از خواست پیامبر (ص) درمورد حضرت زهرا(س) تا حقیقت تلخ تاریخ_دانشجو

[ad_1] به گزارش دانشجو

به نقل از دانشجو، حدیث معروف پیامبر اکرم (ص) که فرمود: «فَاطِمَهُ بَضْعَهٌ مِنِّی فَمَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِی»، گویی از عمق محبت و احترام پیامبر به حضرت فاطمه (س) سخن می‌گوید؛ او که نه تنها دختر پیامبر، بلکه روح و پاره‌ای از وجود او می بود. این جمله نه فقط بر جایگاه معنوی حضرت فاطمه (س) پافشاری دارد، بلکه در دل خود پیامی عمیق از پیوند ناگسستنی بین پیامبر (ص) و حضرت فاطمه (س) نهفته است. هنگامی پیامبر می‌فرماید: «هر کس او را بیازارد، مرا آزرده است»، در حقیقت مشخص می کند که آنچه بر قلب حضرت زهرا (س) می‌گذرد، همان گونه که بر دل پیامبر (ص) تأثیر می‌گذارد، بر دل خداوند نیز اثرگذار است.

اما در کمال تأسف، با وجود این تأکیدات بی‌آخر بر عظمت و جایگاه حضرت زهرا (س)، تاریخ ناظر وقایعی است که دل آن حضرت را به شدت آزرد. سپس از رحلت پیامبر (ص) افرادی بودند که نه تنها به حقوق دختر رسول خدا اعتنا نکردند، بلکه او را به شدت رنجاندند. این وقایع قلب‌های عاشقان اهل بیت (ع) را جریحه‌دار کرد و عکس تلخی از دوری از خط راستین پیامبر (ص) را در تاریخ بر جای گذاشت. در حالی که پیامبر (ص) از فاطمه (س) به گفتن پاره تن خود یاد می‌کرد، تاریخ تلخ بعد از آن، ناظر آن می بود که همان پاره تن، مظلومانه آزار دید.

دانشجو در او مباحثه با حجت‌الاسلام مسعود داوودی، کارشناس مسائل دینی، به بازدید حدیث شریف نبی مکرم اسلام درمورد منزلت و شأن حضرت زهرا (س) و بی‌اعتنایی برخی افراد به این دستور مؤکد نبوی پرداخته است.

جایگاه بی‌بدیل حضرت زهرا (س) در کلام پیامبر(ص)

حدیث مشهوری از پیامبر (ص) نقل شده که «فَاطِمَهُ بَضْعَهٌ مِنِّی ‏فَمَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِی» به این معنی که «فاطمه(س) پاره تن من است و هر کس او را بیازارد، گویی مرا آزرده است.» این روایت در منبع های برادران اهل سنت و در منبع های شیعه با چه عبارت‌هایی آمده و چرا اینقدر پیامبر بر این حدیث نورانی پافشاری داشتند؟

این متن به شرح روایت مشهور «فاطمه منی» از منبع های شیعه و سنی پرداخته است. در ابتدا باید اشاره کرد که این روایت با عبارات گوناگون در منبع های دو مذهب آمده، ولی تکه ابتدایی آن که «فاطمه منی» است، در هر دو مذهب به همین صورت نقل شده است. ادامه این روایت، در منبع های گوناگون، به شکل‌های گوناگون گفتن شده است.

اگر بخواهیم به منبع های این روایت اشاره کنیم، در کتاب‌های اهل سنت، از جمله صحیح بخاری، که از معتبرترین کتاب‌ها نزد اهل سنت است، نقل شده است که پیامبر اکرم (ص) فرمود: «فاطمه منی فمن أغضبها أغضبنی»؛ یعنی «فاطمه پاره تن من است و هر کس او را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است». این عبارت این چنین در صحیح مسلم نیز آمده است. علاوه بر این، در کتاب‌های فرد دیگر چون سنن ترمذی و سنن بیهقی نیز روایت شبیهی وجود دارد، که در آن پیامبر (ص) می‌فرماید: «فاطمه منی» یعنی «فاطمه پاره تن من است و هر چیزی که او را اذیت کند، مرا هم اذیت می‌کند». در این روایت‌ها پافشاری بر این است که هر گونه آزار و اذیتی به فاطمه، در حقیقت آزار به پیامبر است.

