[ad_1]
به گزارش دانشجو
گروه سیاسی–دانشجو–علی مزروعی: فستیوال تفریحی «موسم الریاض» به زمان هشت روز با شعار «بزرگترین فستیوال تفریحی پاییزه جهان» – شامل «نمایشگاه فشن»، «کنسرتهای موسیقی»، «شب شعر» و… – از چهار روز قبل در ریاض اغاز شد که با اهمیت ترین مسئله آن «قبحزدایی بیسابقه» و «توهین به مقدسات و نمادهای اسلامی» (همانند خانه خدا) است. این در حالی است که همزمان نزدیک به ۵۰ هزار شهید در غزه امت اسلام را داغدار و عزادار کرده و هم وطنان لبنانی مالک برند الی صعب – که جزو با اهمیت ترین مدعوین این فستیوال موهن است – هم زیر بمباران رژیم صهیونیستی ۳۰۰۰ شهید داده و بعضاً از چادری که روی سر میاندازند نیز محروم ماندهاند.
با اهمیت ترین مسئله او گفت و گوبرانگیز در رابطه این فستیوال اما این نیست. درحالی که مخاطبان توقع داشتند مطابق روال همیشه این اتفاقات المانی ترکیبی از مدرنیسم و آداب و رسوم اسلامی و بادیهنشینی باشد اما نه تنها خبری از این چنین ترکیبی نبوده است بلکه اداره سرگرمی عربستان پارا فراتر گذاشته و صحنه را به تقابل با با اهمیت ترین نماد اسلام یعنی کعبه تبدیل میکند.
الی صعب به همراه مجموعهای از چهرههای شناخته شده دنیای مد و تعدادی از خوانندههای شاخته شده جهان درحالی به روی صحنه میرود که تنها چهره عرب آن نانسی عجرم هم وطن لبنانیاش می بود. در نخستین شب این اتفاقات ۸ روزه پروژه حذف نمادهای اسلامی به تقابل با نمادهای اسلامی تبدیل شده و ماکتی که شباهت آن با خانه کعبه قابل تکذیب نیست به میدان رقص و آواز تبدیل شده و در نهایت نیز فرو ریخته و زیرپا گذاشته میشود تا به این ترتیب رویای نحس ابرهه اینبار در ریاض عکس سازی شود. اگرچه عربستان در چشم اندازی که برای خود در سال ۲۰۳۰ در نظرگرفته تغییرات فرهنگی را نیز لحاظ کرده و چندسالی است که رویدادهایی نامتجانس با سبقه سلفی این سرزمین برگزار میکند اما این اتفاقاتها هیچ زمان تا این حد به تقابلی رادیکال با اسلام نرفته بودند که علتشود قسمت بسیاری از افکار عمومی عربستان نیز به آن عکس العمل منفی نشان داده و حالت جاری این سرزمین را برگشت به دوران جاهلیت و کفر توصیف کنند. این حرکت رادیکال و بیسابقه را بدون دقت به اهداف آن نمیتوان تجزیه تحلیل کرد. اهدافی که تواناییهای شبیه در دیگر کشورهای مسلمان نشان می دهد نه تنها نتایجی مطابق میل برگزار کنندگان را حاصل نکرده بلکه پیامدهای بنیانبرافکنی نیز درپی آورده است.
سلفیت و نسبت آن با سکولاریسم
سلفیت، بهرغم ظاهر دینی و ضدغربیاش، در امتداد پروژه سکولاریسم عمل کرده و هدفی جز تضعیف اسلام اصیل ندارد. گرچه امکان پذیر در نگاه نخست، تضادی بنیادین بین سلفیت و سکولاریسم دیده شود، اما بازدید تاریخی مشخص می کند که شکلگیری جریانهای سلفی در غرب آسیا، بخشی از راهبردهای استعماری دولتهای غربی بوده است. این جریانها با منفعتگیری از برخی آموزههای دینی و تحریف آنها، از سوی قوتهای استعماری بهگفتن ابزاری برای تضعیف جایگاه دین در جوامع اسلامی مورد منفعت گیری قرار گرفتند. دو مقصد کلیدی در این رویکرد جستوجو میشد: نخست، با خشن نشان دادن سلفیت و معارفه آن بهگفتن نمادی از اسلام، تلاش شد تا تصویری هراسناک از این دین اراعه شود و از گسترش اسلامگرایی در جهان جلوگیری شود. دوم، با تشکیل شکافهای عمیق بین مسلمانان از طریق تحریک نزاعهای فرقهای، عرصهای برای تضعیف قوت جمعی آنها فراهم شد.
