکردند. اکثر زنان خانه‌دار، خانه‌داری را کاری دشوار و زمانبر و پر زحمت می‌دانند که آخر ناپذیر و در انزوا است. این در انزوا بودن زیاد مهم است. یعنی خودشان می‌فهمند که در انزوا می باشند. جامعه و خانواده قدر زحمات آنها را نمی‌داند و از زحمات آنها سپاس نمی‌شود. به این علت خانه‌داری به زنان خانه‌دار، هویت بخشی به معنی مثبتش نمی‌کند. بلکه زیاد تر آنها به علت تحول رویکرد جامعه نسبت به خانه‌داری، حس نارضایتی می‌کنند. رویکرد جامعه هم به خانه‌داری تحول کرده است. جامعه به زنان شاغل ارج بیشتری می‌گذارد تا زنان خانه‌دار.

 

نقطه مشترک دیگر تحقیقات در ایران حاکی از تحول نگرش نسبت به نقش‌های جنسیتی از رویکرد سنتی به رویکردی مدرن است. اشتغال و تحصیلات زنان سهم مهمی در این تحول نگرش داشته است. نسل جوان نسبت به تقسیم کار و شراکت مردان در کارهای خانه دیدگاه مثبت‌تری دارند. یعنی دیگر خانه داری را فقطً ماموریت خودشان نمی‌دانند. حتی اگر خانه‌دار می باشند، معتقد می باشند مردان هم می‌توانند در این عرصه شراکت داشته باشند. اما زنان با سن بالاتر خانه داری را فقطً ماموریت زنان می‌دانند.

 این، آن حرفی است که امروز می‌خواهیم درمورد فیلم و سینما بزنیم. زنان خانه‌دار خودشان می‌دانند در چه شرایطی می باشند یعنی خودآگاهی دارند. همانند قدیم نیست که شماری از مادرهای ما فکر می‌کردند، ما همینطوری به دنیا آمدیم و باید زندگی کنیم و سپس هم از دنیا برویم. یعنی جستوجو هیچ دلیلی نمی‌گشتند. اما زنان خانه‌دار امروز جستوجو علت می‌گردند. برای این که درس خواندند، تحصیل کردند و می‌دانند هر چیزی دلیلی می‌خواهد. زنان جستوجو انگیزه می‌گردند و دغدغه و قضیه دارند.

زنان خانه‌دار گروهی متکثر با سبک زندگی‌های متفاوت می باشند

تسنیم: دیدگاه خانم‌های جوان ما تحول کرده است و زنان خانه‌دار ایرانی هم طیف‌های متکثری دارند.

بله. بر پایه همین پژوهش‌ها که زیاد تر هم کیفی بوده و فقط به بازدید نگرش زنان خانه‌دار پرداخته است و فقطً مقداری نبوده که ویژگی خاصی را به زنان خانه‌دار نسبت بدهد. در همه این تحقیقات با رده‌های گوناگون سنی و تحصیلات گوناگون از زنان روبه رو هستیم که نشان از گوناگونی و پراکندگی این گروه دارد. به نظریه لپاتا که برسیم می‌بینیم: زنان خانه‌دار دیگر یک گروه اشکار با ویژگی‌های معین نیستند. در غرب هم این چنین دوره‌ای طی شده و همه این مسائل نقل شده است. زنان خانه‌دار یک گروه متکثر و متنوع می باشند. برخی‌هایشان اصلاً سواد ندارند. برخی‌هایشان سواد در حد خواندن و نوشتن دارند. زیاد‌هایشان تحصیلات دانشگاهی دارند. برخی‌هایشان اهل مطالعه نیستند. زیاد‌هایشان اهل مطالعه می باشند. برنامه‌های تربیتی تلویزیون و شبکه‌های اجتماعی و سایت‌ها را جستوجو می‌کنند. زیاد‌هایشان در فضای مجازی فعال می باشند.

