[ad_1]
در بین سلاح های حاضر در زرادخانه ارتش ایالات متحده، هیچ کدام به اندازه هلیکوپتر تهاجمی به شدت مسلح آپاچی اَی اچ-۶۴ (AH-64 Apache) نمی تواند نماد قوت و اعتبار این نیرو باشد. آپاچی در خاورمیانه، آسیای مرکزی، آفریقا و جاهای دیگر توانایی و قوت خود را ثابت کرده و سابقه مستند شده ای در مبارزه با طیف گسترده ای از دشمنان؛ از چریک ها گرفته تا تانک های جنگی مهم را دارد. آپاچی به گفتن موفق ترین هلیکوپتر تهاجمی در همه دوران ها، به لطف ارتقاهای زیاد و منظم، چابک و مرگبار است. در ادامه می خواهیم به این نوشته بپردازیم که چه چیزی هلیکوپتر آپاچی را به این چنین سلاح مرگباری تبدیل کرده است.
دوران جنگ سرد
در اواخر دهه ۱۹۶۰، ارتش ایالات متحده اولین هلیکوپتر تهاجمی خود را با نام AH-1 Cobra به پرواز درآورد. کبرا که از UH – ۱ Huey به گفتن یک هلیکوپتر اسکورت مسلح و پلتفرم حمایتهوایی نزدیک گسترش یافته می بود، در جنگل های ویتنام زیاد موثر واقع شد، اما از محدودیت های خاص خود رنج می برد. هلیکوپتر کبرا تنها یک موتور داشت، نقطه ضعفی که حجم محموله و ارتفاع عملیاتی آن را محدود می کرد و اگر آتش دشمن به موتور صدمه می رساند، فاقد ابزاری برای جبران این خسارت می بود. کبرا این چنین فاقد سیستم دید دوربرد و به همان اندازه سلاح های دوربرد می بود که خدمه را ناچار می کرد تا به اهداف دشمن نزدیک شده و آن ها را زیر آتش بگیرد، موضوعی که آن ها را در معرض شلیک ضد هوایی قرار می داد.

در دهه ۱۹۷۰، با در نظر داشتن توانایی جنگ ویتنام، ارتش ایالات متحده به این نتیجه رسید که به یک هلیکوپتر تهاجمی تازه نیاز دارد، بالگردی که از پایه برای نابود کردن اهداف زمینی طراحی شده باشد. در این دوران، دقت ارتش ایالات متحده به سمت دفاع از اروپای غربی در برابر اتحاد جماهیر شوروی و کشورهای عضو پیمان ورشو که بیشتر از ۴۵,۰۰۰ تانک را در مرزهای ناتو مستقر کرده می بود، تحول یافت. اگر جنگی در می گرفت، ناتو از نظر تعداد تانک ها توان برابری را دشمن را نداشت و یک قاتل پرنده تانک نقش موثری در عقب راندن دعوا دشمن ایفا می کرد. بدین ترتیب ارتش ایالات متحده که نصب موشک های ضدتانک TOW بر روی بالگردهای کبرا را برای نابودی تانک های شوروی اغاز کرده می بود، خواستار یک موشک دوربرد تازه به گفتن تسلیحات مهم این هلیکوپتر نیز می بود – موشکی که بتواند تانک هایی همانند T – ۶۲ و T – ۷۲ را به تلی از آهن قراضه تبدیل کند بدون این که در تیررس توپ های ضد هوایی دشمن قرار گیرد.
ارتش ایالات متحده که برای از دست دادن بیشتر از ۵,۰۰۰ فروند هلیکوپتر در دوران جنگ ویتنام زخم خورده می بود، خواهان یک هلیکوپتر تهاجمی می بود که بتواند در محیط مرگبار پدافند هوایی زنده بماند. ارتش های اتحاد جماهیر شوروی و متحدانش ستون های تانک های پیشرفته خود را با موشک های زمین به هوای دستی همانند موشک دوش پرتاب SA – ۱۴؛ ZSU – ۲۳ – ۴ “شیلکا” که یک خودروی زرهی شنی دار تجهیزبه چهار توپ ۲۳ میلی متری با کنترل راداری و شدت شلیک بالا می بود؛ و سیستم موشکی زمین به هوای ۹ K۳۳ “اوسا” محافظت می کردند. یک کابین و پره های زرهی و دو موتور برای افزونگی، ارتقاهای الزامی برای هر هلیکوپتر تهاجمی نسل دوم محسوب می شدند.