نمونه بارز این سیاست، پیدایش و تحکیم گروههایی همانند داعش است که با منفعت گیری از قرائتی سطحی و رادیکال از دین، به ابزاری برای تخریب چهره اسلام و نابودی مسلمانان تبدیل شد. این گروهها با کشتار بیرویه و تشکیل مشکلاتهای انسانی، نهتنها جوامع مسلمان را از درون تخریب کردند، بلکه از اسلام تصویری غیرواقعی و خشونتطلب به جهان اراعه کردند. در حقیقت، سلفیت نه بهگفتن جریانی دینی، بلکه بهمثابه ابزاری برای استمرار سلطه غرب بر کشورهای اسلامی عمل کرده است. ابزاری که در پوشش دین، پیامدهایی همسو با سکولاریسم را به همراه دارد. فاصلهگیری مردم از دین، افت مطمعن به اسلام بهگفتن نظامی اجتماعی و اخلاقی، و در نهایت، بیارامشسازی منطقهای که منافع قوتهای استعماری را فراهم میکند. لذا میتوان او گفت سلفیت و سکولاریسم، نه در تقابل، بلکه در تعامل، و هر یک با روش خاص خود، به تضعیف اسلام و جوامع اسلامی پرداختهاند.
جبران رادیکالیسم با رادیکالیسم
تغیرات تازه در عربستان سعودی مشخص می کند که حکومت این سرزمین به جستوجو تغییرات رادیکال برای بازسازی عکس جهانی خود است، حتی اگر این تغییرات به تقابل آشکار با هویت اسلامی منجر شود. این روال، بعد از مشکلاتهای بینالمللی همانند ماجرای ۱۱ سپتامبر و ظهور گروههای تروریستی همانند داعش، شدت بیشتری یافته است. وجهه عربستان ضربه جدی خورده است. اکنون برخی از افراد در این سرزمین برای بازسازی این چهره، به اقداماتی متوسل شدهاند که هم به لحاظ وقتی و هم لحاظ ماهیت، بهشدت رادیکال و تقابلی است.
روال فاصلهگیری از اسلام بهگفتن هویت رسمی عربستان، بهوضوح در عمل های تازه این سرزمین دیده میشود. برگزاری جشنوارههای مد، کنسرتها و رویدادهای فرهنگی که با قیمتهای دینی و اجتماعی جامعه مسلمان عربستان در تضاد است، بخشی از این تلاش است. اما این تغییرات نه بهگفتن گامی تدریجی و متوازن، بلکه در قالب رویکردی رادیکال و شتابزده جستوجو میشود. اوج این تقابل را میتوان در اقداماتی همانند نمایشهای مد در ریاض دید که با توهین به مقدسات اسلامی، از جمله خانه کعبه، همراه بوده است. این عمل های نه تنها عکس العملهای منفی مسلمانان جهان را برانگیخته، بلکه نشاندهنده عمق تغییراتی است که برخی در این سرزمین برای تحول مسیر تاریخی عربستان طراحی کرده است.
این سیاستهای تازه، دو مقصد مهم را جستوجو میکند: نخست، تشکیل فاصله بین هویت عربستان و سابقه طویل آن در حمایتاز سلفیت، و دوم، جلب حمایتغرب بهگفتن متحد مهم در منطقه. برخی مسئولان این سرزمین با فهمیدن اینکه تحول وجهه عربستان بهگفتن کشوری مذهبی و محافظهکار به زمان بسیاری نیاز دارد، تصمیم گرفتهاند تا با عمل های نمایشی و بهشدت رادیکال، این روال را تسریع کنند. در نتیجه، این تقابل آشکار با هویت اسلامی، بیشتر از هر چیز به ابزاری برای تحول سریع عکس عربستان در افکار عمومی جهان تبدیل شده است. با این حال، این رویکرد رادیکال نه تنها علتتغییرات پایدار در عربستان نخواهد شد، بلکه به گمان زیادً عکس العملهای منفی شدیدی در سطح منطقه و جهان اسلام به جستوجو خواهد داشت.