تلاش زنان خانه‌دار برای معارفه هویت خود ورای کلیشه‌های رسانه‌ای

باز یک تحقیق فرد دیگر می بود که بازنمایی زنان در فضای مجازی را مطالعه کرده می بود. اما به عکس خود زنان کاری نداشت. به اشیایی که در فضای مجازی به نمایش می‌گذاشتند کار داشت. یکی از یافته‌های زیاد دلنشین آن تحقیق، این می بود که زنان خانه‌دار دارند برای خودشان در فضای مجازی هویت می‌سازند. یعنی نشان خواهند داد خانه‌داری آنقدرها که شما فکر می‌کنید بی‌کیفیت و ضعیف و غیرقابل ارج گذاشتن نیست. خانه داری هم یک روش است. آدم می‌تواند خانه‌داری خودش را ارتقاء بدهد و در عین حال از زندگیش لذت ببرد. یعنی می‌تواند انتخابش کند.

زنان خانه‌دار دیگر یک گروه اشکار با ویژگی‌های معین نیستند. در غرب هم این چنین دوره‌ای طی شده و همه این مسائل نقل شده است. زنان خانه‌دار یک گروه متکثر و متنوع می باشند. برخی‌هایشان اصلاً سواد ندارند. برخی‌هایشان سواد در حد خواندن و نوشتن دارند. زیاد‌هایشان تحصیلات دانشگاهی دارند. برخی‌هایشان اهل مطالعه نیستند. زیاد‌هایشان اهل مطالعه می باشند. برنامه‌های تربیتی تلویزیون و شبکه‌های اجتماعی و سایت‌ها را جستوجو می‌کنند. زیاد‌هایشان در فضای مجازی فعال می باشند.

 

 

«به همین سادگی» بهترین نمونه برای دیده نشدن زن خانه‌دار

تسنیم: یعنی خودشان تلاش می‌کردند هویتی برای خودشان بسازند و نشان بدهند فعالیت خانه‌داری چه مقدار پیچیدگی، سختی، تنوع و در عین حال جذابیت دارد. جذابیت‌هایش هم همانند خود خانه‌داری آخر ناپذیر است؟ یعنی این گروه از زندگی خود و فعالیت خانه‌داری راضی می باشند؟

بله. این‌ها فرق دارند با آن زنان خانه‌دار کلیشه‌ای که بر پایه نظریه لپاتا حرف های می‌شود زن خانه‌دار محدود که جلوتر در خلال گفتگو درمورد‌اش کامل توضیح می‌دهم. این‌ها خودآگاه می باشند و دارند تلاش می‌کنند زندگی خودشان را انچه که می‌خواهند بسازند و پیش ببرند. اکنون آن تحقیق این را نمی‌او گفت ولی خود من می‌گویم به این خاطر که تعداد بسیاری از این‌ها تحصیل کرده می باشند و می‌دانند که چطور می‌توانند مسیر زندگی‌شان را تعیین کنند. به هر حال این‌ها یافته‌هایی از حقیقت است؛ زنان خانه‌دار می‌خواستند که قدرشان دانسته شود و معتقد بودند قدرشان دانسته نمی‌شود. این قدر دانسته نشدن آنقدر طبیعی و عادی شده که ما اصلاً در زندگیمان نمی‌بینیم. ولی هنگامی عینک فرد دیگر به چشم‌مان بزنیم و به زندگی زنان خانه‌دار و اطرافمان نگاه کنیم، فهمید می‌شویم که چه مقدار دارند تلاش می‌کنند و چه مقدار دیده نمی‌شوند.

در فیلم‌ها بهترین نمونه برای این دیده نشدن، فیلم «به همین سادگی» است که انگار آن زن خانه‌دار نقش لوستر را بازی می‌کند. هیچکس به لوستر نگاه نمی‌کند اما لوستر همه جا را روشن می‌کند. زن خانه‌دار تشبیه شده می بود به لوستری که دیده نمی‌شود ولی به واسطه وجود او، همه جا روشن است. یعنی نقش‌شان مورد قیمت است ولی در عین ارزشمندی دیده نمی‌شود و به آن ارج گذاشته نمی‌شود.

