تأملی در واژه «تنزیل» قرآن و نحوه سخن گفتن خدا با جهان_دانشجو

[ad_1] به گزارش دانشجو

به نقل از دانشجو، سید محمود جوادی، پژوهشگر، در یادداشتی به معنی واژه «تنزیل» در قرآن کریم و نحوه سخن گفتن آفریدگار جهان با مخلوقات پرداخته است. این یادداشت که برای انتشار کردن در اختیار دانشجو قرار گرفته به این شرح است:

ربط خدا با انسان و ربط معکوس انسان با پردورگار یکی از روحانی‌ترین و زیباترین نوع ربط بین خالق و مخلوق است که به طور نزول تدریجی آیاتی از کتاب آسمانی و دعا تجلی می‌یابد و خداوند خواسته خودرا از طریق فرشته وحی به انسان (پیامبر خود) منتقل می‌نماید و در روبه رو انسان نیز خواسته‌های خود را به‌وسیله دعا و راز و نیاز با خدای خود درمیان می‌گذارد.

گفتمان یکی از نیازهای اولیه بشر است و زندگی منهای او مباحثه بی‌معناست. زندگی انسان مبتنی بر روابط اجتماعی است و این نوشته محقق نمی‌شود مگر از طریق ربط کلامی و او مباحثه بین انسان‌ها، لذا مقوله گفتمان یکی از ارکان اساسی و مهم تشکیل ربط بین افراد جامعه است و در مرتبه بالاتر ربط بین خالق و مخلوق می‌باشد. ربط خالق و مخلوق می‌تواند ارتباطی عاشقانه، مرشدانه و … باشد که با فهمیدن درست این ربط و عمل کردن به دستورات الهی می‌توان مدارج بالای معنوی را طی نمود و به مقامات اختصاصی و عالیه بندگی و سعادت رسید.

در اینجا تصمیم داریم به کیفیت و نوع سخن گفتن خالق با مخلوقات اشاره کنیم اما پیش از این که داخل این او گفت و گو شویم مقداری به کیفیت ربط و سخن گفتن خدا با مخلوقی غیر از انسان و به شکل دقیق‌تر سخن گفتن خداوند با فرشتگان بپردازیم تا تفاوت بین نوع و کیفیت سخن گفتن خدا در عالم ملکوت (عالم بالا) و عالم ناسوت (عالم پایین) برای ما روشن شود.

سخن گفتن خدا با فرشتگان

از دیگر ربط‌های خالق و مخلوق – اما در سطح بالاتر – که می‌شود به آن اشاره کرد ربط بین خداوند و فرشتگان است که سوال‌های بسیاری در ذهن ما پدید می‌آورد و به علت محدودیت دانش بشر، جواب قابل درکی برای آن متصور نیست. در بین مفسران قرآن و محققان کتاب‌های آسمانی همیشه این سوال نقل بوده که خداوند با چه زبانی، چه کیفیتی و در چه سطحی از گفتمان در عالم ملکوت با فرشتگان سخن می‌گوید و آیا زبان فرشتگان همانند زبان آدمیان است یا این که به علت تفاوت در نوع خلقت فرشتگان و انسان، زبان آنها از جنس دیگر است؟

یکی از روشن‌ترین و ثبت شده‌ترین ماجرای او مباحثه بین خداوند متعال با فرشتگان که مربوط به با اهمیت ترین اتفاق آفرینش است، او گفت‌وگوی خدا با ملائکه در خصوص نوشته خلقت حضرت آدم ابوالبشر است (و إِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَائِکَهِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِیهَا مَنْ یُفْسِدُ … آیه های ۳۰ تا ۳۵ سوره بقره)، او گفت‌وگویی که تجسم و فکر آن خارج از فهمیدن دقیق ماست اما خداوند متعال برای این که بندگانش پی به عظمت نوشته خلقت جانشین خود بر روی زمین ببرند، آن را در قالب چندین آیه در قرآن آورده است.