آپاچی داخل می بشود
آپاچی AH – ۶۴ که در سال ۱۹۷۶ به گفتن برنده برنامه هلیکوپتر تهاجمی پیشرفته ارتش انتخاب شد، در سال ۱۹۸۵ داخل خدمت گردید. آپاچی با ظاهری همانند دوک و حشره ای شکل حتی وقتی که روی آسفالت ایستاده می بود نیز انگار در حال پرواز می بود. این هلیکوپتر از دو موتور توربوشفت GE T۷۰۰ نیرو می گرفت که هر کدام تا ۱،۶۹۵ اسب بخار قوت تشکیل می کردند و نهایت شدت ۳۰۲ کیلومتر در ساعت را به آن می دادند. روتور چهار تیغه ای مهم آپاچی را می توان برای حمل و نقل با هواپیماهای ترابری C – ۱۷ و C – ۵ تا کرد.
“برنامه قاتلِ” آپاچی، قابلیت کلیدی که آن را در میدان نبرد ناکامی ناپذیر می ساخت، توانایی آن در شلیک موشک تازه AGM – ۱۱۴ Hellfire می بود – یک موشک ضد تانک هدایت لیزری با برد ۸ کیلومتر، که بیشتر از دو برابر برد موشک قدیمی TOW می بود. آپاچی می توانست تا ۱۶ موشک هلفایر را به طور همزمان حمل کند و یک هلیکوپتر از این نوع می توانست در تئوری همه ده تانک حاضر در یک دسته تانک ارتش شوروی را نابود کند و در عین حال از محدوده پدافند هوایی دشمن دور بماند. به جای این موشک ها، آپاچی می توانست هشت موشک هلفایر و دو غلاف متشک از ۱۹ موشک هدایت نشده ۷۰ میلی متری راکت Hydra-70 (موثر در برابر پیاده نظام پیاده شده از خودروهای زرهی یا خودروهای زرهی سبک) یا چهار غلاف راکت های Hydra-70 را حمل کند.

تنها سلاح پیش فکر و ثبت آپاچی، توپ زنجیره ای (مسلسل سنگین) M۳۲۰ است. این توپ ۳۰ میلی متری تک لوله ای با نرخ شلیک ۶۲۵ گلوله در دقیقه گلوله های ۲۵۰ گرمی شلیک می کند. این پرتابه های دو منظوره و با قوت انفجاری بالا برای از بین بردن نیروهای دشمن، وسایل نقلیه با زره معمولی همانند کامیون و جیپ و حتی وسایل نقلیه زرهی سبک همانند نفربر زرهی BTR – ۷۰ طراحی شده اند. یک سیستم مقصد گیری پیچیده به نام Target Acquisition and Designation Sight به خدمه هلیکوپتر اجازه می دهد تا این سلاح را تنها با اشاره سر به سمت مقصد نشانه بگیرند.
آپاچی یکی از اولین سیستم های تسلیحاتی می بود که سیستم دید در شب مادون قرمز رو به جلو را در خود داشت. سیستم Target Acquisition and Designation Sight و سنسور دید در شب (TADS / PNVS) خلبان به خلبانان آپاچی اجازه می داد تا دشمن را در شب مقصد قرار دهند، یا در روز خودروهای زرهی با موتورهای روشن که ردپای گرمایی «داغ» تشکیل می کرد را در بین پوشش گیاهی یا پوشش های دیگر شناسایی و مقصد قرار دهند. این کار این چنین به خدمه آپاچی اجازه می داد تا از بین دود حاضر میدان نبرد و صفحه های دودزا – حتی صفحه های دودزای متعلق به کشورهای عضو پیمان ورشو – نیز ببینند که یک نقطه قوت عمده را از نیروی در حال پیشروی دشمن می گرفت.