اکنون این یک دسته از تحقیق‌ها می بود. دسته دیگر تحقیقاتی می بود که بازنمایی زن خانه‌دار را در سینما نشان می‌دادند. نتیجه این پژوهش‌ها بیانگر این می بودکه هم چنان در سینما زنان خانه‌دار به طور سنتی بازنمایی خواهد شد و ما زن خانه‌دار مدرن در سینما نداریم. احتمالا شکل و شمایل زن، مدرن شده باشد ولی ماموریت های و فعالیت‌هایش همان زن سنتی اسبق است.

فنای نمادین زن خانه‌دار در سینما

 

تسنیم: یعنی زنان خانه‌دار فقط در قالب یک تیپ نمایش داده خواهد شد و این تنوع نشان داده نمی‌شود؟

بله. یقیناً چون حالت زنان در حوزه تحصیلات تحول کرده، یک مقدار تحول در حوزه تحصیلات دیده می‌شود. اما مطابق جمع‌بندی بازنمایی زنان در تحقیقات مرتبط، باز هم تحصیلات زنان شاغل نشان داده می‌شود اما تحصیلات زنان خانه‌دار نشان داده نمی‌شود.

در فیلم‌ها بهترین نمونه برای این دیده نشدن، فیلم «به همین سادگی» است که انگار آن زن خانه‌دار نقش لوستر را بازی می‌کند. هیچکس به لوستر نگاه نمی‌کند اما لوستر همه جا را روشن می‌کند. زن خانه‌دار تشبیه شده می بود به لوستری که دیده نمی‌شود ولی به واسطه وجود او، همه جا روشن است. یعنی نقش‌شان مورد قیمت است ولی در عین ارزشمندی دیده نمی‌شود و به آن ارج گذاشته نمی‌شود.

 

تسنیم: یعنی تا این مدت خانه دارها بدون تحصیلات، صاحب فکر، منطقی، توانمند از جهت محاسبات عقلانی و تحلیل شرایط و … نشان داده خواهد شد. حتی متأسفانه در مواردی ساده‌لوح و منفعل به عکس می‌کشند. یا برخی آثار اگر ورود مثبتی بخواهند داشته باشند فقطً نمایش نمادین و کلیشه‌ای از عواطف مادری را بازنمایی می‌کنند که یقیناً این عاطفه زیاد مورد قیمت است و در جایگاه خود و در نظر به ساحت خانواده و جامعه رکنیت دارد. اما او گفت و گو ما بر سر قسمت‌های مغفول و برهم زدن این کلیشه‌های ناراست و ناقص است.

اصلاً تحصیلات زنان خانه‌دار را نشان نمی‌دهند. یعنی روی تحصیل کرده بودن زنان خانه‌دار پافشاری ندارند. به‌همان صورت سنتی و در مواردی رو به عقب‌تر نشان خواهند داد. از نظر دیگر ناظر به حاشیه رفتن زنان خانه‌دار هستیم. به این معنی که اصلاً به آنها پرداخته نمی‌شود. سالی که خانم حاصلی فیلم‌ها را مطالعه کرد ۷۰۰ فیلم سینمایی وجود داشته و از بین این ۷۰۰ فیلم جستوجو فیلم‌هایی بوده که نقش مهم آنها زن خانه‌دار باشد. اما فقط ۸ فیلم بوده که نقش مهم آنها زن خانه‌دار باشد و این یعنی به حاشیه راندن زن خانه‌دار.

زنان خانه‌دار در سینما به حاشیه رفته‌ و فنای نمادین شده‌اند. اصلاً نیستند، اگر هم می باشند به آن شکل کلیشه‌ای قدیمی عقب افتاده که نمی توانند دو کلمه سخن بزنند. در صورتی که اکثریت جمعیت زنان ما خانه‌دار می باشند و تعداد بسیاری از آنها هم تحصیل کرده‌اند. در واقع گویی زنان خانه‌دار قیمت پرداختن و دیده شدن را ندارند و زنان مهمی به شمار نمی‌روال. به عبارتی اگر زن می‌خواهد تحول کند و دیده شود باید شاغل باشد. یعنی ما غیر مستقیم داریم اشتغال را ترویج می‌کنیم.