یکی از سوال‌هایی که اینجا نقل می شود این است آیا نوع او گفت‌وگوی خداوند با فرشتگان همانند او گفت‌وگوی ما آدمیان با یکدیگر است؟ یا این که همانند او گفت‌وگوی فرشته وحی با رسول خدا(ص)ست؟ سوال دوم این است که زبان این او مباحثه چیست؟

برخی دینداران متعصب از ادیان آسمانی گوناگون اعتقاد دارند که فرشتگان و ساکنان آسمان با زبان کتاب آسمانی نازل شده بر ایشان با یکدیگر سخن می‌گویند و طبیعتاً خداوند نیز با همین زبان با فرشتگان خود سخن می‌گوید. اما این استدلال هیچ زمان نمی‌تواند منطقی و قانع‌کننده باشد چون خداوند با هر پیامبری چه اولوالعزم و چه غیره با زبان همان پیامبر با او سخن حرف های و حتی کتاب‌های آسمانی نیز دارای زبان‌های گوناگون است (عبرانی، سریانی، عربی).

آخرین اخبار ورزشی ,فرهنگ وهنر ,تکنولوژی و اقتصادی را در وب سایت خبری دانشجو بخوانید.

او مباحثه در سطح بالا

ما انسان‌ها – در عالم ناسوت – به علت ساختار مادی و اقتضای نوع خلقتمان، برای برقراری ربط با همنوعان خود و انتقال دادن مطلب‌هایمان، نیازمند سخن گفتن و برقراری رابطه کلامی و نوشتاری با یکدیگر هستیم، این ربط باید به طور فیزیکی و در قالب صوت و بعضی اوقات هم به شکل مکتوب در آید تا برقراری ربط محقق شود و فعلیت اشکار کند در حالی که این چنین اقتضایی برای عالم مافوقِ ناسوت یعنی عالم ملکوت و دیگر عوالمی همانند عالم لاهوت و جبروت وجود ندارد؛ چراکه در عالم لاهوت به جای ابعاد و قوانین فیزیکی مسائل متافیزیکی نقل است. در واقع می‌توان او گفت نوع برقرای ربط (او مباحثه) بین خداوند و فرشتگان از جنس ربط ما انسان‌ها با یکدیگر نیست؛ بلکه در یک سطح زیاد بالا و به نوعی بی‌همتا و غیر قابل توصیف و حتی غیر قابل فهمیدن و منزّه از هر چیز قرار دارد.

حد اقل فکر ما از کیفیت سخن گفتن خداوند با فرشتگان این است که این کار به طور وحی صورت می‌گیرد و دستورات الهی به آنها القا می‌شود، خداوند متعال در این عرصه در قرآن کریم می‌فرماید: «إِذْ یُوحِی رَبُّکَ إِلَى الْمَلَائِکَهِ أَنِّی مَعَکُمْ …» (هنگامى که پروردگارت به فرشتگان وحى مى ‏کرد که من با شما هستم  … آیه ۱۲ سوره انفال)، اما آیا وحی کردن خدا به فرشتگان از سنخ وحی کردن ایشان به انبیای الهی است؟

درمورد نحوه اطاعت ملائکه از خداوند ملاصدرا این‌ گونه گفتن می‌کند که: اطاعت ملائکه از خداوند همانند قوه حس و خصوصاً حواس باطنی از نفس است؛ چون همان گونه که برای فهمیدن مدرَکات حسی به امر و نهی‌ ای نیاز نداریم، ملائکه نیز برای اطاعت کردن از خداوند به امر و نهی نیاز ندارند و می‌ تواند این کار و نهی همان تجلی تکوینی وجود خداوند در مقام ملائکه باشد.

