[ad_1]
به گزارش دانشجو
به نقل از دانشجو، سخنرانی حضرت فاطمه سلام الله علیها در مسجدالنبی بعد از اتفاقی شوم سقیفه، از گوهربارترین میراثهای حدیثی شیعه شناخته میشود. این سخنان که به بهانهی غصب فدک انجام شد، حاویِ معارف توحیدی، فلسفهی رسالت نبی مکرم اسلام، گفتن مسئولیت سنگین مهاجران و انصار در روبه رو کتاب و سنت، ویژگیهای قرآن، گفتن فلسفهی برخی احکام و نزدیک به الله، لزوم تشکیل وحدت در جامعه اسلامی و دوری از تفرفه و نفاق، ذیل پذیرفتن امامت و ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام است.
حضرت زهرا سلام الله علیها در فرازی از این سخنان، درموردی فلسفهی بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:
اِبْتَعَثَهُ اللَّهُ اِتْماماً لِاَمْرِهِ، وَ عَزیمَهً عَلى اِمْضاءِ حُکْمِهِ، وَ اِنْفاذاً لِمَقادیرِ رَحْمَتِهِ؛ خداوند او را برانگیخت تا امر خود را کامل کند و عزمی برای اجرای حکم خود داشته باشد و تقدیرات رحمت خود را به انجام رساند.»
در این فراز، یکی از فلسفههای بعثت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله «پایان امر خدا» معارفه میشود. اما با اهمیت ترین امر خدا چیست که باید توسط خاتمالأنبیاء و برترین رسول خدا به پایان برسد؟ احتمالا جواب آن در آیه اکمال در آیهی سوم سوره مائده نهفته باشد. شأن نزول این آیه، ماجرای غدیر و انتخاب امیرالمؤمنین علیهالسلام به گفتن امام و وصیّ نبی است. خداوند میفرماید «الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن دِینِکُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینا»؛ یعنی امروز، کافران از (زوال) آیین شما، مأیوس شدند به این علت از آنها نترسید و از (مخالفت) من بترسید! امروز، دین شما را کامل و نعمت خود را بر شما همه کردم و اسلام را به گفتن دین شما پذیرفتم…» از این جهت «پایان امر خداوند» به وسیلهی پیامبر اسلام، به معنی کامل کردن دین و «پایان نعمت خدا» بر خلایق است.
با مرور احادیث مربوط به آیه ۳ سوره مائده، میتوان به وضوح دریافت که خداوند به واسطهی انتخاب امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) و خاندان پاک ایشان، دین را به کمال رسانده و نعمت خود را بر خلایق به پایان رسانیده است. امام صادق (علیهالسلام) در روایتی فرمودند: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ»، یعنی دین را با نصب و ولایت امیرالمؤمنین به گفتن حافظ دین کامل کردم. خداوند به این وسیله نهتنها نعمت خود را به آخر رسانید، بلکه با تسلیم شما در برابر اوامر ما، دین را برای شما به طوری قرار داد که در آن رضایت الهی نهفته باشد. این به معنی آن است که تسلیم در برابر ولایت و رهبری الهی، عرصهساز رضایت و کمال دین است.
اهمیت این نوشته به قدری حیاتی و اساسی است که خداوند در آیه ۶۷ سوره مائده به رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «اگر این ابلاغ را انجام ندهی، گویی رسالت خود را انجام ندادی.» این گفتن مشخص می کند که ماموریتی پیامبر اسلام در اظهار ولایت و رهبری بعد از خود، بخشی از رسالت الهی او به شمار میآید و نیز سنت خداوند بر این بوده است که اوصیای هر پیامبر، ادامهدهندهی راه آنان و تبیینگر احکام کتاب باشند. به اختصاصی آنکه امام عصر عجل الله تعالی فرجه به گفتن موعود و منجی بشریت از نسل رسول آخرالزمان برگزیده شده و ماموریتی هدایت امت را بر مسئولیت دارد. به همین علت، فهمیدن و پذیرفتن ولایت اهل بیت به گفتن یکی از ارکان دین، امری الزامی و حیاتی است که بر پایه آیات قرآن و احادیث معصومین پافشاری شده است.
نتیجه آنکه ولایت اهل بیت نهتنها یک اصل اعتقادی، بلکه یک الزام عملی است که به جامعه اسلامی پشتیبانی میکند تا در مسیر صحیح قدم بردارند. انحراف از این ولایت میتواند خطرات جدی برای دین و جامعه به همراه داشته باشد؛ تا جایی که خداوند به تعبیر حضرت فاطمه سلاماللهعلیها، ابلاغ این کار را از با اهمیت ترین فلسفههای بعثت نبوی معارفه کردهاند. گفتن این معرفت بعد از جریان سقیفه، هشداری به امت اسلام می بود تا از مسیری که رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله در غدیر برایشان اشکار کرده بودند، منحرف نشوند. با این حال، متأسفانه آنچه نباید اتفاق میافتاد، رقم خورد و با رویگردانی از امامت امیرالمؤمنین علیهالسلام، امت اسلام به عصر جاهلیت برگشت. این مسأله عرصهساز تفرقه در جامعه اسلامی شد و فرقههای بسیاری شکل گرفتند. در سدههای سپس، ناظر ابراز گروههای تکفیری از دل همین فرقههای اسلامی بودیم؛ قضیهای که تا این مدت گریبانگیر مسلمانان در سرتاسر جهان شده است.
اکنون گروههای تکفیری به اسم اسلام و با نام پیامبر اسلام بزرگترین جنایتها را در سرتاسر جهان مرتکب خواهد شد، هم چنان که حکام اسلامی بعد از رسول اکرم صلی الله علیه و آله به نام اسلام، امت را به عصر جاهلیت سوق دادند و نظام طبقاتی را حاکم کردند و افراد فاسقی چون معاویه و فرزند ناپاکش یزید را به امت اسلام تحمیل کردند؛ اما این گروههای تکفیری با تفسیرهای غلط و سطحی از آموزههای اسلامی، عمل به تشکیل تفرقه و نفرت میکنند و به نام دین، زشتیها و خشونتهایی را به نمایش میگذارند که با اصول واقعی اسلام در تضاد است. اعمال تروریستی، کشتار بیرحمانه افراد بیگناه، و تشکیل رعب و وحشت در جوامع مسلمان و غیرمسلمان، نتیجه این انحرافات فکری و اعتقادی است. این جنایات نه تنها به مسلمانان صدمه میزند، بلکه به اعتبار اسلام نیز لطمه میزند و عکس نادرستی از دین را به جهانیان منتقل میکند. در حالی که اسلام به گفتن دینی از صلح، محبت و همزیستی مسالمتآمیز معارفه شده است، این گروهها به طور سیستماتیک به چهره این دین الهی صدمه میزنند.
انتهایمطلب/
دسته بندی مطالب
[ad_2]منبع