[ad_1]
به گزارش دانشجو
گروه فرهنگی دانشجو: علامه طباطبایی بهگفتن یکی از بزرگترین و تأثیرگذارترین متفکران اسلامی معاصر ما است. بازدید ابعاد عمیق تفکر و شخصیت والای این عالم ذوابعاد نیاز به مطالعات دقیقِ تاریخ زندگی و آثارشان دارد. نقش ایشان در نهضت اسلامی ایران و گسترش تفکر اسلامی غیرقابل تکذیب است و آثار بسیاری عمدتاً در قالب کتاب، مقاله و آخرنامه درمورد نگاههای فلسفی و سیاسی ایشان نگاشته شده است؛ ولی برخی از روشنفکران، بالاخص در سالهای تازه به جستوجو مصادره علامه بهسود جریان خود بودند و قرائتی ناروا و غیرواقعی از علامه اراعه و ایشان را میانهرو و معتدل در باب دین و سیاست معارفه کردهاند. برخی جریانها به طوری تلاش میکنند که از ادله قطعی همچون آثار، شاگردان و سلوک عملی ایشان عبور و فقطً به چند خاطره غیر موثق مبتنی بر اشخاص تکیه کنند که از سستترین راه حلها برای اثبات اندیشه یک دانشمند است.
برای قرائت انقلابی از علامه طباطبائی(ره)، دلایل بسیاری وجود دارد که برخی از آنها عبارتاند از:
۱. پایهگذاری فلسفه اسلامی معاصر؛ بیتردید علامه را میتوان در ادامه مکتب حکمت متعالیه و پیرو ملاصدرا دانست؛ ولی تفسیر دقیقی که ایشان از این مکتب فلسفی اراعه خواهند داد؛ امکانِ امتداد اجتماعی فلسفه را فراهم میکنند؛ از این رو پایهگذار سنتی از تفکر فلسفی شدند که در نهضت اسلامی بهگفتن مبنایی برای نقد و پاسخگویی به چالشها و اندیشههای معارض میشود. از اصول فلسفه و روش رئالیسم گرفته تا شرح اسفار، «بدایه و نهایه الحکمه» و حتی رسائل مختلفی که ایشان نگاشتهاند؛ مبتنی بر همین نوشته بوده است.
۲. تفسیر المیزان؛ این تفسیر علاوه بر اراعه فهمیدن عمیقی از قرآن بهگفتن ابزاری برای تبیین اصول و قیمتهای اسلامی در برابر جریانهای مدرن و سکولار عمل کرد.
۳. پرورش نسلی کارآمد در امور اجتماعی؛ علامه طباطبایی(ره) بهگفتن معلم و راهنما، نسلهای جدیدی از متفکران و روحانیون را پرورش کرد که در شکلگیری و پیشبرد نهضت اسلامی اساسیترین نقشها را ایفا کردند و مسئله درخور دقت و تأمل آنکه عمده شاگردان امام، شاگردان علامه نیز بودند. علامه به راه حلهای گوناگون در شکلگیری و عملیاتیشدن گفتمان انقلاب اسلامی نقش داشتند و نظرات و آموزههایش در شکلگیری ایدئولوژی انقلاب و تبیین اصول اسلامی در حرکتهای انقلابی مؤثر می بود؛ به شکلی که جهت تشکیل انگیزههای معنوی در بین جوانان و مؤمنان شدند که در نهایت تبدیل ابراز و پیروزی انقلاب اسلامی شد.
۴. ایشان برای از بین بردن ناهنجاریها و نابسامانیهای اجتماع و استیفای حقوق ستمدیدگان از ستمگران، و نگه داری کیان و کرامت انسانی، جامعه بشری را ناگزیر از راه اندازی یک نظام اجتماعی و حاکمیتی میبیند که در سایه آن، امور فوق تحقق یابد و شرط آن، منحصراً در گرو اجرای احکام اسلامی، به دست مجریان عادل و باتقوا است.
علامه در حقیقت، عدل اجتماعی را از مقتضیات اولیه طبیعت انسان میداند و مراعات عدل و داد و تساوی حقوق افراد را امری ملزوم و الزامی میشمارد، و از تبعیضها و ظلم ثروتمندان برحذر میدارد. (تفسیر المیزان، سوره آلعمران، ذیل آیه ۲۶)
نمونه دیگر از سلوک عملی و مسئولیتپذیری اجتماعی علامه در باب سیاست، اعلامیهای است که در بخشی از آن آمده است: «روحانیت با هر سختی و مضیقه و اهانتی که دولت به آن داخل کرده و درصدد واردکردن است، تکلیف دینی و وجدانی خود را در این تشخیص داده که مصالح و مفاسد را به دولتها و به جامعه مسلمین گوشزد کند و از نصیحت مشفقانه به زمامداران و اولیای امور خودداری نکند و آنچه را برای این ملت بدبخت ضعیف گرسنه بناست پیشامد کند و آثار و نشانههای آن یکی سپس از فرد دیگر نمایان میشود به جامعه بشر رساند…» این اعلامیه در اسفند سال ۴۱ آماده شده است و امام راحل و علامه(ره) و برخی بزرگان دیگر آن را امضا کرده اند. مخالفت با حزب توده، عدم قبول مدرک دکتری دانشگاه تهران با وجود ناراحتی شاه پهلوی، مخالفت جدی با اسرائیل و… مثالهایی از این دست می باشند؛ یقیناً موارد تاریخی زیاد تر از این موارد هم وجود دارد که در آثار گوناگون تاریخی منجمله در جلد اول فرهنگنامه رجال روحانی عصر امام خمینی(ره) (مرکز اسناد انقلاب اسلامی) آنهم در روزگاری که برخی از علما، خاموشی و سکوت را پیشه کرده بودند.
یقیناً علامه طباطبایی، رسالت مهم خود را تدوین مبانی فکری و اندیشهای اسلام سیاسی میدانستند؛ زین رو با منفعت گیری از نظریه اعتباریات، روی استخدامگری انسان پافشاری دارند و همین مسأله را دلیلی میدانند که انسان برای از بین بردن خواستههای طبیعیاش، چارهای جز این نداشته باشد که دیگران را به استخدام خود درآورد و برای اجرای عدل در این ساختار ضرورتاً از افراد باتقوا در قالب حکومت اسلامی باید منفعت برد.
در نهایت باید او گفت هر چند شخصیت علامه طباطبایی به واسطه آثار مکتوبش، شخصیتی عرفانی و فلسفی معارفه شده و نمود کرده است؛ ولی در عرصه سیاست، پایهگذاریهای مبنایی عمیقی دارد و تعداد بسیاری از مسائل مبنایی و فکری اندیشه سیاسی را گرهگشایی کرده و به تدوین ایجابی آن پشتیبانی شایانی رسانده است.
نویسنده: حجت الاسلام ابراهیم شریفی، دکتری فلسفه اخلاق
انتهای مطلب/
دسته بندی مطالب
[ad_2]منبع