قمار در ریاض
برخی مسئولان عربستان با الگوبرداری از مدلهای اقتصادی ترکیه و امارات، بهاختصاصی در حوزه گردشگری و گسترش زیرساختهای تفریحی، میخواهند عربستان را از اقتصاد نفتی خارج کنند و به سمت مدل اقتصادی متنوعتری سوق دهند. در این راستا، تلاش میکنند تا با برگزاری جشنوارههای جهانی، جذب توریست و تشکیل مناطق آزاد اقتصادی، درآمدزایی کنند. با این حال، تفاوتهای بنیادی عربستان با امارات و ترکیه در این عرصه نیز وجود دارد. عربستان بهگفتن محل استقرار کعبه و کشوری که مدینهالنبی و مقبره بزرگان دین اسلام در آن قرار دارد، نه تنها در دنیا از جایگاه اختصاصیای برخوردار است، بلکه بهواسطه این جایگاه مذهبی، تعداد بسیاری از درآمدهای گردشگریاش از مسلمانان و مراسم حج بهدست میآید. به این علت، اگر این سرزمین بخواهد به سمت یک سیاست سکولاریزه شدهتر حرکت کند، امکان پذیر با عکس العملهای منفی شدید از سوی مسلمانان جهان مواجه شود و از این منظر درآمدهای کلیدیاش را از دست بدهد.
این عمل برای تحول مسیر بهشدت در حال وقوع است و در قیاس با کشورهای فرد دیگر همانند ترکیه و امارات، ریسک اقتصادی و اجتماعی آن برای عربستان زیاد بالاتر است. بهاختصاصی اینکه این سرزمین در حال تحول سریع تر از آن چیزی است که تاریخ اجتماعیاش ایجاب میکند، و این شدت تحول به معنی هزینههای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی زیاد بالا است. اما انگارً برخی در این سرزمین تصمیم گرفتهاند که این ریسکها را بپذیرند. آنها در واقع برای تحقق منافع فردی خود حاضر شدهاند تا بر سر مقبولیت اجتماعی حاکمان سعودی قمار کنند.
یکی بر سر شاخ بن میبرید!
برخی در تلاشند تا عربستان را به یک سرزمین سکولار تبدیل کنند و باور دارند که این تحول میتواند به تثبیت قوت آنها پشتیبانی کند. اما توانایی تاریخی کشورهایی که مسیر سکولاریسم را پیش گرفتهاند، مشخص می کند که این رویکرد برای بانیان آن، در جوامع اسلامی، عواقب سیاسی و اجتماعی شدیدی به همراه داشته است. یک نمونه بارز از این نوع تغیرات را میتوان در تاریخ ایران مشاهده کرد، جایی که محمدرضا شاه پهلوی برای جلب دقت غرب و تحکیم قوت شخصی خود، عمل های رادیکالی همانند جشن هنر شیراز و تغییرات فرهنگی را در دستور کار قرار داد. این کوششها در ابتدا برای تشکیل چهرهای مدرن و سکولار از حکومت شاهنشاهی می بود، اما در نهایت به عکس العملهای شدید مذهبی و سیاسی منجر شد که بهشدت به تغیرات بزرگ اجتماعی و سیاسی انجامید و در نهایت انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ را رقم زد. مردم ایران که در برابر حذف تدریجی قیمتهای دینی و هویتیشان ایستادند، در نهایت با ۹۸ درصد به جمهوری با قید اسلامی رای موافق دادند. این چنین تقابلی به اختصاصی در وقتی که حاکمان از اصلاحات تدریجی و تغییرات نرم چشمپوشی کرده و به سمت گسست رادیکال از هویت دینی و تاریخی جامعه میروال تشدید نیز میشود.
در رابطه عربستان سعودی، حتی اگر این سرزمین بتواند بدون تقابل عمدهای سکولاریسم را بهطور پیروزیآمیز پیاده کند، باید در نظر داشت که در جامعه سکولار بهطور طبیعی افراد و گروههایی که خواهان حکمرانی می باشند، بهجستوجو افرادی خواهند می بود که هویت و کارنامهشان در چارچوب سکولاریسم و قیمتهای مدرن تعریف شده باشد. در این صورت، افرادی که کارنامهای پر از افراطگرایی دارند، نمی توانند در یک جامعه سکولار اقبال عمومی کسب کنند.
برخی در این سرزمین با تلاش برای تحمیل این چنین تغییرات رادیکالی، در حقیقت به جای بسط قوت خود، فرش را از زیر پای خود میکشند. تواناییهای شبیه در دیگر کشورها نشان داده است که مسیرهای رادیکال نهتنها تبدیل تثبیت قوت نمیشوند، بلکه عرصهساز مشکلاتهای داخلی و تغیرات ناخواستهای خواهند می بود.
انتهای مطلب/
دسته بندی مطالب
[ad_2]منبع