ملائکه همانند ادراک حسی در انسان بدون گذر زمان یا نافرمانی یا سستی، آن چیزی که به آن مأمور می باشند را اجرا می‌کنند. همان گونه که حرف های شده است: «لا یَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُونَ‏»، (فرشتگانى که هیچ زمان خدا را در آنچه دستورشان مى دهد نافرمانى ننموده بلکه هر چه مى گوید عمل مى‌کنند. سوره تحریم /آیه ۶). ملائکه از نظر زیاد تر علمای شیعه دارای عصمت می باشند. علت عقلی‌‌ای که برای عصمت ملائکه می‌توان آورد این است که معصیت به معنی مخالفت با امر الهی بوده و نتیجه تضاد در انگیزه‌ها و مقصد‌ها است. در حالی که ملائکه مجرد بوده و مجردات بسیط می باشند؛ به این علت تضاد در آن‌ها ممکن نیست؛ از این رو هر داستانی  که در خصوص سرپیچی و نافرمانی برخی فرشتگان از فرمان خدا می‌شنویم و یا می خوانیم از آنچه خداوند در توصیف فرشتگان در قرآن ذکر کرده سازگاری ندارد و اینگونه روایات نادرست و از اسرائیلیات است.

از آنجا که خداوند در معارفه خود در قرآن می‌فرماید: لیس کمثله شیء، و به علت این که خداوند ماده نیست، نیازی به حنجره و زبان ندارد و کلام و صوت مادی همانند آنچه که ما انسان‌ها داریم، ندارد؛ بلکه این نیاز اساسی فقطً مربوط به عالم ناسوت و برخی از مخلوقات مادی است که از ضروریات و نیازمندی‌های اولیه آنها می‌باشد، لیکن خداى تعالى تکلم با آثار و خواص خود را دارد، ولى آن حد اعتبارى را که در تکلم معهود بشرى است، ندارد؛‌ لذا برای فهمیدن صحیح کیفیت او مباحثه پروردگار متعال فرشتگان ابتدا باید تصویری که از فرشتگان از قبل در ذهن داریم پاک کنیم و نقاشی‌های تخیلی از فرشتگان در برخی کلیساها را کاملاً کنار بگذاریم؛ چون این تصاویر فهمیدن ما را به بیراهه می‌برد.

به این علت می‌توان اینگونه نتیجه گرفت، از آنجا که خداوند امانتش را به انسان سپرده و انسان نیازمند این است که دستورات خالق خویش را اجرا کند، باید این دستورات و فرامین در قالب یک زبان و یک کتاب آسمانی درآید تا در دسترس عموم قرار گیرد، همانند الواح حضرت موسی و همه کتاب‌های آسمانی.

سخن گفتن خدا با مخلوقات غیر جاندار

خداوند متعال علاوه بر او مباحثه با ساکنان آسمان از جمله فرشتگان و ساکنان زمین از بنی آدم و جنیان (از طریق وحی)، با موجودات غیر ذی جان همانند زمین و آسمان و آتش و باد و … نیز سخن بگویید کرده است. قرآن کریم به مخاطب قرار گرفتن آتش نمرودیان از سوی خدا اشاره می‌کند و این چنین می‌فرماید: «قُلْنَا یَا نَارُ کُونِی بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَى إِبْرَاهِیمَ» (گفتیم اى آتش براى ابراهیم سرد و بى‏صدمه باش) – آیه ۶۹ سوره انبیاء، و در جایی دیگر زمین و آسمان را مورد خطاب و فرمان حضرتش قرار می‌دهد و می‌فرماید: «وَقِیلَ یَا أَرْضُ ابْلَعِی مَاءَکِ وَیَا سَمَاءُ أَقْلِعِی وَغِیضَ الْمَاءُ وَقُضِیَ الْأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِیِّ وَقِیلَ بُعْدًا لِلْقَوْمِ الظَّالِمِینَ» (و حرف های شد اى زمین آب خود را فرو بر و اى آسمان [از باران] خوددارى کن و آب فرو کاست و فرمان گزارده شده و [کشتى] بر جودى قرار گرفت و حرف های شد مرگ بر قوم ستمکار) – آیه ۴۴ سوره هود، و در جایی دیگر به چاقوی حضرت ابراهیم علیه السلام فرمان می‌دهد گلوی حضرت اسماعیل را نبُرد (در روایتی این چنین آمده که در عالم معنی چاقوی حضرت ابراهیم زبان گشود و او گفت: «الخلیل یأمرنی و الجلیل ینهانی» یعنی ابراهیم خلیل به من امر به ذبح اسماعیل می کند و خدای جلیل مرا از بریدن گلوی او نهی می‌کند) و موریانه را مأمور می‌کند عصای حضرت سلیمان را بخورد تا بیفتد و مرگ او برای جنّیان عیان شود.