اقرار فمنیست‌ها به اهمیت خانه‌داری در دوره پسامدرن سپس از چند دهه تخریب

تسنیم: من هم هنگامی به آدم‌های دور و بر خودم نگاه می‌کنم همین ماجرا هست. تعداد بسیاری از زنان جوان خانه‌دار ما تحصیل کرده‌اند و مشکل چندانی هم با این نوشته ندارند اما ذهنیت اجتماعی نسبت به عدم ارزشمندی خانه‌داری سختی روانی بسیاری به این گروه داخل می‌کند و به نوعی اجبار به اشتغال خواهد شد. اجبار از این جهت که اگر می‌خواهید دیده شودی و مورد قیمت شناخته شوید جز با وجود در یک عرصه اقتصادی و موقعیت اشتغال خارج از خانه برای شما این چنین چیزی محقق نخواهد شد و بهای شما به شاخص اشتغال شما وابسته است.

ترویج اشتغال برای موج دوم فمنیسم است. موج دوم به جستوجو اشتغال می بود ولی در موج‌های بعدی به خصوص پسا مدرن، خودشان فهمید شدند که هیچ چیزی را نباید اجبار کرد. اشتغال هم نباید برای زنان اجبار شود. یعنی حس کنند اگر شاغل نباشند انسان هم نیستند. به همین خاطر آنها هم در دوره پسا مدرن مجدد اهمیت خانه‌داری را نقل کردند.

من اصلاً نمی‌گویم زنان خانه‌دار باید شاغل شوند و زنان شاغل باید خانه‌دار شوند؛ اصلاً بایدی در کار نیست. او گفت و گو من این است. انسان در هر جایگاه و مقامی هست؛ یکسری فعالیت‌های خانوادگی دارد و یکسری فعالیت‌های اجتماعی دارد. هر دوی این فعالیت‌ها لازمه یک زندگی متعادل است. ولی زنان خانه‌داری که در فیلم‌های سینمایی ما نمایش داده خواهد شد، به فعالیت‌های خانوادگی‌شان محدود می باشند و ناقص نمایش داده خواهد شد؛ در حالی که زنان خانه‌داری که در حقیقت جامعه ما وجود دارند، به این سمت حرکت می‌کنند که علاوه بر فعالیت‌های خانوادگی، مطالعه و فعالیت‌های اجتماعی هم داشته باشند یعنی در جامعه خودشان اثرگذار باشند و فقط به فکر چند نفر اعضای خانواده خودشان نباشند.

ترویج اشتغال برای موج دوم فمنیسم است. موج دوم به جستوجو اشتغال می بود ولی در موج‌های بعدی به خصوص پسا مدرن، خودشان فهمید شدند که هیچ چیزی را نباید اجبار کرد. اشتغال هم نباید برای زنان اجبار شود. یعنی حس کنند اگر شاغل نباشند انسان هم نیستند. به همین خاطر آنها هم در دوره پسا مدرن مجدد اهمیت خانه‌داری را نقل کردند.

 

تسنیم: مطابق فرمایشات شما امروز ما با زن خانه‌داری متفاوت از قبل روبرو هستیم.

بله یک زن پیشرفته که در نظریه لپاتا می‌گوییم «زن خانه‌دار مدرن» در برابر «زن خانه‌دار محدود» که آن نگاه کلیشه‌ای را دارد. مسئله دیگر این که در تحقیقات گوناگون زنان با اهمیت ترین عامل برای تحکیم دیدگاه جامعه و قیمت گذاری به کار خانگی زنان را سینما و رسانه می‌دانستند.

تسنیم: یعنی سینما و رسانه می‌تواند در وجه ایجابی خود در تحول نگرش جامعه به زنان خانه‌دار هم  موثر باشد.

بله دقیقاً. نظریه بازنمایی چه می‌گوید؟ نظریه بازنمایی می‌گوید که رسانه‌ها هر طور که جامعه را به نمایش بگذارند، تأثیر می‌گذارند بر این که جامعه به آن سمت برود. یعنی جامعه فکر می‌کند من همین هستم که نمایش داده شده و خوب است و همان را هم ادامه بدهم. اگر این بازنمایی نادرست باشد تأثیر آن هم نادرست می‌شود. ما می‌دانیم که در حقیقت جامعه زنان خانه‌دار ما شکل فرد دیگر می باشند ولی فیلم‌های سینمایی تا این مدت دارند آن زن خانه‌دار محدود را نمایش خواهند داد.