در منبع های شیعه نیز این روایت به طور زیاد نقل شده است. برای مثال، مرحوم شیخ صدوق در کتاب‌های خود همانند «أمالی» و «باورها» همین تعبیر را آورده و تکمیل می‌کند که پیامبر فرمود: «هر کس او را خوشحال کند، مرا خوشحال کرده است.» این مسئله مشخص می کند که ما باید بدانیم چه چیزهایی حضرت فاطمه (س) را خوشحال می‌کند، چرا که انجام این کارها برای ما سودمند است.

مرحوم شیخ سودمند نیز در کتاب «أمالی» همین روایت را نقل کرده و گفتن می‌کند که پیامبر فرمود: «فاطمه عزیزترین انسان‌ها نزد من است». در کتاب «ارشاد القلوب» نوشته دیلمی، این روایت با جزئیات بیشتری آمده و پافشاری می‌شود که هر کس فاطمه را اذیت کند، در حقیقت پیامبر (ص) را اذیت کرده است. این چنین در این منبع های آمده که خداوند برای رضایت فاطمه راضی می‌شود و برای خشم او خشمگین می‌شود.

آخرین اخبار ورزشی ,فرهنگ وهنر ,تکنولوژی و اقتصادی را در وب سایت خبری دانشجو بخوانید.

در کل، روایت «فاطمه منی» در منبع های شیعه و سنی به اشکال گوناگون آمده و هر کدام از این تعبیرات حاوی مطلب‌های عمیقی می باشند که می‌توانند ما را به فهمیدن دقیق‌تری از جایگاه حضرت فاطمه (س) نزد پیامبر اکرم (ص) و خداوند رهنمون سازند. این روایت‌ها نه تنها اهمیت فاطمه (س) را نشان خواهند داد، بلکه ربط معنوی بین حضرت و پیامبر (ص) را نیز گفتن می‌کنند.

 

 

اشاره کردید که هر رفتاری یا هر فردی که جهت آزار حضرت فاطمه (س) شود، به فرموده پیامبر (ص) جهت آزار رسول خدا شده است. فلسفه و حکمت این حدیث شریف چیست؟ و چرا رسول خدا بر عبارت «فاطمه بضعه منی» پافشاری کرده‌اند؟

این همه تأکیدات در منبع های شیعه و سنی که می‌گویند «فاطمه منی»، «هر کس او را به خشم بیاورد، مرا به خشم آورده»، «هر چیزی که جهت خشم او بشود، جهت خشم من می‌شود»، یا «آنچه که او را خوشحال کند، مرا خوشحال کرده»، همه انها پیامی عمیق و مهم دارند. این تأکیدات که تنها به حضرت فاطمه (س) تعلق یافته‌اند، به‌اختصاصی به دو مسئله و مطلب مهم اشاره دارند: نشان دادن جایگاه معنوی حضرت فاطمه (س) و معیار هدایت و تشخیص حق و باطل.

جایگاه معنوی و معیار هدایت و تشخیص حق و باطل

چطور جایگاه معنوی حضرت فاطمه (س) با این حدیث شریف نشان داده می‌شود؟

این تعبیرات نشان‌دهنده جایگاه زیاد والای حضرت فاطمه در دنیای معنویت و نزد پیامبر اکرم (ص) است. هنگامی می‌گوییم که «خشم او خشم پیامبر است» یا «رضایت او رضایت خداست»، در واقع می‌خواهیم بگوییم که حضرت فاطمه (س) به قدری در مسیر قرب الی‌الله پیش رفته که خشم و رضایت او به‌طور مستقیم با خشم و رضایت خداوند و پیامبر (ص) مرتبط است. این جایگاه معنوی بی‌نظیر او را مشخص می کند.