به این علت می‌توان نتیجه گرفت که اشیاء، مخلوقات غیر ذی‌جان و موجودات دارای جرم‌های کوچک و بزرگ، همه و همه دارای ظرفیت و قابلیت ادراک فرمان الهی و اجرای دستورات خدای متعال می باشند و این تنها آفریدگار یکتاست که اینگونه قادر به سخن گفتن با آنهاست.

انزال و تنزیل چیست؟

حال داخل نوشته مورد نظر می‌شویم و بعد از اشاره به نحوه سخن گفتن خداوند با موجودات، به نحوه سخن گفتن آن حضرت با بندگانش می‌پردازیم. آیت‌الله مکارم شیرازی در رابطه با مقوله نازل شدن قرآن و مفهوم واژه‌های تنزیل و انزال اینگونه توضیح خواهند داد.

سوال: منظور از «انزال و تنزیل» چیست؟

جواب اجمالی:

این دو واژه هر دو از مادّه «نزول» گرفته شده که در اصل به معناى آمدن از بالا به پایین (فرود آمدن) است. در این که آیا واژه «اِنْزال» و «تَنزِیل» به یک معنی است یا نه بین ارباب لغت او مباحثه است. بعضى اعتقاد دارند که تفاوتى بین این دو وجود ندارد جز این که تنزیل معناى کثرت و فزونى را در بر دارد؛ در حالى که بعضى دیگر اعتقاد دارند بین این دو تفاوت اساسى است. «تنزیل» به معناى فرو فرستادن تدریجى است ولی «انزال» هم نزول تدریجى را شامل مى‌شود و هم نزول دفعى را.

جواب تفصیلی:

این دو واژه هر دو از مادّه «نزول» گرفته شده که در اصل به معناى آمدن از بالا به پایین (فرود آمدن) است؛ و چون این دو واژه معناى متعدّدى دارد به معناى پایین آوردن و فرو فرستادن است.

گاه نزول یا فرو فرستادن از بالا به پایین جنبه حسّى دارد؛ همانند: «وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً طَهُوراً»  (ما از آسمان آب پاکیزه، پاک کننده فرستادیم). گاه به معناى موهبتى است که از مقام بالا به مقام پایین‌ترى اعطا مى‌شود، همانند: «وَأَنْزَلَ لَکُمْ مِّنَ الاْنْعَامِ ثَمَانِیَهَ أَزْوَاج» ؛ (او براى شما هشت جفت از چهارپایان نازل کرد)، و گاه به معناى القاى مطالب و معارف الهیّه از سوى خداوند است که در قرآن مجید کراراً در این معنی به کار رفته است.

در این که آیا واژه «اِنْزال» و «تَنزِیل» به یک معنی است یا نه؟ بین ارباب لغت او مباحثه است. بعضى اعتقاد دارند که تفاوتى بین این دو وجود ندارد جز این که تنزیل معناى کثرت و فزونى را در بر دارد. در حالى که بعضى دیگر اعتقاد دارند بین این دو تفاوت اساسى است. «تنزیل» به معناى فرو فرستادن تدریجى است، در حالى که «انزال» هم تدریجى را شامل مى‌شود و هم دفعى را.