سخن من همین هست؛ من نه می‌خواهم خانه‌داری را ترویج کنم و نه اشتغال را. هر فردی، انتخابش باید آگاهانه باشد و انتخابش باید پذیرفته شود و در هر جایگاهی که هست به آن ارج گذاشته شود.

تسنیم: اتفاقاً من در پژوهشی که در عرصه فرزندآوری داشتم؛ با تعدادی از مادران صاحب سه فرزند مصاحبه می‌کردم، تعدادی از مادران شغلشان را برای فرزندآوری رها کرده بودند و می‌انها گفتند درست است که ما دوست داشتیم شغلمان را ادامه بدهیم اما درنهایت تصمیم گرفتیم تعداد فرزندان بیشتری داشته باشیم و خانواده خودمان را گسترش بدهیم. یکسری فعالیت اجتماعی هم برای خودمان تعریف کردیم. به خانه‌داری هم نگاه سنتی نداریم. حتی می‌انها گفتند با این قضیه مشکلی هم نداریم. این روش را انتخاب کردیم و داریم جلو می‌رویم و حس پویایی را هم برای خودمان به وجود آوردیم. ولی دقیقاً یادم هست خانمی می‌او گفت آن چیزی که من را اذیت می‌کند، نگاه جامعه است. به من به چشم یک زن سنتی به آن معنی منفی‌اش نگاه می‌شود و اصلاً انگار خانه‌داری من ارزشی ندارد و این من را اذیت می‌کند. این نگاه از کجا می‌آید؟

اکنون از نظر من که بر رشته ارتباطات متمرکز هستم، از تلویزیون می‌آید. من سینما را متهم نمی‌کنم چون مخاطب سینما ۲۲ درصد زیاد تر نیست. ولی ۹۶ درصد مردم، مخاطب تلویزیون می باشند. یعنی ما در سریال‌های تلویزیونی، زن خانه‌دار را به آن شکل‌ کلیشه‌ای می‌بینیم. خودمان هم زن خانه‌دار هستیم، می‌بینیم من آن زن نیستم ولی دیگرانی که می‌خواهند من خانه‌دار را برسی کنند، تحت تصویری می باشند که تلویزیون مشخص می کند. نه یک فیلم، نه دو فیلم یا سه فیلم، کلیشه‌ای هست که در همه فیلم‌ها دارد تکرار می‌شود.

تسنیم: حتی در برخی آثار اگر تصویری هم خواستند ساخته شود، چون چیدمان شده و مصنوعی و فارغ از روح آن است،  اصلاً به دل فردی نمی‌نشیند.

بله همین چند زمان پیش تلویزیون می‌خواست بگوید ما زیاد به زنان پرداختیم، فیلم ستایش را می‌او گفت. اتفاقاً ستایش زن خانه‌دار مدرن می بود. زنانی همانند او که شاغل به آن معنی نبودند ولی گلیم خودشان را می‌توانستند از آب بیرون بکشند. ستایش این چنین زنی می بود. از پدر شوهرش فرار می‌کرد چون می‌خواست بگوید من خودم می‌توانم بچه‌های خودم را بزرگ کنم. ولی مصداق‌هایی که نشان می‌داد زیاد نشان دهنده غیر کلیشه‌ای بودن نگاهش نبوده است.

قسمت دوم این او گفت و گو به زودی در دانشجو انتشار می‌شود.

انتهای مطلب/

دسته بندی مطالب

کسب وکار

اخبار ورزشی

اخبار اقتصادی

فرهنگ وهنر

سلامتی

اخبار تکنولوژی

[ad_2]
منبع

پیشنهاد ما به شما

دیدار حدادعادل و وزیر فرهنگ ارمنستان برای تقویت روابط فرهنگی

دیدار حدادعادل و وزیر فرهنگ ارمنستان برای تحکیم روابط فرهنگی_دانشجو

[ad_1] به گزارش دانشجو به گزارش دانشجو، غلامعلی حداد عادل که برای بازدید برنامه‌های آموزش …