حضرت فاطمه نه تنها به گفتن یک فرد، بلکه به گفتن معصومه‌ای با ویژگی‌هایی خاص، در این سطح از قرب الهی قرار دارد که هر آنچه او را اذیت کند، اذیت پیامبر و حتی خداوند است. این بیانگر مقام بلند معنوی حضرت است و به ما یادآوری می‌کند که زنان نیز می‌توانند به اوج کمالات انسانی برسند و در مسیر الهی به این چنین مرتبه‌ای دست یابند.

اشاره کردید که این حدیث معیار هدایت و تشخیص حق و باطل است؛ چطور؟

مطلب دوم این تأکیدات، نشان دادن راه درست برای تشخیص حق از باطل و هدایت بشریت است. همان گونه که اشاره کردید، انسان‌ها امکان پذیر در برخی اوقات به علت نداشتن دانش کافی یا نداشتن دسترسی به همه ابعاد یک نوشته نتوانند به درستی تصمیم بگیرند و راه درست را اشکار کنند. در این چنین شرایطی، خداوند انسان‌های معصومی همانند حضرت فاطمه (س) را به گفتن معیار و راهنما قرار داده است. او نه تنها در زندگی‌اش دچار لغزش و نادرست نمی‌شود، بلکه سیره و حرکت او خود به‌طور طبیعی معیار درستی برای تشخیص حق از باطل است.

پیامبر اکرم (ص) با فرمودن این عبارات که «فاطمه پاره تن من است» و «هر کس او را به خشم آورد، مرا به خشم آورده»، به ما می‌گوید که در شرایط دشوار و پیچیده‌ای که قادر به تشخیص درست نباشیم، باید به سیره و حرکت حضرت فاطمه (س) مراجعه کنیم. چون حضرت فاطمه معصوم است و از اشتباه و نادرست دور است، سیره و حرکت او نشان‌دهنده بهترین مسیر است. در حقیقت، او می‌شود «محور حق»؛ یعنی فردی که با پیروی از او و نگاه به اعمالش می‌توانیم به راه صحیح دست اشکار کنیم و از لغزش‌ها در امان بمانیم.

به این علت این تأکیدها نه تنها جایگاه معنوی و بی‌بدیل حضرت فاطمه (س) را روشن می‌کند، بلکه به ما مشخص می کند که او در مسیر هدایت بشریت قرار دارد و برای تشخیص حق از باطل، نگاه به سیره و کارکرد او الزامی است. هنگامی در زندگی‌مان با سختی‌های تشخیص مسیر درست مواجه می‌شویم، باید به حرکت و سخنان حضرت فاطمه (س) دقت کنیم تا از راه درست منحرف نشویم.

آزارهایی که تاریخ فراموش نکرد

با این همه پافشاری نبی مکرم اسلام، درتاریخ ثبت شده که سپس از رحلت ایشان، برخی افراد عرصه ناراحتی و آزار حضرت زهرا (س) را فراهم کردند. چه رفتارهایی سپس از رحلت پیامبر (ص) علتناراحتی و اذیت ایشان شده می بود؟

همان گونه که در سوال اشاره کردید، رفتارهایی که جهت اذیت و آزار حضرت فاطمه زهرا (س) شد، به‌اختصاصی در بعد از وفات پیامبر اکرم (ص)، نه تنها نشان‌دهنده ظلمی می بود که به خود حضرت فاطمه (س) داخل شد، بلکه در حقیقت این سخن پیامبر (ص) یک پیش‌بینی برای آینده می بود. پیامبر (ص) می‌دانست که بعد از وفاتش مشکلات و سختی‌هایی برای اهل بیت (ع) به‌اختصاصی حضرت فاطمه (س) پیش خواهد آمد و از این رو در قالب این حدیث، به جامعه اسلامی هشدار داد که «هر کس فاطمه (س) را اذیت کند، در حقیقت پیامبر (ص) را اذیت کرده است».