معنی دیگر نزول قرآن

خداوند متعال در خصوص نزول قرآن می فرماید: “إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ” (همانا ما آن را قرآنی عربی نازل کردیم ، باشد که بیاندیشید). در ظاهر این آیه و ترجمه آن اینگونه برداشت می شود که خداوند به زبان عربی قرآن اشاره می‌کند درحالیکه انگارً این برداشت زیاد بدیهی و پیش پا افتاده به نظر می‌رسد؛ چراکه معنی عمیق‌تری برای آن متصور است و به یک تعبیر محتمل، گویا خداوند متعال به نوعی مستتر در فعل «أَنْزَلْنَاهُ» می خواهد به مخاطب بفهماند که او بدون این که به اصل معنی و مفهوم کلام ملکوتی حضرتش آسیبی داخل شود کیفیت سطح کلام و سخن خود را به سطحی نازل و مادی – از طریق وحی – افت داده (یعنی تنزّل در سطح و کیفیت زبان ملکوتی به زبان ناسوتی = ترجمه زبان ملکوتی به زبان ناسوتی عربی) تا بندگانش توانایی تعقل و اندیشیدن در آن را داشته باشند.

خداوند این چنین در آیه ۱۹۲ سوره شعراء می فرماید: وَإِنَّهُ لَتَنْزِیلُ رَبِّ الْعَالَمِینَ، و در آیه یکم سوره زمر می‌فرماید: تَنْزِیلُ الْکِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ، این چنین در آیه ۱۰۸ سوره اسراء می‌فرماید: وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُکْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنْزِیلًا، و در آیه ۷۴ سوره انسان می فرماید: إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ تَنْزِیلًا، و آیات بسیاری که به تنزیل قرآن از سوی پروردگار اشاره دارد و تعداد بسیاری اعتقاد دارند که آیات فوق، بر نازل کردن قرآن از آسمان به زمین (یعنی از مکانی بالا به مکانی پایین) دلالت دارد و نه چیز دیگر.

کلام پایانی

لذا با در نظر گرفتن برداشت دیگر از نوشته تنزیل قرآن (یعنی تنزیل نوع کلام پروردگار از سطح ملکوتی به سطح ناسوتی برای فهمیدن و فهمیدن انسان) در آیات تنزیل، می‌توان معنی فرد دیگر به آنها بخشید. حال بیینید – با در نظر گرفتن توضیحات فوق در خصوص سطح کیفی کلام پروردگار اختصاصی عالم ناسوت- چطور خداوند متعال مشرکین را به چالش می‌کشد و از آنها می‌خواهد سوره‌ای همانند یکی از سوره‌های قرآن بیاورند:«وَإِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَىٰ عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَهٍ مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ» (و اگر در آنچه بر بنده خود نازل کرده‏ ایم شک دارید بعد اگر راست مى‏‌گویید سوره‏‌اى همانند آن بیاورید و گواهان خود را غیر خدا فرا خوانید) – آیه ۲۳ سوره بقره.

بعد می توان اینگونه استنتاج کرد، کتاب‌های آسمانی که شامل مجموعه مطلب‌های الهی برای بشر است و با همین حروف و کلمات عادی (یعنی زبان به کار گرفته شده بین مردم آن دوران) بر پیامبران خدا نازل و به شکل جاری درآمده است، این چنین واژه تنزیل قرآن – علاوه بر معنی نازل شدن کلام خدا از آسمان به زمین – به تعبیری و به معنی فرد دیگر نازل‌ترین مرتبه کلام پروردگار است که در برابر ما قرار گرفته تا بشر بتواند کلام، دستورات و خواسته‌های خالق خویش را بهتر فهمیدن کند، به آنها عمل کرده و بنده با لیاقت ای برای پروردگار خود باشد.

انتهای مطلب/

دسته بندی مطالب

کسب وکار

اخبار ورزشی

اخبار اقتصادی

فرهنگ وهنر

سلامتی

اخبار تکنولوژی

[ad_2]
منبع

پیشنهاد ما به شما

دیدار حدادعادل و وزیر فرهنگ ارمنستان برای تقویت روابط فرهنگی

دیدار حدادعادل و وزیر فرهنگ ارمنستان برای تحکیم روابط فرهنگی_دانشجو

[ad_1] به گزارش دانشجو به گزارش دانشجو، غلامعلی حداد عادل که برای بازدید برنامه‌های آموزش …