تاکتیک ها
بهترین توصیف از آپاچی «تک تیرانداز ضد تانک» است که از برد موشک های هلفایر خود برای نابودی اهداف زرهی در مسافت های بلند منفعت گیری می کند. این کار علتمی بشود که تهدیدات پدافند هوایی به حداقل برسد، به خدمه زمان می دهد تا اهداف خود را شناسایی و با آن ها دچار شوند و به شدت روحیه دشمن را تضعیف کنند. در شرایط ایده آل، چهار هلیکوپتر آپاچی – با مجموع ۶۴ موشک هلفایر در روبه رو یک گردان متشکل از ۳۱ دستگاه تانک تی ۷۲ در فاصله شش کیلومتری – می توانند آن ها را در عرض چند دقیقه نابود کنند.
در طول دوران جنگ سرد در اروپای غربی، آپاچی ها برای همکاری با جت های A-10 Warthog متعلق به نیروی هوایی ایالات متحده و توپخانه زمینی ارتش برای جلوگیری از حملات گسترده تانک های شوروی آموزش دیده بودند. در مفهومی به نام تیم دعوا هوایی مشترک، یک رگبار توپخانه سیستم های ضد هوایی دشمن را سرکوب می کرد و توپچی ها را ناچار به مخفی شدن می کرد و به رادارها و سیستم های موشکی صدمه داخل می کرد. بعد از توقف توپخانه، آپاچی ها و جت های A-10 Warthog با موشک های هلفایر و Maverick آتش گشوده و پیشروی شوروی را متوقف می کردند.

در دهه ۱۹۹۰ و اغاز دهه ۲۰۰۰، عمدتاً انتظار می رفت که آپاچی ها بتوانند “حملات عمیقی” علیه اهداف پشت خطوط دشمن انجام بدهند. این یک انتظار به دور از واقع گرایی می بود که در طول دعوا سال ۲۰۰۳ به عراق آشکار شد، وقتی که ۳۲ هلیکوپتر آپاچی از هنگ یازدهم هلیکوپتر تهاجمی، دعوا عمیقی به قسمت مدینه گارد جمهوری عراق انجام دادند. این دعوا شامل پرواز بر فراز مراکز پرجعیت می بود که عنصر غافلگیری را از بین می برد و به هر فردی که اسلحه داشت اجازه می داد به طرف دسته مهاجم تیراندازی کند. آتش دشمن به قدری سنگین می بود که ۳۱ بالگرد صدمه دیده و یکی از آن ها سقوط کرد که تبدیل دستگیری دو نفر از خدمه شد. این دعوا آخر کار آپاچی یا هر هلیکوپتر مسلح فرد دیگر به گفتن پلتفرمی می بود که انتظار می رفت از فراز نیروهای دشمن عبور کرده و حملاتی را از فاصله ای دور از مقصد به گفتن یک روش ترجیحی انجام بدهند.

در درگیری های با شدت کمتر همانند افغانستان یا عراق بعد از دعوا آمریکا در سال ۲۰۰۳، آپاچی ها در حمایتنزدیک هوایی، دیده بانی و حفاظت از کاروان های نظامی برای ارتش آمریکا و دیگر نیروهای زمینی، قوت و توانایی خود را نشان دادند. سنسورهای الکترواپتیک آپاچی به خدمه اجازه می داد تا نیروهای دشمن احتمالی را مشاهده کنند و بین نیروهای خودی و دشمن و غیرنظامیان غیر مسلح، حتی در شب اختلاف قائل شوند. نداشتن موشک های سطح به هوا یا توپ های ضدهوایی، آپاچی ها را تا حد بسیاری در برابر آتش دشمن صدمه ناپذیر می کرد و شدت و چابکی آن ها به این معنی می بود که می توانستند به شدت به نقل از درگیری نیروهای خودی با دشمن عکس العمل نشان دهند.