این هشدار پیامبر به‌طوری می بود که به وضوح برای آینده پیش‌بینی می‌کرد که چطور برخی از افراد در جامعه اسلامی امکان پذیر به حضرت فاطمه (س) ظلم کنند و او را در مسیر جهاد برای احقاق حقوقش آزار دهند. لذا، سخن پیامبر در این عرصه، یک نوع هشدار برای ماست تا در شناخت مسیر درست و نادرست، دقت اختصاصی‌ای به این نوشته داشته باشیم.

صدای سکوت یک مظلومیت

با این توضیحات، این که حضرت فاطمه (س) مورد اذیت و آزار قرار گرفت، ریشه در حوادث سپس از رحلت پیامبر (ص) دارد. به طور اشکار چه مواردی عرصه آزار حضرت را فراهم کرد؟

نوشته اول، ظلم به امیرالمؤمنین امام علی (ع) و دور کردن او از خلافت می بود. درواقع یکی از بزرگ‌ترین ظلم‌هایی که به حضرت فاطمه (س) داخل شد، ظلمی می بود که به همسر ایشان، حضرت علی (ع)، انجام گرفت.

سپس از رحلت پیامبر (ص)، برخی از افراد از انتخاب حضرت علی (ع) به گفتن جانشین پیامبر (ص) سر باز زدند و او را از خلافت محروم کردند. این ظلم نه تنها به حضرت علی (ع) بلکه به حضرت فاطمه (س) نیز صدمه رساند، چرا که حضرت علی (ع) همسر او و ولی‌عهد پیامبر (ص) می بود. حضرت فاطمه (س) به شدت از این ظلم غمگین و آزرده شد، چون این عمل نه تنها به شخص حضرت علی (ع) ظلم می‌کرد، بلکه به شخصیت پیامبر (ص) نیز ضربه می‌زد.

یکی دیگر از مواردی که حضرت فاطمه (س) را آزار داد، تصرف فدک می بود. فدک زمین و باغی می بود که پیامبر (ص) آن را به حضرت فاطمه (س) هدیه داده می بود. اما بعد از رحلت پیامبر، این ملک از حضرت فاطمه (س) گرفته شد، بدون آنکه او در این نوشته مورد مشورت قرار گیرد. حضرت فاطمه (س) در سخنانش به شدت عیب گرفت که چرا حقوق او که از پیامبر (ص) به او داده شده می بود، نادیده گرفته می‌شود.

یقیناً بر همه این موارد باید آزار لفظی و بی‌احترامی به حضرت فاطمه (س) را هم اضافه کرد. به طور یکه علاوه بر ظلم‌های عملی، بعضی اوقات نیز برخی افراد به حضرت آزار لفظی می‌رساندند. برخی از این افراد تلاش می‌کردند جایگاه حضرت را کم‌قیمت نمود دهند و به غلط، مقام والای او در نزد پیامبر (ص) را کم نمود بدهند.

انتهای مطلب/

دسته بندی مطالب

کسب وکار

اخبار ورزشی

اخبار اقتصادی

فرهنگ وهنر

سلامتی

اخبار تکنولوژی

[ad_2]
منبع

پیشنهاد ما به شما

دیدار حدادعادل و وزیر فرهنگ ارمنستان برای تقویت روابط فرهنگی

دیدار حدادعادل و وزیر فرهنگ ارمنستان برای تحکیم روابط فرهنگی_دانشجو

[ad_1] به گزارش دانشجو به گزارش دانشجو، غلامعلی حداد عادل که برای بازدید برنامه‌های آموزش …