رکورد نبرد
اولین شلیک AH-64 در میدان نبرد در دسامبر ۱۹۸۹ و در جریان دعوا آمریکا به پاناما صورت گرفت. ۱۱ فروند آپاچی که پیش از دعوا به این سرزمین آمریکای مرکزی پرواز کرده بودند، از موشک های هلفایر خود برای انجام حملات دقیق در حمایتاز نیروهای زمینی در طول شب منفعت گیری کردند. نیاز به عنصر غافلگیری، مقدار سخت افزاری که می توانست در برابر نیروهای پانامایی به کار گرفته بشود را محدود می کرد و آپاچی ها به گمان زیادً تنها سکوی هوایی حاضر در آن فضا بودند که قادر به جنگیدن در شب، هدایت دقیق مهمات به اهداف خود و برقراری ربط با نیروهای زمینی بودند.

۹ ماه سپس، آپاچی های لشکر ۱۰۱ هوابرد (دعوا هوایی) در جواب به دعوا عراق به کویت به عربستان سعودی اعزام شدند. در صورتی که صدام حسین به پیشروی خود به سمت جنوب ادامه می داد، آپاچی ها اولین سخت افزارهایی بودند که ماموریت دفاع از این سرزمین نفت خیز را بر مسئولیت داشتند، اما در ماه نوامبر با دیگر واحدهای آپاچی از قاره آمریکا و آلمان تحکیم شدند. بعد از ژانویه ۱۹۹۱، وقتی که ائتلاف بین المللی برای آزادسازی کویت دست به کار شد، آپاچی ها به گفتن عامل انهدام ۲۷۸ تانک و ۹۰۰ مقصد دیگر شناخته شدند.
بعد از ۱۱ سپتامبر، آپاچی ها به افغانستان اعزام شدند، جایی که حمایتنزدیک هوایی و حفاظت از کاروان ها را برای نیروهای آمریکایی و ائتلاف فراهم کردند. آپاچی ها نقش شبیهی را در نبرد با شبه نظامیان عراقی و نیروهای دولت اسلامی فعال در سوریه و عراق ایفا کردند. دلنشین اینجاست که AH-64 با این که برای میدان نبرد اروپا طراحی شده، اما در واقع هیچگاه در اروپا نبردی را توانایی نکرده است.

آینده
انتظار می رود که AH – ۶۴ حداقل برای ۲۰ سال دیگر خدمت کند و ارتش ایالات متحده انتظار دارد که این هلیکوپتر زیاد راحت تا دهه ۲۰۴۰ در خدمت بماند. آخرین نسخه از هلیکوپتر آپاچی به نام AH-64E Apache Guardian سومین نسل آپاچی بوده و دارای یک سیستم شناسایی مقصد / سیستم دید در شب خلبان مدرن شده ( MTADS / PNVS ); جانشین جدیدی برای موشک های هلفایر به نام موشک هوا به زمین مشترک (Joint Air to Ground Missile (JAGM))، موتورهای بهبود یافته، روتورهای کامپوزیتی، توانایی جستجو برای اهداف در دریا و توانایی کنترل پهپاهاست. ادغام هواپیماهای بدون سرنشینی همانند MQ-1 Gray Eagle و MQ-2 Shadow در واحدهای آپاچی به خدمه این هلیکوپتر اجازه می دهد که ابتدا هواپیماهای بدون سرنشین را به مناطق خطرناک فرستاده، تهدیدها و اهداف را بدون به خطر انداختن هلیکوپترها و خدمه شناسایی کنند.

سخن آخر
هلیکوپتر AH-64 Apacheاستاندارد جدیدی را برای بالگردهای تهاجمی تشکیل کرد و تشکیل فهرستی از رقبای بین المللی از جمله Eurocopter Tiger, Ka-52 Alligator, و Changhe Z-10 را در پی داشت. با این حال هیچ کدام از آن ها سابقه مبارزه ای حتی نزدیک به رکورد آپاچی ندارند. آپاچی در کاری که انجام می دهد به قدری خوب است که دور از انتظار به نظر می رسد یک هلیکوپتر تازه, تیلت روتور یا دیگر انواع پرنده های نظامی که امروز معارفه شده اند, قابلیت های تازه کافی برای داشتن ارزشی همانند آن را داشته باشند.
آیا آپاچی واقعاً به ۷۵ سالگی می رسد؟ روی آن حساب کنید.
منبع